آغاز دوباره

بهاران كه شکوفه های درختان سر باز می كنند و گل های رنگین سر از دل خاك بر می آورند، زندگی رنگ و بوی دیگری به خود می گیرد. گویی آغاز طبیعت، آغازی است برای همه  چیز؛ حتی برای ما آدمیان.هر زمان كه از در این باغ وارد شویم، پشیمان نخواهیم شد؛ چون هنوز سبزی پابرجاست. هر چه بیشتر پیش می رویم بیشتر خود را در میان گل ها و برگ های سبز و عطر خوش خاک نمدار و صدای شرشر آب جویبار، فریفته و شیدا خواهیم یافت. اینجا باغی است که هیچ گاه خیال خارج شدن از آن را نداریم، گویی که روح  فقط در اینجا آرام می گیرد.

 

نقشِ ماندگار

نگاره هایی از گل ها و غنچه های رنگین و بزرگ بر بوم، یکی از نشانه های آشکار آثار هنرمند مشهور جورجیا اوکیفی است. او که در سال 1887در ویسکانسین به دنیا آمد و در سال 1986در سانتافه در نیومکزیکو چشم از جهان فروبست، گل هایی شكوفا را بر بوم خلق كرد که چشم و روح مخاطبان را نوازش می کنند. او که در دورانی سرنوشت ساز در تاریخ بشری و آکنده از پستی و بلندی های تلخ و شیرین در زندگی شخصی، اجتماعی و جهانی به سرمی برد، از سویی به بازتاب احساسات خود در اثر هنری و از سویی دیگر به اندیشه های نوینی که در حوزه های گوناگون اجتماعی و روانشناسی ارائه شده بود می پرداخت. از همین رو، برای خلق آثار ماندگارش، همچنان به یکی از کهن ترین و در عین حال ماندگارترین موضوعاتی که ذهن آدمی را همواره به خود مشغول داشته بود، مبادرت ورزید؛ یعنی جهان گل!

 

حلقه گل

زمانی که قهرمانان پس از تلاشی سترگ به کامیابی بزرگی در عرصه های گوناگون علمی، ورزشی و غیره دست می یابند، جمع دوست  داران شان در هنگام بازگشت آنها به میهن، حلقه هایی آراسته به گل های رنگین و تازه بر گردن شان می آویزند. گاهی بر سر در خانه ها یا در میان نمادها و نشانه های رایج در میان فرهنگ های مختلف حلقه های گل به خوش اقبالی و خوشامدگویی اشاره دارد. در این میان، کاربرد حلقه های انبوه گل در میان هندی ها بسیار زیاد است. آنها در مراسم دینی و آیینی گوناگون خود حلقه های گل را به کار می برند. گاهی هنگام دعوت از مهمانی ویژه، سردر خانه ها و دو سوی در ورودی را با ردیفی از گل ها و غنچه های رنگین می آرایند. یکی از ارکان مهم نیایش در معابد هندوها استفاده از حلقه های گل است. در پاره ای از این رخدادهای آیینی، شیوه تهیه و به کار بردن گل نیز با رسوم ویژه ای همراه است؛ مثلاً گاهی باید دقت كرد که گل ها در هنگام صبح زود چیده شده و در حین آماده سازی، بدن از آلودگی پاک شده باشد. همچنین گاهی باید گل هایی را که بر زمین افتاده اند، استفاده نكرد و یا در زمان چیدن گل ها، سرودها و نغمه های ویژه ای بر زبان راند.

 

جشنواره ای دل انگیز

شاید برخی با شنیدن نام کشور کلمبیا به یاد خشونت هایی که گروه های خلافکار مرتبط با قاچاق مواد مخدر در چند دهه اخیر در این کشور زیبا ایجاد کرده اند، بیفتند، اما این موضوع تنها یک روی سکه است. با نگاهی به فرهنگ غنی و طبیعت زیبای این سرزمین گرم و صمیمی چهره ای دیگر از آن را می توان در پیش چشم یافت. گل های زیبا و چشم نواز نه تنها در این سرزمین گرم و مرطوب حضوری همیشگی داشته اند؛ بلکه در بستر مراسم و جشن های گوناگون مردم این دیار حضوری پررنگ دارند. شهر گردشگری و زیبای مدلین که دومین شهر بزرگ کلمبیا به حساب می آید، از اواخر دهه 1950میلادی بدین سو هر سال شاهد برگزاری جشنواره ای در ماه آگوست میلادی است. در جریان کارناوال بزرگ شهر مدلین، دسته های بزرگ و کوچک گل های رنگارنگ با شکل های گوناگون خودنمایی می کنند. گاهی شکل های هندسی ساده همچون مربع و مثلث با چیدمانی زیبا از گل ها نمایی دیگر می یابند و گاهی نیز آرایش ماهرانه گل ها در کنار هم به ایجاد اشکالی همچون گیتار، حیوانات و اشیای دیگری می انجامد. پوشیدن لباس های محلی و آرایش با حلقه های گل در کنار مسابقات گوناگونی همچون ماشین رانی و اسب سواری شور و شادی در مدلین را به اوج خود می رساند و علاوه بر ساکنان شهر، رخدادی به یاد ماندنی را در ذهن هزاران گردشگر خارجی به ثبت می رساند.

 

عطر اصفهان

عطر گل سرخ اصفهان که نمودی از زیبایی ، شهرت و اعتبار این شهر در طول تاریخ بوده است، توجه چکامه سرایان و هنرمندان را هم به خود جلب كرده و با دنیای شعر و موسیقی در هم آمیخته و ابدی شده است. چکامه های حزن انگیز نام مجموعه شعری از شاعر فرانسوی سده نوزدهم، شارل مری رنه لوکونت دو لیل است. یکی از چکامه های این مجموعه «گل های سرخ اصفهان» نام دارد. گاهی این گل های سرخ، اشاره ای به بهار سرسبز و خوش رنگ و بوی نصف جهان دارد و گاهی جهان زیبا و منحصربه فرد حاضر برگنبدهای پرنقش و نگار مسجدهای این شهر را که همچون غنچه ای از گل سرخ سر بر آسمان ساییده و معنویت و جهان ماده را به هم پیوند زده اند، به یاد می آورد. گابریل فوره، آهنگساز مشهور فرانسوی سده های نوزدهم و بیستم میلادی، قطعه ای را بر این چکامه برای پیانو و آواز نگاشت. فوره با استادی و مهارت تمام، حتی زمانی که از ریتم دوضربی رایج در مارش ها برای ساخت این آهنگ بهره گرفت، چنان نغمه ها را با شیرینی و لطافت در کنار هم قرار داد که واقعا زیبایی گلبرگ های تازه و خوشبوی گل سرخ را به ذهن و روح شنونده متبادر می نماید؛ آن هم گل سرخی از نوع اصفهانی آن!

 

آفتابگردان

گل زیبا و اعجاب برانگیز آفتابگردان در طول تاریخ مرجعی برای اشتغال ذهنی بشر و به ویژه هنرمندان و ادیبان بوده است. رنگ جذاب و گیرای گلبرگ های این گل با تقارن و چیدمانی همچون پرتوهای درخشان خورشید، رو كردن این گل به سوی خورشید و همچنین وجود دانه های سیاه آن در حلقه هایی منظم، آثار هنری و رویکردهای گوناگون فرهنگی را در طول تاریخ از خود متاثر كرده است. در این راستا داستان ها و کتاب های گوناگونی با الهام از ویژگی های نمادین این گل و گاهی هم با زیبایی و نظم موجود در آن به رشته تحریر درآمده است. گاهی نقاشان مشهوری همچون ونسان ون گوگ مجموعه آثاری از گل های آفتابگردان را در وضعیت های تصویری گوناگون خلق کرده اند که به میزان بالایی بر شهرت هنری شان افزوده است. در عالم سینما، چه در حوزه فیلم های سینمایی و چه در حوزه های مستند با آفتابگردان مواجه می شویم. فیلم مشهور «گل های آفتابگردان» با هنرنمایی مارچلو ماستریانی و سوفیا لورن هرگز از مجموعه فیلم های کلاسیک تاریخ سینما فراموش نخواهد شد.

در اسطوره های یونان دختری به نام کلیتی روزی در دشت نگاهش به آپولو که سوار بر اسب از بلندای آسمان می گذشت، افتاد. او هر روز برای دیدن دوباره آپولو و عظمت و شکوه او به آنجا می آمد. مادرش بسیار تلاش می کرد تا او را از این کار منصرف كند، ولی او هر روز بیش از پیش پافشاری می کرد. از صبح تا غروب با طلوع و غروب خورشید چشم بر آسمان می دوخت تا اینکه در نهایت تبدیل به گلی آفتابگردان شد و هنگامی که مادرش برای یافتن او سر به دشت گذاشت، به جای دختر گل آفتابگردانی را دید. از آن زمان تاکنون، کلیتی هر روز در دشت چشم بر آسمان می دوزد و حرکت خورشید را دنبال می کند تا شاید روزی دوباره نگاهش به محبوب افتد.

 

فراتر از باغ

باغ گیاه شناسی دانشگاه آکسفورد در انگلستان یکی از کهن ترین نمونه ها و قدیمی ترین باغ از این نوع در بریتانیاست. این باغ در سال 1621میلادی تأسیس شد. باغ در ابتدا برای تولید گیاهان دارویی مورد نیاز برپا شده بود، اما در طول زمان تبدیل به یکی از مراکز مهم پژوهشی در حوزه گیاه شناسی شد. بیش از هشت هزار گونه گیاهی در فضایی نزدیک به دو هکتار در باغ ها و گلخانه های مختلف این باغ نگهداری می شوند. این باغ زیرنظر دانشگاه آکسفورد قرار دارد. علاوه بر گیاهان موجود در این باغ، رویکردهای هنری و معمارانه جالب در ساخت باغ و سازه های وابسته به آن است. یکی از این سازه های مشهور، دروازه دَنبی است که در اوایل دهه 1630میلادی طراحی و اجرا شده است. کنده کاری ها، طاق نماها و تندیس های کنده شده از سنگ در این دروازه که از شیوه معماری دوران باروک الهام گرفته بر زیبایی و جذابیت آن افزوده و آن را به یکی از نمادهای مشهور این باغ تبدیل کرده است. در بخش جنوب شرقی این باغ، هشت باغچه به پرورش گیاهان دارویی اختصاص یافته است. در هر کدام از این باغچه ها، گیاهان شفابخش مرتبط با بیماری های خاص را می توان یافت؛ مثلا در یک باغچه گیاهان شفابخش بیماری های قلبی و در باغچه ای دیگر گیاهان دارویی مربوط به بیماری های پوستی را می توان یافت. فضاهای دیگری نیز به درمان بیماری های خونی، کلیوی، ریوی و عصبی اختصاص یافته است. از گلخانه های مشهور این باغ می توان به گلخانه نخل، گلخانه آلپ، گلخانه سرخس وگلخانه زنبق های استوایی اشاره كرد. این باغ در طول تاریخ، مکانی برای استراحت و الهام  هنرمندان و نویسندگان نیز بوده است. لوئیس کارول؛ نویسنده داستان معروف «آلیس در سرزمین عجایب» ازجمله نویسندگانی است که در آفرینش این رمان تحت تأثیر فضای دل انگیز این باغ قرار داشته است.

 

از شهری کهن

یکی از پارک های قدیمی و بزرگ شهر رُم ویلابورگِزه نام دارد که پیشینه آن به اوایل سده هفدهم میلادی می رسد. این پارک که از اوایل سده بیستم به روی عموم باز شد، نه تنها مکانی برای بهره گیری از چشم انداز سبز گیاهان و گل های شاداب و نشاط انگیز است؛ بلکه جایی برای تماشای پیکره هایی از شخصیت های مشهور جهانی است. در بخشی از این باغ، گالری معروف بورگزه قرار دارد که در آن آثار هنری ارزشمندی از هنرمندان سده های پیش همچون تیسین، رافائل و کاراواجّو نگهداری می شود و در معرض دید عموم قرار دارد. در داخل این باغ 80 هکتاری چندین ویلای مسکونی متعلق به اشراف و شخصیت های مذهبی قدیمی همچون ویلای تابستانی پاپ ژولیوس سوم قرار دارد که هر یك به نوبه خود جاذبه های قابل توجهی برای دیدارکنندگان چه از نظر معماری خارجی و تزئینات داخلی و چه آثار هنری داخل فراهم می آورد. در بخش دیگری از این باغ، گالری هنر مدرن قرار گرفته که برعکس نمونه های پیشین، به نمایش آثار مدرن هنرمندان ایتالیایی اختصاص یافته است. همانطور که گفته شد، یکی از ویژگی های مهم این باغ وجود مجسمه هایی از شخصیت های هنری و ادبی از سراسر جهان در گوشه و کنار باغچه های زیبای آن است. ازجمله مهم ترین این تندیس ها می توان به تندیس شاعر مشهور آلمانی گوته اشاره کرد. مجسمه نیکلای گوگول نویسنده مشهور روس و لُرد بایرون شاعر و سیاستمدار انگلیسی نیز از جمله این تندیس هاست، اما آنچه که در این میان برای ما شاید از همه جالب تر به نظر برسد، اثر سترگی از تندیس گر بزرگ ایرانی ابوالحسن صدیقی است که با عظمت و شکوهی بی همتا در این پارک خودنمایی می کند و آن هم اثری نیست مگر تندیسی از بزرگمرد ادب پارسی، فردوسی بزرگ!

 

باغ شهر

اندیشمند انگلیسی سِر اِلبنزر هووارد در سال 1898میلادی طرحی را با عنوان باغ شهر ارائه كرد که به دنبال آن جنبشی فراگیر در سراسر دنیا پدید آمد. در این طرح او تأسیس شهرهای جدیدی بر پایه تلفیقی منطقی از نیازهای شهری و طبیعی درنظر گرفته شده بود. پیشنهاد او این بود که این گونه شهرها علاوه بر دارا بودن امکانات پیشرفته شهری، از مواهب طبیعت سبز کافی نیز برخوردار باشند. این شهرها که بعدها باغ شهر نام گرفتند، مکان هایی آرمانی برای یک زندگی سالم به شمار می آیند. در این طرح، پیش بینی شده که وقتی جمعیت شهر به اندازه  مناسبی رسید، شهری دیگر در نزدیکی آنجا برپا شده تا جمعیت اضافی در آنجا ساکن شده و بدین ترتیب از تراکم بالا و نامناسب جمعیت در شهرها جلوگیری شود. نخستین باغ شهرهایی که بدین ترتیب در انگلستان بنا شد عبارت بودند از لِچوُرث و وِلوین. با الهام از چنین رویکردی بود که در سراسر جهان شهرهایی جدید ساخته شدند یا بخش هایی از شهرهای قدیمی بازسازی شدند. حتی در برخی موارد مناطقی در حاشیه شهرهای بزرگ به این امر اختصاص یافت؛ مثلاً مناطقی همچون آلتو دِ پین هیروز در سائوپولوی برزیل، باغ شهر لوماس دِل پالومار در حوالی بوئنوس آیرس در آرژانتین، باغ شهر کلنل لایت در نزدیکی آدلاید در استرالیا از این جمله اند. شهر دالات در کشور ویتنام که پیش تر به نام شهر هزاران درخت کاج مشهور است، تیمپهو پایتخت کشور بوتان، چندیگر در ایالت پنجاب هندوستان و بسیاری از شهرهای کوچک و بزرگ دیگری را که نام باغ شهر را به یدک می كشند، می توان در زمره این مناطق به شمار آورد. در گذر از خیابان های صاف و پوشیده از درختان در دو سوی شهر چندیگر، باغ هایی را که پوشیده از گل های رنگارنگ هستند، می توان مشاهده كرد. سفر به تیمپهو با جاذبه های ممتازی ازجمله طبیعت بکر و سبز و وجود معابد رنگارنگ در خیابان ها و کوچه ها همراه با مردمی که با پوشش های سنتی خود در حال گذر هستند، تجربه ای فراموش ناشدنی است. اینجا یکی از معدود شهرهای جهان است، که به احتمال زیاد در مدت زمان اقامت تان در آنجا، سیگاری را بر لب کسی نخواهید دید.بنابراین نفس تان سرشار از بهترین و سالم ترین هوایی خواهد شد که ممکن است در یکی از شهرهای کره زمین به درون ریه های تان راه دهید؛ در شهری همچون یک باغ بزرگ، یا باغی به شکل یک شهر!

 

باغ های معلق بابل

یکی از عجایب هفتگانه در جهان باستان باغ های معلق بابِل بود که مکان دقیق آن به طور یقین مشخص نشده است. حتی در پاره ای از منابع آن را خیالی و جزئی از داستان های اسطوره ای پنداشته اند. منابعی که وجود این باغ را مورد تایید قرار داده اند آن را همچون کوهی دست ساز و پوشیده از درختان در مکانی در میان رودان یا بین النهرین ذکر کرده اند. گفته می شود که این باغ در شهر کهن بابل در مکانی در نزدیکی شهر حلّه در عراق کنونی قرار داشته است. در برخی از منابع تاریخی این باغ متعلق به دوران حکمرانی نبوکدنصر، حاکم سده ششم پیش از میلاد نسبت داده شده است. در پاره ای از داستان ها آمده که حاکم مزبور همسری از ماد اختیار کرد و به خاطر خوشایند او که از سرزمینی سبز و پر از گل و گیاه به آن مکان خشک آمده بود، دستور ساخت این باغ را صادر كرد. شهرت این باغ ها در طول تاریخ زمینه ساز خلق برخی از آثار هنری و ادبی بوده است؛ از جهان نقاشی گرفته تا بازی های رایانه ای می توان نشانه هایی از حضور این باغ های خیال برانگیز را به تماشا نشست.

 

باغ گیاه شناسی

باغ گیاه شناسی شهر کوریتیبا در ایالت پارانا در جنوب کشور برزیل مهم ترین جاذبه گردشگردی این شهر است. بخشی از دانشگاه فدرال این شهر نیز با این باغ در هم آمیخته و تلفیقی هوشمند از مکانی طبیعی و یك مکان علمی فراهم آورده است. این باغ که در سال 1991میلادی به سبک و سیاق باغ های فرانسوی ساخته شد دارای فواره ها، آبشارها و دریاچه های متعدد و نیز باغچه هایی است که با دقت فراوان طراحی و آراسته شده اند. گلخانه اصلی این باغ با چارچوبی فلزی از شیوه های رایج مدرن سده بیستم در اروپا و به ویژه انگلستان الهام گرفته است. وجود هزاران گونه گیاهی و گل های مناطق مختلف آب و هوایی جهان به ویژه اقلیم های استوایی در این باغ، جاذبه ای ممتاز برای پژوهشگران و دانشجویان حوزه های مختلف علوم گیاهی فراهم آورده است. در گوشه ای از باغ، موزه، مکانی برای سخنرانی و همچنین جایگاهی مناسب برای نمایش آثار هنری تعبیه شده است.

 

باغ  نشاط

سلسله مغولان هند که از آنها با نام های دیگری همچون بابریان یا گورکانیان نیز یاد می شود، بیش از سه سده بر شبه قاره هندوستان حکمرانی کردند. آنها که به زبان پارسی سخن می گفتند و شیفته فرهنگ، ادب و هنر ایرانیان بودند عامل بسیار مؤثری در جایگیری عناصر ایرانی در فرهنگ کهن هند شدند. در این میان، بخشی از گرایش های آنان به هنر معماری را می توان در توجه ویژه شان به احداث باغ های گوناگون در شهرهای مختلف مشاهده کرد. این باغ ها که بیشتر از الگوی چهارباغ  ایرانی الهام گرفته بود، نه تنها فضایی برای آسودن و تفرّج درباریان و صاحب منصبان مغول فراهم می آورد؛ بلکه اسباب پیشرفت و رونق هنر معماری در شبه قاره را مهیا كرد و در زمان حاضر نیز به عنوان مکان هایی عمومی جاذبه های فراوانی را برای شهروندان و جهانگردان فراهم آورده است. یکی از این باغ ها که در منطقه خوش آب و هوای کشمیر واقع شده، باغ نشاط است که در جبهه شرقی دریاچه دال در نزدیکی شهر سرینگر واقع شده است. باغ نشاط که توسط وزیر و پدرزن شاه جهان در میانه سده هفدهم میلادی احداث شد، به دلیل واقع شدن در بلندی های تپه از سبك رایج چارگوش چهارباغ پیروی نکرده و ساختاری مستطیل شکل دارد. درختان چنار و سرو، نهرها، حوضچه ها و فواره های این باغ فضایی رویایی همچون رودخانه ای جاری از میان جنگلی زیبا و از فراز تپه ای بلند را ترسیم می كند.

 

کاج های رُم

در گوشه و کنار شهر کهن رُم می توان منابع الهام فراوانی برای خلق یک اثر هنری یافت. برخی از این منابع دست ساخته بشر و یادگاری از دوران تلخ و شیرین گذشته و برخی عناصری طبیعی دیگر همچون باغ های زیبای اطراف این شهر است. «کاج های رم» اثری برای ارکستر بوده که در سال 1924توسط آهنگساز چیره دست ایتالیایی اوتورینو رِسپیگی ساخته شد. قالب موسیقایی این اثر به شکل پوئم سمفونیک یا همان سمفونی غنایی است؛ یعنی یک نوع اثر موسیقایی که با الهام از یک داستان، روایت، شعر، نقاشی یا چشم اندازی طبیعی خلق می شود. در بخش نخست این اثر، درختان کاج تپه های بورگِزِه و بازی کودکان به تصویر کشیده شده است. مهارت و خلاقیت آهنگساز در چیدمان سازهای ارکستر و بهره گیری شایسته او از ویژگی های هر ساز با حال و هوایی برگرفته از اوج و فرودهایی غزل وار، به زیبایی این اثر افزوده است. گوش سپردن به این قطعه، عطر کاج های شهر کهن رم را از میان دالان های تنگ تاریخ به مشام مان می رساند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *