باکو , دیار آشنا

درست چندی پیش بود كه سودای سفر به كشوری دیگر به سر ما افتاد و اول نگاهی به جیب خودمان انداختیم و بعد به فهرست كشورهای روی كره زمین. نتیجه این ایجاد توازن، انتخاب یكی از كشورهای همسایه بود، آن هم كشوری با زمینه های فرهنگی نزدیك به ما، البته كم‎هزینه و كم دردسر. اینگونه بود كه «جمهوری آذربایجان» و «باکو» پایتخت زیبای این كشور، مقصد سفر ما شد.پیش از سفر، باکو برای ما به نظر شهری كوچك با جذابیت‎های تاریخی اندك می رسید كه به توصیه خیلی‎ها باید ته فهرست گزینه های سفر جای می‎گرفت، اما باکو خلاف این موضوع رابه ما ثابت كرد.«جمهوری آذربایجان» كشوری كوچك در شمال غربی ایران است. سرزمینی در آن سوی آب های دریای خزر؛ جایی كه هم ایران هست و هم نیست. انگار آذربایجان یكی از اعضای خانواده ای باشد كه هجرت كرده آن سوی آب.بنابراین آذربایجان، برای ما ایرانی ها كشور غریبه ای نیست. این كشور تنها 200سال است كه در نتیجه  جنگ های ایران و روسیه در زمان قاجار و در قراردادهای گلستان و تركمن چای از نقشه ایران جدا شده است. هنوز هم نشانه های فراوانی از فرهنگ و تمدن ایرانی در آذربایجان پیداست.در یك كلام؛ باکو رنگ و بوی تبریز دارد و اینجا برای ما ایرانی‎ها از احساس بیگانگی خبری نیست.

 

 

 

چگونه برویم؟

 

خیلی‎ها فكر می كنند، سفر به آذربایجان نیاز به روادید(ویزا) ندارد. البته شاید حق داشته باشند؛ چون در سال های اخیر رایزنی‎های زیادی بین دو كشور برای از بین بردن روادید انجام شده است، اما به هر حال هنوز نتیجه بخش نبوده و ما ایرانی‎ها هنوز برای ورود به خاك آذربایجان نیازمند روادید هستیم. اما راستش را بخواهید گرفتن روادید آذربایجان مثل آب خوردن است. راحت ترین كار این است كه برای ویزای الكترونیك یك بار ورود كه یك ماه هم مهلت اقامت دارد، اقدام كنید. اگر انگلیسی بلد هستید و كارت پرداخت بین المللی (مثل مستر كارت و ویزا كارت دارید) می توانید خودتان آن لاین و از طریق سایت سفارت سه روزه روادید بگیرید، اما غیراز این، شركت های جهانگردی زیادی هستند كه با دریافت مبلغ كمی بیشتر از هزینه خود، این كار را برای شما انجام می دهند. هزینه روادید در سایت سفارت 23دلار است، اما عموما شركت ها این كار را با پرداخت 120هزارتومان انجام می دهند.

 

 

 

با چی برویم؟

 

برای سفر به باکو چندین گزینه هست؛ هواپیما، خودروی شخصی واتوبوس. گویا قبلا این امكان وجود داشته كه از بندرانزلی با یك كشتی تفریحی به پایتخت آذربایجان، باکو رفت، اما این امكان در زمان سفر ما وجود نداشت. برای سفر با هواپیما، می توانید از خطوط هواپیمایی مختلف داخلی و خارجی باتوجه به بودجه و زمان سفر خود بلیت بخرید. با اتوبوس هم از تهران و هم از تبریز می توانید خودتان را به باکوبرسانید. ما بعد از بررسی این گزینه ها تصمیم گرفتیم با خودروی شخصی تا آستارا و مرز ایران و آذربایجان برویم، اما خودرو را همان جا در مرز بگذاریم و مسیر را با خطی های آستارا-باکو ادامه بدهیم. با این كار، هم در مسیر ناآشنا رانندگی نكردیم و هم دردسرهای كاپوتاژ كردن خودرو را نداشتیم. از یك گروه تلگرامی سفر و از كسی كه پیش تر با این شیوه به باکو سفر كرده بود، شماره موبایل یك راننده محلی را گرفتیم و برایش پیغام صوتی فرستادیم. آقای راننده اسمش «انار» بود و فارسی را خیلی خوب حرف می‎زد و گفت پیش از رسیدن ما به آستارا لب مرز منتظر ما می‎ماند.

 

 

 

آغاز سفر

 

ایران و آذربایجان دو مرز زمینی دارند؛ یكی مرز آستارا و دیگری بیله سوار در اردبیل. آستارا به تهران نزدیك‎تر است. ما مرز آستارا را برای ورود به آذربایجان انتخاب كردیم و عصر روز سه شنبه از تهران عازم آستارا شدیم. شب را در تالش خوابیدیم و صبح زود در قهوه‎خانه‎ای كوچك سرشیر و عسل و املت خوردیم و درست با بازشدن مرز، خودمان را به آستارا رساندیم. خودرو را در ازای شبی 8هزارتومان در پاركینگ مرزبانی گذاشتیم و وارد گمرك آستارا شدیم. طی كردن روال اداری مرز كمتر از یك ساعت طول كشید.از زمان انعقاد قرارداد تركمن چای رود ارس خط فاصل مرز ایران و شوروی بوده و هنوز این رودخانه مرز ایران و آذربایجان است.وقتی گمرك ایران را ترك می‎كنید، باید از روی پلی بگذرید كه روی رودخانه ارس ایجاد شده است. اینجا خطی وجود دارد كه یك سوی آن پرچم جمهوری اسلامی ایران نصب شده و سوی دیگرش پرچم جمهوری آذربایجان قرار دارد. این بخش یكی از هیجان انگیزترین بخش های سفر ما بود؛ وقتی یك پای‎ داخل و پای دیگرمان خارج از ایران بود.از گمرك آذربایجان كه رد شدیم، از عكس های رد و بدل شده با آقای انار، او را زود شناختیم؛ مردی حدودا 40 ساله با دندان‎هایی از طلا. اما گویا قسمت نبود انار راننده ما باشد و قرار شد برادرش اورخان با بنزی 17ساله ما را به باکو برساند. اورخان حدودا 30ساله بود و فارسی را خوب می فهمید، اما به سختی حرف می زد و البته این سدی برای تلاش ما برای برقراری ارتباط با او نشد و كل مسیر با اورخان گپ زدیم. مسیر آستارا تا بیله سوار مسیری سبز و بسیار زیباست و خوبی سفر زمینی این است كه روند تغییر فضاها را كم كم به چشم می بینید.اورخان برای ما آهنگ های تركی، فارسی و كردی گذاشت و مهمان نوازی را در حق ما تمام كرد و چون هنوز منات(ارز آذربایجان) نداشتیم، از فروشگاه بین راه برای ما خرید كرد و بعد از چهار ساعت همسفری ما را به هتلی كه از قبل رزرو كرده بودیم، رساند.

 

 

 

پول رایج آذربایجان

 

پول رایج آذربایجان منات و هر منات 100قپیك (qopik) است. در زمان سفر ما هر منات 2340تومان بود. بهتر است به جای تبدیل كردن پول در ایران با خودتان دلار ببرید و در آذربایجان با دستگاه های خودپرداز و یا در بانك ها و صرافی‎ها كه تعدادشان كم هم نیست، پول خود را به منات تبدیل كنید.

 

 

 

رفت وآمد در باکو

 

 

 

از آنجایی كه در مركز شهر باکو اقامت داشتیم، بخش زیادی از مكان‎های دیدنی در همان نزدیكی بودند.  به همین دلیل پیاده روی برای ما بهترین روش برای رفتن به جاذبه های گردشگری به شمار می آمد، اما به طوركلی رفت وآمد در باکو كم هزینه ‎است. جز تاكسی كه همه جا پیدا می شود و برای مسیرهای كوتاه 4و برای مسیرهای طولانی تا 8منات است، با اتوبوس و مترو هم می توانید رفت وآمد كنید. برای استفاده از اتوبوس و مترو باید «باكی كارت» (BakiKart) داشته باشید كه دستگاه های خرید آنها در ایستگاه های اتوبوس و مترو وجود دارد.

 

 

 

در باکو كجاها را بگردیم؟

 

 

 

بعد از كمی استراحت، خیلی زود از هتل بیرون زدیم. عصر چهارشنبه باکو حسابی شلوغ و جاندار بود و در مركز شهر، جز گردشگران، دختران و پسران زیادی از سركار و دانشگاه به خانه می رفتند و شهر در نور كم جان غروب می درخشید. این آغاز باکوگردی چهار روزه ما بود.

 

 

 

تارگوی یا خیابان نظامی

 

«تارگوی» یا خیابان نظامی نخستین خیابانی بود كه برای قدم زدن انتخاب كردیم. این خیابان یكی از زیباترین خیابان‎های باکوست؛ خیابانی بلند و سنگفرش با چراغ های نورانی و بناهایی به سبك‎های اروپایی، نئوگوتیك و مدرن كه در شب با نورپردازی‎های زیبا دلبری می كند. گویا این خیابان قدیمی جزو گرانترین خیابان‎های دنیا هم هست. چرخیدن در این خیابان یكی از لذت‎بخش ترین بخش های سفر است.  هر زمان از روز این منطقه شلوغ و پر از گردشگر است. شب‎ها مغازه های این خیابان تا دیروقت باز است و مردم در حال قدم زدن و غذا خوردن در رستوران‎ها و كافه های این منطقه هستند.  صبح‎ها مردم برای كبوترها دانه می ریزند و پرواز كبوترها را در این خیابان قدیمی نظاره می كنند. در میانه خیابان صندلی‎هایی وجود دارد كه می توانید روی آنها بنشینید و كمی استراحت كنید و رفت وآمد آدم ها را زیرنظر بگیرید. همچنین در این خیابان مجسمه های زیادی هست كه  گردشگران با آنها عكس می گیرند. این خیابان در گذشته به «تارگوی» معروف بوده و بعدا به نام شاعر بزرگ فارسی «نظامی» نام‎گذاری شده است. در كنار این خیابان مجسمه بسیار بزرگی از نظامی قرار دارد و مقابل این مجسمه، موزه ادبیات با تندیس هایی از بزرگان ادبیات خودنمایی می كند. خیابان تارگوی یا نظامی چندین مركز خرید و مغازه هایی از برندهای معروف دارد كه آدم را به خرید كردن وا می‎دارد. رستوران‎های معروف و شعبه های رستوران های زنجیره ای  هم در این خیابان به چشم می خورند.غذاهای آذری و فرنگی، قهوه و كیك و یا از همه بهتر؛ چای با باقلوای آذری هم در این خیابان پیدا می شود، اما به دلیل توریستی بودن این منطقه خرید و حتی غذا خوردن در تارگوی چندان به صرفه نیست و قیمت ها كمی بالاست.  اگر فقط كمی از خیابان اصلی دور شوید، می توانید هم با قیمت كمتری خرید كنید و هم غذاهای باكیفیت‎تری را با قیمت مناسب‎تر نوش جان كنید.

 

 

 

میدان فانتین

 

میدان فانتین كه در كنار خیابان نظامی قرار دارد، یك میدان قدیمی است كه در زمان شوروی سابق ایجاد شده و جای خوبی برای گشت و گذار و تفریح است. در میانه میدان هم چندین گوی نقره‎ای وجود دارد كه آب از روی آن‎ها می ریزد و فواره های كوچكی دور این گوی‎ها وجود دارد. در این میدان همچنین تندیس های برنزی زیبایی هم جای دارند كه فضای بسیار شاد و پرشوری را شكل داده اند. پیشنهاد می كنیم، یك روز عصر را به گشت و گذار در خیابان نظامی و میدان فانتین اختصاص دهید.

 

 

 

فضای رمان های روسی قرن هجدهم

 

در واقع این هنرهای اروپایی در دوران تسلط فرهنگی شوروی سابق در آذربایجان ریشه زده و رشد كرده اند. آكادمی ملی اپرا در یك ساختمان بسیار زیبا و قدیمی قرار گرفته كه هم نمای بیرونی‎ آن معماری فاخر و بسیار زیبا و پر از تزئینات و گچبری‎های ظریف دارد و هم فضای درونی آن به ویژه سالن اجرا بسیار مجلل و موقر طراحی شده است.  اگرچه بیش از یك قرن از ساخت این بنا می‎گذرد و بسیاری از تزئینات آن متعلق به همان زمان است، اما سالن تئاتر با صندلی‎هایی از مخمل قرمز و مجسمه های طلایی و ظریفی كه بر دیوار كنده شده، فضای رمان‎های ر وسی قرن 18را زنده می كند.

 

 

 

شهر قدیمی

 

«ایچی شهر» یا شهر قدیمی باکو، منطقه ای وسیع در مركز شهر باکوست كه نشان دهنده قدمت باکوست. در این بخش از شهر، هم بناهای پیش از اسلام و هم بناهای دوره های قاجار با معماری ایرانی وجود دارد و هم مسجد و بناهایی با معماری اسلامی. در شهر قدیمی چندین بنای شاخص وجود دارد؛ یكی از آنها «برج دختر» یا (قیزقالاسی) است.  قدمت این بنا به دوران ساسانی باز می‎گردد و در واقع قلعه ای است با برجی بلند كه از فراز آن شهر باکو و دریای خزر زیر پای شما قرار می گیرد. این قلعه كهن در واقع نیایشگاهی بوده برای «آناهیتا» ؛ ایزد بانو(الهه)ی آب در ایران باستان. «كاخ شروانشاهان» هم بنای تاریخی زیبایی است كه در شهر قدیمی باکو قرار دارد و با رفتن به شهر قدیمی نباید بازدید از این كاخ با اصالت را از دست داد. «موزه كتاب های مینیاتوری» هم از دیگر بناهای دیدنی این بافت قدیمی است. در این موزه كتاب های بسیار كوچكی به زبان های مختلف و از سراسر جهان وجود دارد. كتاب هایی مینیاتوری از ایران هم در این موزه به چشم می خورند.گذشته از بناهای شاخص بافت قدیمی، بهترین كار در« ایچری شهر» گم شدن در كوچه پس كوچه هایی است كه انگار شما را به گذشته باکو می برند. اینجا كوچه ها تنگ و كمر باریك و خانه ها تنگ هم قرار گرفته اند. خانه ها ایوان‎های چوبی و زیبایی دارند و با خود، شما را به گذشته می‎برند.

 

 

 

مركز فرهنگی حیدر علی اف

 

روز دوم اقامت در باکو را به بازدید از مركز فرهنگی حیدر علی‎اف اختصاص دادیم. از هتل ما تا این موزه چیزی حدود 45دقیقه پیاده راه بود. بنابراین تصمیم گرفتیم پیاده شهرگردی كنیم و با باکو بیشتر آشنا شویم. هوای خنك و ملایمی بود و گاه نم نم باران می بارید. ساختمان‎های زیبای شهر زیر نور ملایم غنوده بودند. در مسیر جز خیابان‎های زیبا به یك بازار محلی رسیدیم كه بیشتر فروشنده ها، زنان میانسال آذری بودند؛ چیزی شبیه بازارهای شمال خودمان. سبزی خشك، میوه، ماست و پنیر، ترشی، مربا و نان جزو محصولاتی بود كه می‎فروختند. در یك غرفه هم چیزی شبیه سمبوسه سبزیجات و گوشت خوردیم كه بسیار لذیذ و دلچسب بود. بعد هم مسیر را به سمت موزه ادامه دادیم.شهرت مركز فرهنگی حیدرعلی اف بیشتر از هرچیز به ساختمان زیبای آن است كه معمار و طراح آن، زاها حدید معمار برجسته عراقی- بریتانیایی است. این بنا در سال 2012افتتاح شد. سخت است آدم باور كند این ساختمان واقعی است؛ مثل قلعه رؤیایی و سفیدی می‎ماند كه در میانه میدان بزرگ قرار گرفته و از هر سمت شكلی و طرحی متفاوت دارد. این ساختمان زیبا فضایی متفاوت از ساختمان های باکو دارد و گویی شورشی است علیه معماری مرسوم در این شهر. معماری ساختمان ها در باکو بیش از هرچیز از معماری دوران شوری سابق اثر گرفته و ساختمان ها، منظم و مشخص و اتو كشیده هستند. این ساختمان بزرگ با سبك ساختارشكنانه‎اش انگار همه این قواعد را برهم زده و تلاش دارد تا فرهنگ غماز و پر جادوی آذری را با همه لطافت‎ها و انعطاف‎ها و زنانگی هایش نشان بدهد. این مركز فرهنگی، سه بخش اصلی دارد كه یك بخش به فرهنگ و هنر آذربایجان، یكی به حیدرعلی اف رئیس جمهور سابق آذربایجان و دیگری به موزه ماشین‎های قدیمی اختصاص یافته است. قیمت بلیت ورودی موزه و دیدار از دو بخش اول 15منات است و بلیت موزه ماشین‎های قدیمی هم 10منات.با وارد شدن به موزه احساسی مشابه آلیس در سرزمین عجایب دارید. رنگ اصلی بنا سفید است، با نمایی از شیشه و خط هایی كه همه دایره ای هستند. تقریبا هیچ خط شكسته و صافی در این بنا دیده نمی شود. در طبقه اول بنا، چندین مجسمه مدرن، محلی برای نمایش نقاشی و یك كافه-رستوران وجود دارد. طبقه دوم محل نمایش ماكت هایی از ساختمان‎های زیبای شهر است؛ ساختمان‎هایی كه بیشتر آنها در سال های اخیر ساخته شده و برخی در دست ساخت هستند و همه قرار است معرف شهری پیشرو و امیدوار به آینده باشند. در طبقات دیگر موزه ای برای عروسك ها، همچنین موزه‎ای ویژه لباس ها وسازهای آذری وجود دارد. همچنین بخشی هم به شخص حیدرعلی اف، خانواده‎اش و فعالیت هایش در زمان ریاست جمهوری اختصاص یافته است. گذشته از ساختمان زیبا و آنچه در موزه به نمایش در آمده، فرم موزه حیدر علی اف بسیار مدرن و مثل موزه های مهم دنیا تعاملی و جذاب است و گشت و گذار در آن چندین ساعت زمان می برد.

 

 

 

موزه فرش

 

یكی دیگر از جاذبه های شهر باکو، موزه فرش است كه مانند فرشی زربافت و لوله شده با طرح های ظریف و زیبا در بلوار ساحلی و در كرانه دریا قرار گرفته است. این موزه برای ما ایرانی‎ها كه خود بافنده و صادركننده زیباترین فرش های جهان هستیم، شاید چندان دیدنی نباشد، اما ساختمان موزه بسیار زیباست و ارزش دیدن دارد.

 

به طور كلی موزه ها در باکو بیش از آنكه محتوایی متفاوت و دیدنی عرضه كنند، توانسته‎اند هرآنچه را كه از فرهنگ و هنر و حتی سیاست در گذشته و حال آذربایجان در دست است، جمع آوری كنند و برای نمایش آن ویترینی بسیار ویژه فراهم كنند تا بتوانند از آن برای نشان دادن ریشه های فرهنگی خود بهره ببرند. موزه فرش باکو هم از این قاعده مستثنا نیست.

 

آنچه در موزه می بینید، فرش‎هایی است كه تقریبا هیچ كدام نه از نظر قدمت و نه از نظر ظرافت و هنرمندی، به پای فرش‎های گنجینه موزه فرش تهران نمی‎رسند.در موزه فرش باکو، در كنار خدماتی كه به بازدیدكنندگان بزرگسال اختصاص داده می شود، فضایی هم برای بچه ها وجود دارد كه می توانند جورچین بزرگی با طرح قالی را با كمك همدیگر تكمیل كنند و یا نقاشی كنند تا پدر و مادرها با خیال راحت تر در موزه بچرخند.

 

 

 

«ونیز كوچك» و «چشم باکو»

 

«ونیز كوچك» و« چشم باکو» از نمونه های الگوبرداری‎ شده این شهر از جاذبه های معروف دنیاست كه هردو در نزدیكی موزه فرش قرار دارند. ونیز كوچك مسیری آبی و شبیه تونل است كه به سبك كانال‎های آب در ونیز ایتالیا ساخته شده و در واقع شما می توانید همراه با یك قایقران سوار قایق‎های آن شوید و در این مسیر حركت كنید. راستش را بخواهید حركت در این مسیر چندان چیز جذابی نیست و اگر آن را تجربه نكردید، چیزی را از دست نداده‎اید.«چشم باکو» هم چرخ و فلكی در كناره دریای خزر است كه در واقع به سبك «چشم لندن» یا «London Eye» ساخته شده است. حتما می دانید كه «چشم لندن» در كنار رود تایمز جای گرفته و با قرار گرفتن بر فراز آن لندن زیرپای شماست. البته چشم باکو كوتاه‎تر از این حرف هاست و بیشتر از آن كه نمایی از شهر را نشان بدهد، به شما نمایی از دریا از بالا می دهد. این چرخ و فلك از آنجا كه در كنار دریا قرار گرفته، در روزهایی كه وزش باد شدید است، كار نمی كند.

 

 

 

كجا خرید كنیم؟

 

در باکو به جز صنایع دستی ظریفی چون گلیم و ابریشم های ظریف و یا صنایع دستی چون میناكاری و منبت كه در ایران هم پیدا می شود، می توانید از مراكز خرید مدرن هم دیدن كنید. برای خرید صنایع دستی، شهر قدیمی بهترین جاست، اما از میان مراكز خرید مدرن می توان به« گنجلیك مال» و 28« می مال» اشاره كرد. ما از هردوی این مراكز خرید دیدن كردیم. البته وقت زیادی در این مراكز نگذراندیم؛ چون تفاوت قیمت كالاها در باکو با تهران و دیگر شهرهای ایران چندان چشمگیر نیست و تقریبا تمام برندهایی را كه در باکو وجود دارد، در تهران هم می توانید بیابید. اما «گنجلیك مال» یك فود كورت منحصر به فرد با تنوعی از غذاهای بسیار خوشمزه و یك هایپر ماركت هم دارد كه می توانید در آن نیازمندی های سفر خود را تهیه كنید.

 

 

 

چی بخوریم؟

 

باکو مقصد بی نظیر برای چشیدن طعم‎های اصیل و غذاهایی بسیار خوشمزه و ارزان‎قیمت است. بنابراین اگر مثل ما، چشیدن غذاها بخش مهمی از سفر شماست و در واقع غذاخوردن را لذتی بزرگ می‎دانید، باکو شهر شماست. علاوه بر این كه آذربایجان یك كشور مسلمان است و غذاهای حلال به وفور پیدا می شوند. غذاها در باکو كمی شبیه به غذاهای تبریز خودمان است. كوفته، دلمه و كباب های رنگارنگ و پلو های جورواجوری را در باکو می یابید. البته غذاهای تركیه ای چون بیده، لاماجون و یا دونر كباب هم در باکو كم نیستند. غذاهای مدرن و فست فود، استیك و اسپاگتی هم در رستوران‎ها پیدا می شوند. یكی از رستوران‎های بی همتا در باکو «رستوران شیروانشاه» در نزدیكی میدان نظامی است كه به آن خیابان «بش مرتبه» هم می گویند كه به دلیل داشتن ساختمان های پنج طبقه، مثل یك دست است. «رستوران شیروانشاه» یا «موزه رستوران شیروانشاه» در واقع حمام بسیار بزرگی بوده كه حالا تبدیل به رستورانی مجلل و موزه ای دیدنی از تاریخ و هنر آذربایجان در دوره های مختلف شده است. با ورود به این رستوران احساس می كنید كه قدم به گذشته گذاشته اید.. قیمت غذاها در این رستوران بسیار مناسب است و منوی آن آن قدر پر صفحه است كه تمام نمی شود. در سفر پنج روزه مان به باکو، دوبار خودمان را مهمان این رستوران كردیم و غذاهایی چون دلمه برگ مو، پلو قورمه سبزی، لوله كباب، خورش شاه بلوط و پلوی آجیلی خوردیم.

 

 

 

نكته هایی ظریف برای سفر به باکو

 

اگر تركی یا روسی بلد هستید، در باکو به هیچ مشكلی از نظر ارتباط با مردم برنمی خورید، اما مردم آذربایجان همه به انگلیسی مسلط نیستند.

 

با این همه بهتر است همیشه كارت هتل و یا آدرس محل اقامت خود را به همراه داشته باشید تا در پیدا كردن محل اقامت مشكلی نداشته باشید. همچنین خوب است كلمات كلیدی و لازم را هم به تركی یاد بگیرید و در دفترچه ای یادداشت كنید تا بهتر بتوانید با مردم ارتباط برقرار كنید.

 

مردم باکو بسیار مهمان‎نواز هستند و ایرانی ها را هم دوست دارند و از هیچ تلاشی برای كمك كردن به شما دریغ نمی كنند. جز باکو، شهرهای «گنجه» و «شكی» هم دیدنی های بسیاری دارند كه اگر سفرتان طولانی باشد، می توانید از آنها هم دیدن كنید. در ضمن اگر تابستان به باکو رفتید، حتما از مناطق ساحلی و یا پارك های آبی چون «دالگابیچ» دیدن كنید. در زمستان هم در نزدیكی باکو پیست اسكی وجود دارد كه اگر اهل اسكی هستید، بد نیست به آنجا هم سری بزنید.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *