باغ ایرانی , بهشت اردیبهشت تهران

اگر تکه ای از بهشت را بریده باشند برای یک گوشه از شهر ما؛ اگر پرنده ها قصد کرده باشند نوک چنارها همان آواز بهشتی شان را بخوانند و موسیقی آب هم چهچهه آنها را همراهی کند، هیچ جا شبیه تر از «باغ ایرانی» برای جای گذاری این تکه بهشتی روی زمین شهرمان پیدا نمی شود. نشانی اش روی نقشه به ده ونک می رسد. به پایان خیابان پیروزان و سربالایی خیابان صابری و از یکسو به بلندای تپه ای که خودروهای عجول و جاری در بزرگراه چمران را زیر پا دارد. اما این نشانی ها به کنار، همه شان بماند روی همان نقشه.  پشت دیوارهای قرمز رنگ و گرم باغ که از آجرچینی های حفره دارش هم برگ و بوته بیرون زده، تصاویری پیدا می شود که حال و هوای طبقه هفتم آسمان ها را وسط این شهر بازسازی می کند. رخساره لاله ها در باغچه های قوس دار باغ ایرانی زیباترین روزهای این باغ را در بهار رقم زده است. چندهزار شاخه لاله پهنه های صورتی، قرمز، زرد ، سفید و ارغوانی را تا انتهای باغ ادامه می دهند. خیلی بی رحمی است که عمر گل لاله تنها به نیمه بهار می رسد. از امروز تا زمانی که مخمل لاله ها روی ساقه، سرپا می مانَد حدود دو هفته وقت باقی است. بهارانه لاله ها در باغ ایرانی را از دست ندهید.

 

6-2.jpg فریاد شهر دور می شود

ورود از شرق باغ ایرانی؛ خیابان صابری باریک است و شیب نسبتا ملایم اش از محل گلدان های سنگی و سکوی بیرونی باغ، قدری تندتر می شود. از همین جا و بیرون باغ هم لاله ها شروع به دلبری کرده اند. رنگ ارغوانی و سفیدشان پایین دیوارهای آجرچین و پشت سروهای کوتاه قد روی گلبرگ ها نشسته است. دیوارهای باغ بخشنده تر از آنند که طبیعت ملایم درختان را پنهان کنند. برگ درخت ها هنوز جوان هستند و معلوم است رنگ جوانه بهار، قاطی آنهاست. با این حال آبی آسمان پشت شاخه های بلند و همین برگ های ریز گم می شود.

نگهبان باغ روی سکوی ورودی شرقی نشسته. لابد برای آنکه بازدیدکنندگان نشانی ها را از او بپرسند و اگر وسیله ای ممنوع همراه آنها بود راهنمایی شان کند. وسایلی مثل اسکوتر، اسکیت، دوچرخه، توپ، راکت یا هر چیزی که سهوی غلت بخورد توی باغچه ها و خاطر لاله های باغ را خط بیندازد.

آقای نگهبان، خوشروست. می گوید: این باغ پنج تا ورودی دارد. در مقابل شوق بازدیدکننده ها و سوالات شان می خندد و ادامه می دهد حالا کجای باغ ایرانی را دیده اید؟ اشاره می کند به مرکز باغ و نگاهش می دود سمت بنای قرمز رنگ میان درختان که جمعیت در نزدیکی اش آرام حرکت می کند؛ « بروید به سمت کوشک؛ باغچه های لاله منتظر شما هستند.» با آنکه ورودی شرقی قدری دور از دریای لاله هاست، اما از بین قهوه ای و خاکستری تنه های قطور می توان سررشته رنگ های روشن و زنده گل های باغ را گرفت. همنوایی پرندگان باغ ایرانی، تیر خلاص را به هیاهوی شهر می زند؛ اینجا جایی است که شهر هر قدر فریاد بزند صدایش به آن نمی رسد.

 

6-2.jpg چنارهای قدیمی؛ بابابزرگ های باغ

بعد از ورود از مسیر شرقی، درست در راهی که بیننده به کوشک مجموعه باغ ایرانی می رسد چنارهایی کمر به کمر دیوار شمالی باغ ایستاده اند که باید جزو قدیمی های باغ ایرانی باشند. چنارهای برگ پنجه ای آنقدر قطور شده اند که تنه آنها را نمی توان دودستی هم بغل گرفت. کنده کوبی دورشان با سنگ چین عمودی و چیدن تخته سنگ های سفید محصور شده. انگار چنارها کنار دیوارهای کاهگلی باغ ایستاده اند و از اشتیاق بینندگان لاله ها به ذوق آمده اند. مثل بابابزرگ هایی که با دیدن قد و بالای نوه ها قند توی دلشان آب می شود. چنارهای شمالی باغ هم بالانشین و متواضع اند و تا نزدیکی استخر خالی باغ پیش آمده اند.  درست پشت همین چنارها یک دیوار کوتاه و کاهگلی، باغ دیگری را از باغ ایرانی جدا کرده اما درخت های آن باغ همانقدر آشنا هستند که درختان باغ ایرانی. افرا، چنار، اقاقیا، زبان گنجشک … همه  از یک خانواده اند و متصل به هم. فقط همان دیواره کوتاه، بین شان چند وجب فاصله انداخته.البته  بازدیدکننده ها و اهالی ده ونک می گویند این یکی باغ خصوصی است و رفت و آمد به آن بسیار کم. می شود روی پنجه پا ایستاد و سرک کشید تا معلوم شود چنارهای باغ شمالی تا کجا پیش رفته اند؛ باغی که روی نقشه، نام مستوفی الممالک را بر خود دارد.

 

6-2.jpg دلبری آبراه های فیروزه ای

شکل کلی باغ، چند ضلع بیشتر از ذوزنقه دارد. نقشه اش را در بخش شرقی و جنوبی باغ ایرانی روی تابلو زده اند. امکاناتی که بر تابلوی باغ ایرانی درج شده، کتابخانه، سرویس بهداشتی، زمین بازی کودکان، وسایل تندرستی، نمازخانه و بخش فرش انداز است که در فضای بیش از سه هکتاری باغ تدارک دیده شده. محل قرارگیری هر کدام از این امکانات در باغ ایرانی با شماره گذاری روی نقشه باغ مشخص شده است.  نظم و ترتیب باغ بیش از هرچیز به چشم می آید. آبراه فیروزه ای مختص باغ های ایرانی از شرق تا غرب باغ کشیده شده و در بخش جنوبی با پله های ریز، آب را مانند آبشاری کوتاه به آبراه پایینی سرازیر می کند. در میانه راه آب روان، حوضچه های مربع شکل ایستاده اند و از گلوی فواره های کله قندی شان قلپ قلپ آب بیرون می زند. مسئول تمیز کردن آبراه، روی فیروزه ای کاشی ها فرچه می کشد و همانطور که صدای لیس آب حوضچه، پشت بند حرف اش شده می گوید نظافت روزانه حوضچه ها و آبراه های باغ برای آن است که جلبک و خزه، در شیار کاشی های کف آبراه و حوضچه جمع نشود. با این کار دانه های گیاهان و درختان موجود در باغ هم از سطح آب جمع آوری می شود تا آب روان در این مسیرها زلال بماند.

 

قدم زدن در یک باغراه رویایی

از ورودی شرقی، چند مسیر به بخش های مختلف باغ سرازیر می شوند. یک مسیر سنگ چین هموار هست با سنگ های مربعی دندانه دار که هرکدام قد کف دست اند و بیننده را به مرکز باغ می رساند. پهنه اُخرایی این مسیر، زیر قدم های رهگذرها قدری کدر شده اما زیبایی و نظم چینش سنگ ها هنوز هم به چشم می آید و منتظر یک رگبار بهاری است تا درخشش خود را به رخ بکشد. دندانه های شکسته سنگ های اُخرایی با ترتیب خاصی، پیش هم چیده شده اند تا پازل این مسیر از باغ را کامل کنند. انگار یک یا چند نفر نشسته باشند و برآمدگی و فرورفتگی قطعه سنگ ها را با حوصله کنارهم  جفت و جور کرده باشند. این مسیر زرد و هموار، سُر می خورد به سمت بخش مرکزی باغ و گردن لاله ها از بعد سنگ چین باغ راه پیدا می شود. نرمه باد بهار که می زند، ابرهای پنبه ای جابجا می شوند. بعد پرپری های زبان گنجشک چرخ می خورند به چپ، چرخ می خورند به راست و نرم می افتند پیش پا یا در گودی شال و یقه ای که باد بهاری ده ونک در تار و پود آن خزیده است.

 

6-2.jpg مهمانی گل ها در باغ ایرانی

از دور یک دامن، رنگ قرمز است روی هاله ای از سبز آرام ساقه ها و برگ ها. یک دامن لاله صورتی، ارغوانی، سفید و زرد. نزدیک تر وضوح بیشتر است؛ لاله ها به خط شده اند. گردن بالا گرفته اند و پُرز ساقه های تردشان توی آفتاب برق می زند. از نزدیکتر حتی بچه کفشدوزهای باغچه هم معلوم اند؛ آمده اند تا اولین بهارشان را در کاسه مخملی لاله ها مزمزه کنند.  کم کم معلوم می شود لاله ها چه غوغایی در باغ ایرانی به پا کرده اند. بازدیدکننده ها قدم ها را آرام می کنند. باغراه های دیگر سنگ چین فرورفته ای دارند که به شمال و جنوب باغ وصل می شوند و در میان مسیر هم چندشاخه می شود. با آنکه مسیر را با سنگ های درشت پوشانده اند اما صیقلی سنگ ها راه را برای قدم زدن در باغ، هموار می کند. پایین پای لاله ها گل های حریری بنفشه خم شده اند. در فاصله باغچه های لاله بوته های برگ بو هم گل داده اند، ریز و ظریف؛ عین دانه مروارید. پیچ امین الدوله و بوته های رز و نسترن اما هنوز منتظرند.

 

وقتی تهران نبود و ده ونک بود!

باغ ایرانی چند ساله است؟

چنارها می دانند، آنها قدیمی ترین اعضای ده ونک بوده اند در حصار باغ ونکی ها؛ اینکه چند صد سال پیش بنای باغ را گذاشتند. همان وقت نهال های چنار را توی خاک ده ونک گذاشتند و بیل بیل روی شان خاک ریختند. حالا همان چنارها در شمال باغ ایرانی ایستاده اند با صدها سال خاطره بی آنکه بتوانند اتفاقاتی که بر آنها و همسایگان سبزشان گذشته را به زبان بیاورند. قدیمی های ده ونک اما چیزهایی می دانند. سید محمد عجایبی؛ عضو شورایاری ده ونک به همراه یكی از مشاوران املاک محدوده ده ونک نكته هایی را درباره باغ ایرانی برایمان روایت کرده اند:

می گویند چند ده سال پیش، باغ ونکی ها را خاک و خُل برداشته بود. دیوارهای کاهگلی باغ را نم گرفته بود و همین حالا بود که دست رطوبت، مشت کاه و گل را هُری بریزد پایین. اما خب درخت ها سرپا بودند. افرا، چنار، اقاقیا، نارون، گوجه سبز، توت، انار و خرمالو و زبان گنجشک. بعضی های شان حتی 300- 400سال پیش ریشه دوانده بودند زیر خاک نرم باغ ده ونک. باغ کهنسال ده ونک توسط مدیریت شهری بازسازی شد و باغ ایرانی جای آن باغ قدیمی را گرفت. اما پیشینه این باغ به چه کسانی می رسد؟

آنطور که سید محمد عجایبی؛ عضو شورایاری ده ونک می گوید آن روزها تهران، تهران نشده بود. ونکی های باغبان و کشاورز ریشه نهال های مثمر را با دست های خودشان توی خاک گذاشتند. مهدی محمدی؛ مشاور املاک در محدوده ده ونک می گوید: آب و هوای ده ونک کوهپایه ای بوده و بهترین نوع آب و هوا برای پرورش درخت و نگهداری از آن در این محل وجود داشته است. بی شک برای همین است که درختان باغ های ده ونک عمر زیادی دارند.

به گفته سید محمد عجایبی باغ ایرانی در گذشته به نام «باغ بالا» معروف بود. حدود 80 سال پیش باغ بالا توسط مستوفی الممالک به تملک او درآمد و پس از آن به نام او خوانده شد.

اما باغ ایرانی در ابتدا متعلق به ونکی ها بود. آنها در فضای باغ کشاورزی می کردند. تمام میوه های فصل های مختلف در ده ونک کشت می شد؛ توت، ازگیل، گیلاس، آلبالو، به، شاتوت. او می گوید: بعضی از درختان این محل چند صد سال عمر دارند. چنارهایی که تحت تاثیر آبیاری مناسب و آب و هوای منحصر به فرد و مطلوب ده ونک تا الان صحیح و سالم مانده اند چند صد سال عمر کرده اند. عجایبی می گوید: درختان باغ ایرانی مثمرهم بوده اند و بسته به فصل میوه می دادند. بعد از آنکه مستوفی الممالک، صاحب باغ ونکی ها شد، آن را به فردی به نام فیروزگر فروخت. 10- 12 سال پیش، این باغ به تملک شهرداری درآمد و حوالی سال های  85بود که طرح تغییر این باغ به باغ ایرانی کلید خورد.

اهالی ده ونک در ابتدا موافق بازسازی باغ نبودند. آنها تصور می کرده اند فضای باغ قرار است به محل دیگری تغییر کاربری بدهد و این اتفاق آنها را از بابت عدم استفاده از باغ نگران می کرده. سید محمد عجایبی می گوید: بعد از تصویب طرح تغییر باغ ایرانی، دیوارهای کاهگلی دور باغ از حالت اولیه و بلند خود خارج شد. این دیوارها در جاهایی ترمیم شده و در بخش هایی با آجر نسوز جایگزین شدند. سطل های چوبی  که در فضای باغ کار گذاشته شد با استفاده از چوب مقاوم در برابر رطوبت و سرما ساخته شده اند.

اما هنوز مشکلی در حوالی باغ ایرانی وجود دارد. مساله اینجاست که خیابان صابری در گذشته، مال رو بوده و هم اکنون هم با همان عرض عهده دار تردد به باغ ایرانی است. این وضعیت به گفته اهالی گاهی باعث ایجاد ترافیک مقابل باغ ایرانی و ابتدا و انتهای مسیر خیابان صابری می شود.

 

6-2.jpg  همیشه جایی برای توقف در باغ ایرانی هست

نیمکت های باغ سالم اند؛ نه باران خورده و نه باد کرده. ظاهرا برای ساخت وسایل باغ ایرانی از انواع مقاوم چوب استفاده شده است. تعدادی از نیمکت های مرکزی باغ را به تازگی رنگ آمیزی کرده اند. رنگ نیمکت ها، سطل های زباله و آبخوری های باغ با رنگ تنه درختان و باغچه های لاله همخوان است. دور و بر بعضی از نیمکت ها هنوز بوی تینر و رنگ می آید اما وقتی خانم های مشتاق پیاده روی در باغ از کنار گل ها و نیمکت های رنگی رد می شوند حواس و مشام شان نفس گل ها را دنبال می کند. نشانه این جست وجو در کلام شان پیداست؛ از بوی بوته های زرد یاس می گویند و سوال در مورد عطرافشانی بنفشه هایی که پایین پای لاله ها گردن خم کرده اند. اغلب بازدیدکنندگان گوشی به دست در حال عکاسی هستند و پیاد روی را به نشستن ترجیح می دهند اما برای توقف و نشستن در باغ ایرانی هم فضای کافی در اختیار بازیدکنندگان است.

در بخش جنوبی و شرقی، پایین پای دیواره های آجرچین و کاهگلی باغ سکوهایی طراحی شده که نشستن زیر سایه درختان بلندبالا را برای مراجعه کنندگان تسهیل می کنند. اگر آفتاب طوری نورش را بر پهنه باغ بیندازد که بازدیدکننده ها از اشعه آن در امان نباشند می توان با چرخیدن در فضای آرام آن، نقطه دیگری را زیر سایه چند درخت یا در پس بوته های پُرپشت و سبز شمشاد و برگ بو یافت. یک فضای دنج و خنک برای استراحت در عصر بهار.

 

6-2.jpgآهسته تر قدم بزن!

اینجا تهران است؛ شهر شتاب و دیر رسیدن، اما راستش آدم های همین شهر ترجیح می دهند آرام و بی دردسر روی سنگفرش باغ ایرانی راه بروند، دوربین شان را سمت باغچه های لاله بگردانند و بهترین زاویه و چشم انداز ممکن را از لاله ها ثبت کنند. مسیرهای پیاده روی کم و بیش مملو از بازدیدکنندگانی است که آرام از کنار باغچه ها قدم بر می دارند و میان برگ های کشیده و پهن لاله و خودنمایی گل ها دنبال آرامش و شیفتگی بیشتر می گردند. کمتر کسی در پیاده راه های باغ ایرانی قدم هایش را تند و بی توجه بر می دارد. یا حتی موسیقی به گوش روی سنگفرش های باغ می دود. چشم ها همگی نگاه های عمیق شان را آورده اند تا از دیدنی های باغ ایرانی بیشترین زیبایی را در خاطرشان ثبت کنند.  در میان لاله های باغ ایرانی رنگ قرمز و گل بهی شاخص تر است. لاله ها در بعضی باغچه ها چنان با سخاوت گلبرگ ها را به سمت آسمان باز کرده اند که مخمل داخل گلبرگ ها و پرچم آنها از بالای سر دیده می شود. اما یک باغچه آن طرفتر لاله هایی قد کشیده اند که هنوز لطافت غنچه ای شان را حفظ کرده اند. هر کدام از دسته های لاله در باغچه ها با باغچه کناری متفاوت است هم از نظر نوع گلبرگ ها و هم از لحاظ رنگ آنها. نگهبان باغ از خستگی، روی پا بند نیست. چشمش در حال پاییدن باغچه های لاله است. دارد از پیاده روی مستمر و روزانه اش در باغ می گوید که دوربین چند بازدیدکننده می چرخد سمت خانمی وسط باغچه لاله! نگهبان سوت می زند و خانم مشتاق عکس گرفتن را از میان لاله ها به بیرون باغچه هدایت می کند. در باغ ایرانی تابلویی مبنی برممنوعیت  وارد شدن به باغچه ها نصب نشده اما قانون نانوشته وارد نشدن به باغچه ها از سوی نگهبانان باغ، سفت و سخت اجرا می شود.

 

6-2.jpgهمسایه لاله ها در باغ ایرانی

باغ ایرانی این روزها در قرق لاله هاست اما موجودات دیگری هم در گوشه و کنار باغ پیدای شان می شود. مثلا کولونی قارچ ها با کمر خمیده و کلاهک هایی قد گردو، پایین پای بعضی از درخت ها جمع شده اند. درخت هایی که اغلب اوقات شبانه روز، خاک شان نمدار است و دست آفتاب به نم  خاک پای آنها نمی رسد. تجمع قارچ های قهوه ای رنگ را می توان در بخش جنوبی باغ مشاهده کرد. کمی پایین تر از کولونی قارچ ها روی تکه های آلومینیومی که دیوارهای کاهگلی را از باران و برف حفاظت می کنند، گربه های باغ آرام قدم برمی دارند. با رسیدن خانم مهربان هر روز، از روی دیوار پایین می پرند و با سریدن از زیر بوته ها خودشان را به غذای همیشگی او می رسانند. بازدیدکننده های پر و پا قرص باغ می گویند جمع گربه ها را اغلب در همین بخش باغ ایرانی می توان پیدا کرد. نکته جالب اینجاست که به خاطر رفتار دوستانه بازدیدکنندگان با گربه ها اغلب آنها تا نزدیکی بازدیدکنندگان از باغ هم پیش می آیند.

 

6-2.jpg طوطی سبز و بلبل بر فراز لاله های ده ونک

کوچه های پیچ دار و باریک جنوب باغ ایرانی، بیننده را هول می دهد تا تهران قدیم. سقف ایرانیت، دیوارهای گلی، تیرهای چوبی سقف در بناهایی که از بیرون هم معلوم است چند صد سال عمر کرده اند و حالا هرچقدر زنگ در خانه را فشار دهید، شخصی جواب سوت بلبلی زنگ در را نمی دهد. در پیچ همین کوچه هاست که می توان نوک درختان باغ ایرانی را دید و طوطی های سبز رنگی که در بالاترین نقطه ممکن روی درختان باغ بال و پر می زنند را تماشا کرد. رنگ بال ها همان تازگی جوانه های بهاری را دارند اما حضور طوطی ها را می توان از حرکات شان روی شاخه ها تشخیص داد. بعضی از کوچه های پایین باغ، فقط دو شانه عرض دارند. اندازه وقتی که دو تا آدم شانه به شانه هم بدهند و بخواهند تا ته کوچه راه بروند. از همین جا نوک افراهای قفقازی باغ پیداست و هیاهویی که پرنده های باغ روی شاخه ها به پا کرده اند. شاید برای دیدن پرنده هایی که صدای شان تمام باغ را برداشته بد نباشد کمی از فضای باغ دور شد و در خم کوچه های جنوب باغ قدم زد. چون پیدا کردن پرنده ها به خصوص طوطی های سبز از داخل باغ کار راحتی نیست. اهالی می گویند در باغ ایرانی پرنده هایی همچون سهره، بلبل و بلبل خرما دیده اند. اما کلاغ ها نسبت به بقیه پرندگان باغ، سر نترسی دارند. آنها حتی روی درخت های کوتاه قد و پیچ دار باغ که در دسترس آدمیزاد است هم ظاهر می شوند. اما نه تعدادشان به اندازه باقی مناطق تهران است و نه سر و صدایی که از قارقار دسته جمعی شان راه می اندازند. در این مورد باغ ایرانی خصوصیت منحصربه فردی دارد؛ حضور اقلیت کلاغ ها و اکثریت پرندگان زیبا و خوش صدا بر بلندای درختان باغ.

 

2.jpgباغ ایرانی این روزها در قرق لاله هاست اما موجودات دیگری هم در گوشه و کنار باغ پیدای شان می شود

 

6-2.jpg آبیاری لاله ها روی حساب و کتاب

نظم و ترتیب باغ های ایرانی مثال زدنی است. باغ های ایرانی را در زمین های مسطح یا شیبدار می ساخته اند و از وجود قنات ها برای آبیاری باغ ها بهره می برده اند. بر همین اساس باید برای کارگذاشتن لوله های آبی که باغچه های گل در باغ ایرانی را آبیاری می کنند شیب ملایم از شمال به جنوب این باغ را در نظر گرفته باشند. یک شیب غیرقابل لمس و آرام که پای دیوارهای شمالی باغ به بیشترین حد خود می رسد. در جوی های سنگ چین شمال باغ و درست در همسایگی باغ مستوفی الممالک، لوله های زانویی دهان شان را به سمت جوی های خاکی باغ گرفته اند. هرچند قدم هم آب بست های فلزی، راه را بر جوی های آب بسته اند. معلوم است آبگیری جوی ها روی حساب و کتاب انجام می شود یک جوی و باغچه های مشرف به آن آبیاری می شود و بعد با برداشتن آب بست ها، آب در بخش دیگری از جوی های میان باغچه ها جاری می شود. جوی های خاکی طوری طراحی شده که با محل توقف و نشستن بازدیدکنندگان تداخل نداشته باشد. مثلا در بخش فرش انداز باغ که در مرکز باغ ایرانی تعبیه شده قسمت های مربع شکل و وسیعی  طراحی شده است. این قسمت ها برخوردار از دیواره های کوتاه سنگی و سکوهایی برای نشستن هستند و امکان پهن کردن زیرانداز در میان آنها وجود دارد.

 

پرورش دهنده گل لاله: لاله عاشق خنکاست

از پیاز لاله تا گلبرگ های مخملی

لاله با گرمای هوا دوام نمی آورد اما جزو آن دسته از گل هایی است که پیازش در شرایط نامناسب هوایی زیر خاک زنده می ماند و در موقعیت مناسب سر از خاک بیرون می آورد. برای آشنایی بیشتر با خصوصیات گل های لاله با وحید غلامی؛ برنده جایزه بهترین پرورش دهنده گل لاله در نمایشگاه گل و گیاه تهران گفت وگو کرده ایم.

پُرپر باشند و شکل کاسه یا تیزبرگ و شبیه جام، فرقی نمی کند چون باید پیاز لاله را در فصل پاییز به زمین سپرد.

وحید غلامی؛ پرورش دهنده گل های لاله می گوید: زمان کاشت گل های پیازی، فصل پاییز است. این کار از مهر و آبان شروع می شود و تا آخر زمستان ادامه می یابد. اما زمان گل دهی لاله در آب و هوایی شبیه تهران همزمان با نوروز است و تا نیمه اردیبهشت هم ادامه می یابد. غلامی ادامه می دهد؛ در باغ های حاشیه تهران که کار پرورش گل لاله در آنها انجام می شود  تا 32 نوع گل لاله وجود دارد. این گل ها به رنگ های مختلف سیاه، سفید، قرمز، آجری، قرمز لب سفید، قرمز لب زرد، لاله پُرپَر و شبیه رز، لاله ارغوانی، بنفش و صورتی می رویند.  با این حال همه گل های لاله وضعیت مشابهی ندارند. غلامی می گوید: در میان گل های لاله تعدادی از نوع زودرس، بعضی متوسط و برخی دیررس هستند. خصوصیت گل های لاله زودرس عمر کوتاه گل هاست که در حدود 15 روز تخمین زده می شود.این نوع گل لاله زود گل داده و به زودی هم گلبرگ هایش را از دست می دهند. گل های لاله متوسط در حدود 20 تا 25 روز روی گل می مانند. اما دیررس ها دیر گل می دهند و دیر هم می ریزند. این گل ها بیشتر از 25روز سالم می مانند.

برای آبیاری گل های لاله باید به این موضوع دقت کرد که گل در چه بستری قرار گرفته است. به گفته وحید غلامی آبیاری گل های لاله به نحوی است که اگر این گل ها داخل باغچه و واقع در زمین باشند سه روز یکبار به آبیاری نیاز دارند اما لاله های گلدانی باید به صورت روزانه آبیاری شوند. به طور کلی گل های لاله به هوای خنک علاقه مندند و در این آب و هوا بیشتر عمر می کنند. برای آنکه بعد از فصل لاله، باغچه های گل لاله خالی نمانند در کنار لاله ها ردیف ردیف بنفشه می کارند. گل های لاله یا خودرو هستند یا به صورت پرورشی رشد می کنند. از آنجا که برخی از پیازهای لاله از کشور هلند وارد ایران می شوند برای کاشت در شرایط آب و هوایی داخل کشور نیاز به اعمال تغییراتی دارند. وحید غلامی در این مورد می گوید: بعضی از انواع لاله را خودمان در کشور پرورش می دهیم اما برخی از انواع گل لاله برای انجام تغییرات لازم پس از ورود به ایران در انبار و سپس سردخانه های مخصوص این گل ها نگهداری می شوند. در این فرصت پیازهای لاله در معرض مواد شیمیایی خاصی قرار می گیرند تا تغییرات موردنظر برای تناسب با شرایط آب و هوایی داخل کشور در آنها ایجاد شود. بعد از گذراندن این مراحل مرحله کاشت پیاز آنها انجام می شود.

 

6-2.jpgبرنامه کتابخانه های باغ ایرانی

کتابخانه های باغ ایرانی به دو بخش خواهران و برادران تقسیم شده است. ساختمان کتابخانه در بخش جنوب شرقی باغ، بیننده را به یاد کلبه های جنگلی می اندازد که با چوب های ماهاگونی ساخته شده و برای در امان ماندن از سیلاب احتمالی، با چند پله کوتاه از زمین فاصله گرفته است. پله های کلبه ماهاگونی باغ، مراجعان را به کتابخانه کوچکی هدایت می کند که برای عضویت در آن و حضور در قرائت خانه اش نیازی به پرداخت مبلغ عضویت نیست. اما برای عضو شدن باید با کارت ملی یا گواهینامه شخص به کتابخانه ارائه شود. آنطور که مسئول کتابخانه می گوید ساعت کاری این کتابخانه در روزهای غیرتعطیل از هشت صبح تا ساعت 20 است اما روزهای پنج شنبه از ساعت هشت صبح تا 13 یا 16 عصر به خدمات دهی به اعضا می پردازد. تغییر ساعت خدمات دهی کتابخانه به اطلاع اعضا می رسد. اعضای کتابخانه می توانند کتاب های موردنظرشان را به مدت 10 روز به امانت بگیرند. نحوه عضویت و امانت گیری کتاب در کتابخانه برادران نیز به همین شکل است. اما محل قرارگیری این کتابخانه در بخش زیرین ساختمان کوشک واقع در مرکز باغ ایرانی است.

 

6-2.jpg  خدمات نمازخانه باغ

باغ ایرانی محل های زیادی برای توقف و استراحت بازدیدکنندگان دارد؛ سکوهای کنار دیوارها، قسمت فرش انداز و آلاچیق هایی که سقف آنها شبیه سیاه چادر عشایر طراحی شده و در بخش جنوب و غربی باغ برپا شده اند. دورتا دور این آلاچیق ها را دیواره سنگی کوتاهی محدود کرده. بازدیدکننده ها زیر سقف بلند آلاچیق ها سایه عمیق و خنکای مطبوعی را در حاشیه باغچه های لاله تجربه می کنند. روبه روی آلاچیق های جنوب غربی باغ نمازخانه خواهران و بعد از آن ساختمان نمازخانه برادران قرار گرفته است. طبق اطلاعات درج شده روی در این محل، نمازخانه ها از نیم ساعت قبل از اذان تا دو ساعت پس از آن پذیرای نمازگزاران هستند. از آنجا که پاکیزگی و نظافت نمازخانه مدنظر مسئولان باغ ایرانی قرار گرفته در بقیه ساعت های روز در نمازخانه بسته است. اما این نکته هم در ادامه متن نصب شده روی در نمازخانه ها درج شده که نمازگزاران در خارج از ساعت های قید شده می توانند به دفتر باغ مراجعه کرده و درخواست باز شدن نمازخانه را برای اقامه نماز به مسئولان باغ اعلام کنند. در این صورت نمازخانه برای نمازگزاران باز خواهد شد.

 

6-2.jpgزمین بازی کودک+ وسایل تندرستی

درست است که همراه داشتن وسایل بازی و ورزش مانند توپ و … در باغ ایرانی ممنوع است اما زمین بازی در بخش جنوب غربی و در نزدیکی سردر غربی باغ که مشرف به بزرگراه چمران است، راه اندازی شده که امکانات ورزش هایی همچون والیبال، بسکتبال و پینگ پونگ را داراست. علاقه مندان به بازی و ورزش در این زمین بازی می توانند به صورت رایگان از فضای آن استفاده کنند. کودکان بازدیدکننده از باغ ایرانی هم ناراضی از این محل باز نمی گردند. ورودی جنوبی باغ ایرانی در طریق کوچه «حسینیه» قابل دسترسی است.  زمین بازی کودکان در بخش جنوبی باغ و کمی بالاتر از ورودی جنوبی طراحی شده است. این زمین بازی توسط وسایل ورزشی مختص بزرگسالان احاطه شده. استفاده از وسایل ورزشی در حدی است که این بخش به علاوه فضای بازی کودکان جزو شلوغ ترین و پررفت و آمدترین قسمت های باغ ایرانی محسوب می شود.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *