بوی خوش حلال

آنگاه که کلام خداوند آدمی را به خوردن و آشامیدن بهترین روزی های موجود بر زمین هدایت کرد، مسلمانان از چهارگوشه جهان با وجود تفاوت های فرهنگی و اقلیمی، بهترین گزینه های موجود را به کار گرفته و طعم خوش و عطر دل انگیز غذاهایشان را عرضه داشتند. فرهنگ خوراک در کشورهای اسلامی و زیبایی های وابسته به آن شاید در یک متن کوتاه نگنجد، ولی عطر آن را می توان از این طریق استشمام کرد.

 

مغولی های لذیذ

بیش از سه سده گورکانیان بر شبه قاره هندوستان حکمرانی کرده و میراث گرانبهایی را از فرهنگ و هنر فاخر اسلامی در این دیار از خود برجای گذاشتند. آنهایی که به زبان شیرین پارسی سخن می گفتند بر غنای این زبان یگانه افزودند و آثار معماری و هنری ماندگاری را در زمره میراث گرانبهای بشری از خود برجای گذاشتند. شاید با نخستین اشاره بر این دودمان مسلمان در هند به یاد بنای مجلل و گرانسنگی چون تاج محل بیفتیم که به سان نگینی یگانه بر تارک تاریخ بشری و میراث معماران و هنرمندان مسلمانان می درخشد، ولی این سازه های معماری، آثار ادبی، نگارگری و جواهرات و زینت های مغولی تنها یادگار این دوران نبوده بلکه یکی از نمونه های پویا و پرطرفدار آنها را می توان در خوراکی های لذیذ مغولی شاهد بود که در جای جای هندوستان و البته بسیاری از نقاط دیگر جهان توجه خوش سلیقه ها را به خود مشغول داشته است. خاستگاه بسیاری از این غذاها را می توان در ایران و آسیای میانه جست وجو کرد که ترکیب آنها با غذاها و ادویه جات هندی رنگ و بویی ویژه بدان ها بخشیده است. از میان این غذاها می توان به بریانی که نوعی برنج تهیه شده با ادویه جات بوده اشاره کرد. انواع کوفته نیز در این میان جای دارد، از جمله کوفته شوربا و نرگسی کوفته که این آخری با گوشت گوساله تهیه شده و در میانش تخم مرغ آب پز قرار دارد. نرگسی کوفته از غذاهایی است که به ویژه در ماه مبارک رمضان بر سر سفره افطار هندی ها، پاکستانی ها و بنگلادشی ها زیاد یافت می شود. از غذاهای مغولی معروف دیگر می توان به انواع کباب اشاره کرد، از جمله رشمی کباب و بوتی کباب. یکی از دسرهای معمول مغولی برفی نام دارد که از واژه پارسی برف گرفته شده است. برفی در واقع شیر فشرده شده همراه با شکر بوده که به شکل های مختلفی با ادویه جات و خشکبار گوناگون تهیه شده و در هندوستان در جشن معروف دیپاوالی که ویژه هندوان بوده نیز بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

 

غذاهای تونسی

در این سرزمین نه چندان پهناور در شاخ آفریقا، اقوام گوناگونی در درازای تاریخ گام نهاده و در آنجا ساکن شده اند؛ از فنیقی ها گرفته تا رومی ها، عثمانیان و اعراب تا فرانسوی ها. میراث این مردمان در فرهنگ و آداب این سرزمین مسلمان به شکل های گوناگونی از سازه های معماری گرفته تا خوراکی های رنگارنگ تونسی خودنمایی می کند. همجواری این کشور در کناره دریای مدیترانه و بهره مندی از آب وهوای ویژه آن نیز در محصولات کشاورزی و باغبانی این دیار تعیین کننده بوده و در خوراک مردمان آن خودنمایی می کند. غذاهای سنتی کشور تونس در مقایسه با بیشتر کشورهای همسایه اش در شمال آفریقا حاوی ادویه های بیشتری بوده و از تندی بیشتری نیز برخوردار است. نوعی سُس خیلی تند که از فلفل قرمز و چندین نوع ادویه دیگر تهیه شده و «هریسا» نام دارد در بیشتر غذاهای تونسی مورد استفاده قرار می گیرد. یکی دیگر از چاشنی های رایج در خوراک های تونسی «تابیل» نام دارد که مخلوطی از تخم گشنیز، سیر، زیره سیاه و فلفل است و گفته می شود که در اثر مراودات مسلمانان شمال آفریقا با اندلس از آنجا به این دیار راه پیدا کرده است. یکی از نان های سنتی تونس «تابونا» نام دارد که در تنورهای بشکه ای شکل و با زغال سوخته پخته می شود. این نان گرد و ضخیم بوده و از جمله محتویات آن جدا از آرد گندم می توان به روغن زیتون و دانه های رازیانه اشاره کرد. یکی از رستوران های سنتی معروف در تونس «دارالجلد» نام دارد که در آرایش آن از عناصر آرایه ای اسلامی و سنتی تونس بهره فراوانی گرفته شده است. فرش های زیبا در کف این رستوران همراه با کاشیکاری های ظریف و لوسترهای درخشان در میان نوای آرام  بخش ساز شرقی قانون، حال و هوایی دل انگیز را از میان پنجره های مشبک چوبی همراه با عطر خوراکی های دلپذیر به مهمانان ارزانی داشته و تجربه صرف یک غذای خوشمزه شرقی را در خاطره به یادگار می گذارد.

 

یکی از دسرهای معمول مغولی برفی نام دارد که از واژه پارسی برف گرفته شده است. برفی در واقع شیر فشرده شده همراه با شکر بوده که به شکل های مختلفی با ادویه جات و خشکبار گوناگون تهیه شده و در هندوستان در جشن معروف دیپاوالی که ویژه هندوان بوده نیز بسیار مورد استفاده قرار می گیرد.

 

از هندسه تا طعم خوش6.jpg

موج روزافزون گرایش به غذاهای شرقی و اسلامی در دنیا بیش از پیش کوچه و پس کوچه های مراکز شهرهای بزرگ را درنوردیده است.

بسیاری از رستوران های شرقی و اسلامی در سراسر دنیا با تهیه خوراک های عالی و دلچسب مشتریان دائمی  پیدا کرده و این گوشه ارزشمند از فرهنگ سرزمین های مسلمان را به جهانیان عرضه میدارند. در کنار این خوراکی های متنوع، بسیاری از رستوران های مزبور به بهره گیری از معماری و تزئینات هندسی اسلامی  پرداخته که به نوبه خود نه تنها بر جذابیت مکانی و افزایش فروش منجر می شود؛ بلکه فضایی مناسب برای آشنایی بیشتر مردم کشورهای غیراسلامی  با هنر عمیق و مسحورکننده اسلامی فراهم می آورد. در این رستوران ها نقش های پیچیده هندسی را می توان بر پنجره ها و دیواره های مشبک تزئینی، حاشیه های گچبری شده دیوارها و سقف، پایه های چوبی کنده کاری شده میزها و حتی نقشه ای وجود روی دستمال ها و سفره رومیزی مشاهده کرد. در این میان شایسته است تا به کاربرد قوس های جناغی رایج در معماری اسلامی در گوشه و کنار و راهروها و ورودی های برخی از این رستوران ها اشاره کرد که گاهی با نورپردازی های خلاقانه به ایجاد فضایی رویایی کمک می کند.

 

شهر سرد شمالی

در این پایتخت سرد شمالی که تنها کمی بیش از 130هزار نفر جمعیت داشته و بسیار دورتر از سرزمین های اسلامی قرار گرفته، یافتن مکانی برای عرضه خوراک اسلامی حلال چندان کار ساده ای به نظر نمی رسد. یکی از معدود مکان ها برای عرضه خوراکی حلال در شهر ریکیاویک پایتخت ایسلند رستوران علی باباست. در رستوران علی بابا، گزینه های متنوعی در اختیار مشتریان قرار دارد. علاقه مندان به پیتزا و همبرگر و خوراک هایی از این دست تا کباب ترکی و کباب بره و جوجه کباب می توانند گزینه هایی خوشمزه و حلال در اختیار داشته باشند. رستوران دیگری نیز به نام «حبیبی» در این شهر قرار دارد که در آنجا نیز غذاهای حلال متنوعی همچون فلافل و کباب ترکی و انواع کباب های دیگر عرضه شده و در میان اهالی شهر ریکیاویک طرفداران زیادی پیدا کرده است. بسیاری از مشتریان این رستوران علاوه بر طعم خوش خوراکی های حلال از رفتار گرم و صمیمانه کارکنان مسلمان اینجا به نیکی یاد کرده اند؛ رفتاری که ریشه در آموزه های اسلامی در گرامیداشت مهمان دارد. رستوران ماندی نیز از دیگر رستوران های حلال ریکیاویک بوده که همچون دو نمونه دیگر عرضه کننده خوراکی های لذیذ اسلامی ناحیه مدیترانه است. یکی دیگر از گزینه های پیش روی مسلمانان در این شهر در مکان های دیگر، خوردن غذاهای دریایی حلال همچون ماهی است که خوشبختانه به میزان بالایی در این دیار رواج داشته و در بیشتر رستوران های شهر عرضه می شود.

 

آش پلو

آنگاه که دانشمند بزرگ مسلمان، ابوعلی سینا در باب خوبی های غذاهای برنجی سخن می گفت شاید نمی دانست که هنوز در سده بیست و یکم میلادی برنج یکی از خوراک های اصلی انسان باشد.با این حال، در آسیای میانه و در کشورهای تاجیکستان و ازبکستان سخن از نیاز به برنج گذشته و تبدیل به یک سنت و حتی یک اجبار شده است، به طوری که شاید در اغلب خانه ها اگر مهمانی برپاشود، بدون حضور آش پلو، گویی نقصانی بنیادین در رخداد مذکور به وقوع پیوسته است. پختن آش پلو توسط آشپزهای حرفه ای موضوعی مهم تلقی شده و در دوره کاری آنها یک رخداد تعیین کننده است. شاگردی که به درجه کافی برای پختن این خوراک رسیده باشد در جریان مراسمی به استادش جامه ای و کلاهی داده و خود کفگیر بر دست می گیرد. آش پلو اخیراً از سوی سازمان علمی، فرهنگی و تربیتی ملل متحد یا همان یونسکو به عنوان میراث معنوی کشورهای تاجیکستان و ازبکستان معرفی شد.

 

 

 

در کنار نیل

زندگی نیز همچون امواج خروشان نیل هزاران سال است که در کناره های این رود بزرگ در جریان بوده است؛ گاه آرام و بی سروصدا و گاه خروشان و خشمگین. از دوران شکوه سازندگان اهرام بزرگ سال های زیادی گذشت و شهری در آن نزدیکی بنا شد که قاهره نام گرفت. مسجد ها و مدرسه های زیبا در اینجا سر بر آسمان کشیدند و هنگام نماز صدای خوش موذن ها از مناره های فراوان این شهر گوش های مومنان را نوازش داده و آنها را به سوی عبادت یگانه خالق فراخوانده است. زیبایی های روزها و شب های این شهر در چشم جهانگردان همواره صحنه هایی بدیع و خاطراتی فراموش ناشدنی برجای گذاشته است. لودویک داچ (1935-1855) هنرمند نقاش اتریشی که در پاریس سکونت داشت در سفری به شهر قاهره مسحور زیبایی های خیره کننده و سنت های شد سرزمین مسلمان گردید. او که در زمره نقاشان خاورنگاری ( اورینتالیست) قرار داشت، گوشه هایی جذاب از زندگی روزمره مردم و سازه های معماری قاهره را روی بوم خود با زیبایی تمام خلق کرده و نه تنها اثری هنری و ماندگار خلق کرده بلکه حقایقی ارزنده را در اختیار پژوهشگران و مورخان پس از خود گذاشت. لودویک داچ در یکی از نگاره هایش با عنوان «ثعلب فروش» گوشه ای دنج از یک کوچه را در شهر قاهره به تصویر کشیده که در آن مرد میانسالی در کنار ورودی یک راهروی باریک نشسته و نوشیدنی گوارای ثعلب را به مشتریانش عرضه می کند. این نوشیدنی که در کشورهای مسلمان شمال آفریقا و ترکیه، لبنان و سوریه از قدیم رواج داشته در اصل از شیر و آرد ثعلب درست می شود. پیش از ورود چای و قهوه این نوشیدنی از رواج بیشتری نزد این مردم برخوردار بود.داچ در گذر از این کوچه تصویری را که مشابه آن را در گوشه و کنار شهر زیاد می شد دید، ثبت کرد. می توان لذت نوشیدن این مایع گوارا را در چهره کسانی که پیاله های پر از ثعلب را در دست دارند، از لابه لای خطوط و رنگ های ظریف  این نقاشی مشاهده کرد. به همین نسبت نیز انتظار و اشتیاقی که در چهره منتظران برای دریافت این نوشیدنی وجود دارد به زیبایی تمام توسط این نقاش زبده به تصویر کشیده شده است. لودویک داچ این نگاره را در سال 1886 در نخستین سفرش به قاهره خلق کرد و در این سفر و همچنین دو سفر بعدی اش به این شهر آثاری بدیع و به یاد ماندنی از خود برجای نهاد و نامش را به عنوان یکی از بزرگ ترین نقاشان سبک خاورنگاری در تاریخ هنر به ثبت رساند.

 

ندایی در غربت

پیش از رسیدن به بزرگ ترین سازه مذهبی جهان یعنی آنگکوروات در کشور کامبوج باید از شهر کوچکی به نام سیام ریپ گذر کرد. جذابیت آنگکوروات برای جهانگردان و جریان گسترده و دائمی  جهانگردان به آنجا به رونق و گسترش شهر سیام ریپ کمک شایانی کرده است. اما در میان هیاهوی روزها و شب های این شهر شلوغ، در گوشه ای کم سر و صدا می توان هنگام نماز صدای موذن را از درون مسجدی کوچک در منطقه سِوای دانگکوم شنید. مسجد نعمت یا به تلفظ محلی نیکمت با دو مناره در اطراف و گنبدی در میان با حیاطی کوچک در اطراف، مکانی برای گردآمدن اقلیت مسلمان این ناحیه و برگزاری مراسم و آیین های دینی به شمار می آید. در همین نزدیکی رستورانی به نام آشپزخانه خانواده مسلمان قرارگرفته که خوراک های حلال اسلامی را در اختیار مسلمانان و جهانگردان مسلمان قرار می دهد. این رستوران از 6 صبح تا 9 شب به عرضه صبحانه، ناهار، شام و میان وعده های غذایی پرداخته و در آن غذاهایی از جوامع مسلمان کشورهایی همچون اندونزی، مالزی، برونئی، عربستان و سنگاپور عرضه می شود. معمولا همراه با غذایی که سفارش داده می شود، یک فنجان چای لیمو یا شربت آبلیمو رایگان در اختیار مشتریان قرار می گیرد. انواع خوراک های دریایی همچون ماهی سرخ شده، گوشت بره، جوجه و سبزی های پخته و سرخ شده زینت بخش سفره های رنگین این رستوران به شمار می آیند.

 

قاطع شرق و غرب

یکی از مکان هایی که عطر و رنگ های متنوع آن، حس بویایی و بینایی هر رهگذری را تحت تاثیر قرار داده و حتی برای برخی افراد، طعم خوش برخی از غذاها را تداعی می کند بازار ادویه جات استانبول است. این بازار که در بازار بزرگ و قدیمی این شهر قرار گرفته دارای مغازه های زیادی در دو طرف است که هر کدام از آنها با سلیقه و خلاقیت مثال زدنی خود چیدمانی زیبا از ادویه جات رنگین را در معرض تماشا قرار داده اند. در این میان حبوبات و گاهی آبنبات های دست ساز را نیز می توان یافت که خودنمایی می کنند. هر چند گذر زمان باعث شده تا اصناف دیگری جز ادویه فروشی در اینجا گسترش پیدا کنند، ولی هنوز تعداد ادویه فروشی های آن به اندازه ای هست که تا فاصله ای دور همچنان عطر خوش ادویه جات به مشام برسد. در هر حال، اگر قصد خرید ادویه نیز نداشته باشیم، در گذر از این راسته، به احتمال زیاد جذب شیرینی های سنتی و متنوع موجود خواهیم شد و پاکتی حاوی چندین شیرینی خوشمزه استانبولی را خواهیم خرید. بهتر است که گام هایمان در اینجا آهسته تر باشد؛ چرا که شاید طعم خوش شیرینی  ها ما را بر آن دارد که برگردیم و برای عزیزان و خانواده، از این سوغاتی های خوشمزه بخریم. پس بهتر است در گذر از این مکان دلچسب چندان عجله به خرج ندهیم!

 

 

 

قهوه میل دارید؟

یک فنجان قهوه میل دارید؟ با شکر یا بدون شکر؟ من کمی لیموناد خنک را ترجیح می دهم. اینجا اگر یک کافی شاپ در پاریس یا رم هست، با محصولاتی از سرزمین های اسلامی مشتریان پرو پا قرصی را در طول قرن ها به خود جذب کرده است؛ محصولاتی همچون قهوه، شکر، لیموناد و غیره. کمی بیشتر دقت کنید، بله! واژه «کافی» همان قهوه است و شوگر همان شکر و لیموناد هم که البته لیموناد. اینها تنها بخش کوچکی از نوشیدنی ها و خوردنی هایی است که در قرن های گذشته از سرزمین های اسلامی به اروپا راه پیدا کرد و در آنجا گسترش یافت و به شکل امروزی درآمد. در بسیاری از سرزمین های عربی در خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین ترکیه نوشیدن قهوه همچنان به شکل گسترده ای رایج بوده و در واقع قهوه پس از آب یکی از نوشیدنی های اصلی به شمار می آید. وجود قهوه خانه ها نیز در این سرزمین ها سابقه ای طولانی داشته است. قهوه خانه ها مراکزی بوده اند که مردان در آنجا گردهم آمده و به گفت و گو و گاهی بازی شطرنج می پردازند. در سایر کافی شاپ ها یا همان قهوه خانه های کشورهای غربی نیز امروزه یکی از دلچسب ترین و خوشمزه ترین قهوه ها،  نمونه ای است که به شیوه عربی به عمل آمده و به عربیکا معروف است. قهوه خانه ها در سرزمین های اسلامی همچون ایران و ترکیه علاوه بر اینها، مکان هایی بودند که اهالی هنر و ادب، خلاقیت ها و آثارشان را در معرض دید و شنود حاضران قرار می دادند. سنت نقالی و داستان گویی در قهوه خانه ها افراد را از اخبار روز و نکات ظریف داستان های کهن و آموزه های دینی و فرهنگی آگاه ساخته و نقش مهمی در پیشبرد فرهنگ عمومی ایفا می کرد. در حوزه هنر، سنت نگارگری ویژه ای که از آن با عنوان نقاشی قهوه خانه ای یاد می شود در اواخر دوران قاجار در ایران به رشد و بالندگی رسید. در این آثار داستان هایی از قیام سالار شهیدان در کربلا و حماسه های کهن ایرانی و برخی دیگر از داستان های اسلامی و اسطوره ای کهن بازگو می شد.

 

یکی از مکان هایی که عطر و رنگ های متنوع آن، حس بویایی و بینایی هر رهگذری را تحت تاثیر قرار می دهد، بازار ادویه جات استانبول است. این بازار دارای مغازه های زیادی در دو طرف است که هر کدام از آنها با سلیقه و خلاقیت مثال زدنی خود چیدمانی زیبا از ادویه جات رنگین را در معرض تماشا قرار داده اند

 

یادگار هند

کارگران مسلمان هندی پس از جنگ جهانی دوم در مزارع کائوچو نوشیدنی سنتی تهیه شده از شیر و چای را به مالزی وارد کردند. این نوشیدنی در سراسر این سرزمین گسترش یافته و در همه جا به عنوان یکی از نوشیدنی های روزمره جای خود را در میان اقوام گوناگون ساکن آنجا باز کرد. شیوه درست کردن تِه تاره نیز از جمله جذابیت های مرتبط با آن است. در بسیاری از مکان های عرضه ته تاره، شخصی که مسئول عمل آوردن آن است با حرکات جالبی شامل ریختن مایع مذکور از یک ظرف به ظرفی دیگر روی هوا ، سرگرمی جهانگردان را فراهم می آورد. در ضمن همین حرکت آبشارگونه مایع بر هوا و انتقال از ظرفی به ظرف دیگر موجب ایجاد کف روی آن می شود که در واقع یکی از ملزومات اصلی ته تاره است. مهارت در عمل آوردن ته تاره نه تنها به طعم اصیل آن بلکه به میزان کفی که روی فنجان تشکیل شده نیز ارتباط دارد. مالزیایی ها از این نوشیدنی نه تنها به عنوان یک نوشیدنی میان وعده بلکه همراه با وعده های اصلی یعنی ناهار و شام نیز استفاده می کنند. اگر نزد ما نوشیدن نوشابه های گازدار همراه با غذا طرفداران بیشتری داشته باشد، نزد مالزیایی ها این نوشیدنی سنتی است که دست بالا را دارد. نهادهای دولتی مالزی این نوشیدنی را همراه با غذای معروف نسی لاماک که نوعی پلومرغ بوده به عنوان میراث فرهنگی کشورشان به ثبت رسانده اند. صرف خرما همراه با ته تاره در میان مسلمانان هنگام ماه مبارک رمضان از جمله نوشیدنی های رایجی است که افطار روزه داران را باز می کند.

 

خاطرات یک سفر

انگلبرت کمپفر، پزشک و طبیعی دان آلمانی در اواخر سده هفدهم میلادی از برخی سرزمین های شرقی از جمله ایران دیدار کرده و تجربه های خود از این سفر را در سفرنامه ای گردآوری کرد. او در بخشی از سفرنامه خود درباره نوشیدنی ها، شیرینی  ها و خوراک های ایران آن دوران سخن به میان آورده است. او از نوعی نوشیدنی با لیمو، گلاب، انار و شکر سخن می گوید. جهانگرد دیگری که در سده هفدهم از ایران دیدار کرده بود، ژان باتیست تاورنیه است که کتابی مفصل  درباره اوضاع اجتماعی و عمومی آن زمان ایران نوشته است. او از میان خوراک های ایرانی از نان و پنیر و خامه یاد می  کند. او می گوید که ایرانیان گوشت گوسفند و بز و مرغ را بیشتر از گوشت گاو مصرف می کنند. او از پختن گوسفند درسته در تنور نوشته و از کیفیت خوب نان های ایران یاد می کند. او در پایان بخشی که به خوراک های ایرانی اشاره کرده، از عادت خوب مهمان نوازی ایرانیان یادکرده و می گوید که ایرانیان مردمانی درستکار و شریف بوده و با بهترین خوراک های شان از مهمانان پذیرایی کرده و از عادتی که فرنگیان هنگام صرف غذا داشته و در جریان آن در را می بندند تعجب می کنند!

 

از دیار چین

اینجا در نقطه ای که در دوران کهن جاده پررفت و آمد ابریشم از شرق آغاز می شد، خیابانی قرار دارد که خاطرات قرن ها از اهالی بومی و مسافران را در خود جای داده است. حدود هزار سال پیش، تاجران و دانش آموزانی از سرزمین های اسلامی به سی آن در غرب چین می آمدند و بسیاری از آنها در این مکان مانده اند.امروزه جمعیت قابل توجهی از مسلمانان چین را می توانیم در اینجا مشاهده کنیم. خیابان هویمین که در منطقه مسلمان نشین سی آن قرارگرفته مکانی جذاب و دیدنی و جایی است که بهترین خوراکی ها، شیرینی  ها و نوشیدنی های حلال را با قیمتی مناسب در اختیار مشتریان محلی و جهانگردان قرار می دهد. یکی از خوراکی های پرطرفدار در این خیابان، روجیامو است. روجیامو که از نان ساندویچی مخصوصی تشکیل شده خوراکی است از گوشت بره یا گوساله که به شکل خورشی با ادویه جات مخصوص، درون آن قرار گرفته. این غذادر سراسر کشور چین طرفدار دارد. از سوپ های خوشمزه اویغوری در این مکان غافل نباید ماند و نوش جان کردن آنها با نان های مخصوص به احتمال زیاد مورد پسند قرار خواهد گرفت. نودل هایی که با آرد برنج درست شده به شکل سرد عرضه شده و شاید بر خلاف تصور، طعمی به یاد ماندنی را فراهم آورد.  مسجد بزرگ هواجو سی آن نیز در این منطقه قرارگرفته است. این مسجد با معماری الهام گرفته از شیوه های بومی، همانند بسیاری دیگر از مساجد ساخته شده در چین از جمله جاذبه های دیدنی و شگفت انگیز این دیار است. شاید با نگاه نخست، تصوری که از ساختمان سنتی مساجد جهان اسلام در ذهن مان وجود دارد در اینجا به چشم نخورد، ولی به هر حال این معماری بومی چینی جایی نیست مگر مکان عبادت مسلمانان که هرروز هنگام نماز مؤمنان شهر را در خود جای داده تا انوار برکت و هدایت الهی را در وجودشان جای دهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *