سرک کشیدن به آشیانه عقاب!

سفر، فقط عید و تابستان و جاده هم فقط چالوس و هراز نیست. اتفاقا حالا که به فصل پاییز رسیده ایم، خیلی از مناطق کشورمان با رنگارنگ شدن درختان و طبیعت زیباتر از قبل می شود. مناطق جنگلی مثل جنگل ابر شاهرود و مناطق جنگلی زاگرس و البرز از جمله این مناطق زیباهستند. این زیبایی ها با توجه به خلوت شدن جاده ها و شروع فصل درس و مدرسه، چشمگیرتر هم هست. ضمن این که چون هنوز زمان بارندگی های شدید و برف و کوران نرسیده، هوا و شرایط جوی، لطافتی متعادل دارد. این ها مقدمه ای است تا مسیری نو و سفری تازه را به شما خوانندگان پیشنهاد بدهیم. مسیری نزدیک به تهران که می تواند شما را از راهی نو به شمال برساند. هفته پیش در همین صفحه، مسیر سمنان به ساری را به شما معرفی کردیم. مسیری از شرق تهران که به شرق مازندران و مرکز آن می رفت. از استان شرقی تهران، سمنان به شمال که می توانستیم مناطقی مانند دریاچه الندان و چشمه های باداب سورت را ببینیم.  امروز در پیشنهادی تازه می خواهیم مسیری از غرب تهران به غرب مازندران، پیش روی تان بگذاریم که جاده ای مناسب ولی کمتر شناخته شده دارد. این مسیر از قزوین، آغاز می شود و بعد از عبور از کوه های الموت به تنکابن می رسد. مسیری حدود 300 کیلومتری در دل رشته کوه های البرز غربی که روزگاری پاتوق حسن صباح و اسماعیلیان بود. ده ها قلعه که هنوز ویرانه های آن باقی مانده، بر فراز کوه های این منطقه استوارند. صباح و فدائیانش، حدود 800 سال پیش، فضای خوفناکی برای سلجوقیان و مخالفان شان راه انداخته بودند که به آشیانه عقاب شهره بود و سرانجام با حمله هولاکوخان؛ نوه چنگیز مغول، برچیده شدند. مسیر قزوین به تنکابن، مسیری است که علاوه بر این که شما را با این قلعه های اسرارآمیز آشنا می کند، به کنار دریاچه زیبای اوان نیز می رساند. می توانید در روستاهای میانه راه که مردمانی مهمان نواز دارند، استراحت کنید و هوا و غذا و میوه هایی عالی بخورید. جاده قزوین- الموت- تنکابن به مرور اوج می گیرد و بعد از روستای گرمارود به سمت تنکابن فرود می آید. قرار است جاده ای بزرگ قزوین را به تنکابن وصل کند تا مسیر تازه ای برای رفتن به شمال باشد. البته این جاده مهیا شده ولی بخشی از آن هنوز خاكی است. به شما پیشنهاد می كنیم قبل از شلوغی و سرازیر شدن هزاران مسافر و از دست رفتن بکری آن، این مسیر را آزمایش کنید. پشیمان نمی شوید.

 

الموت

پیش از قزوین کوه های الموت پیش روی شماست. قزوین است و الموت اش، اما این منطقه چنانچه حمدالله مستوفی در نزهه القلوب نوشته تا قرن هفتم هجری با عنوان رودبار معرفی شده بود تا این که با آمدن حسن صباح به آن و رواج فرقه اسماعیلیه و فعالیت او و دار و دسته اش، نوشته شد رودبارالموت و خوانده شد الموت. منطقه وسیع الموت به دو بخش شرقی و غربی تقسیم می شود. اگر از جاده باراجین حرکت کنید موفق می شوید سمت شرقی الموت را با مرکزیت رازمیان سیاحت کنید. این منطقه میوه های فراوانی مثل فندق و زغال اخته دارد و اغلب ساکنانش به علت باران های فراوان منطقه، شالیکاری می کنند و برنج مورد نیاز خودشان را تامین می کنند، اما منطقه غربی الموت را که از همان اتوبان اصلی منشعب می شود می توانید راحت تر سیر کنید. مرکز این بخش همان شهر ستان معلم کلایه است که بزرگ ترین و آباد ترین بخش کل منطقه غربی است و اهالی برای رفع نیازهای درمانی و ارتباطی خود به مراکز درمانی، مخابرات و پست آن مراجعه می کنند. اگر خواهان ادامه سفر به سمت شمال کشور هستید باید همین جاده را انتخاب کنید. مسیر تهران به قزوین اگر ترافیکی در کار نباشد معمولا یکساعت و نیم طول می کشد. مسیر قزوین تا الموت هم 120 کیلومتر است. این منطقه به دلیل وجود جاده ای پرپیچ و خم  سرعت شما را در رانندگی کاهش می دهد. در این مسیر روستاهای شهرک، محمودآباد، شترخوان، کافرکش، سفید دَر، کشک دشت، زوارک، کلان، گرمارود، پیچه بن و کاروانسرا را خواهید دید. اگر هر جا خسته شدید یا طبیعت شما را غافلگیر کرد می توانید در همان ایستگاه توقف کنید و مهمان اهالی روستا شوید.

 

دریاچه اوان

آنها که اهل گردشگری با کوله پشتی اند و وسایل لازم را همراه شان دارند حتما یک شب رادر کنار دریاچه اوان می گذرانند. این دریاچه 70هزار متر مربعی در فاصله 45 کیلومتری جاده ورودی الموت قرار گرفته است. اگر از جاده پرپیچ و خم رجایی دشت بگذرید تابلوی این دریاچه را خواهید دید. اما حواس تان باشد در آن حوالی آبادی نیست و باید هرچه را كه لازم دارید از قبل تهیه کنید. این دریاچه به خاطر موقعیتی که دارد در تابستان آب و هوای خنکی دارد.حالا با فرارسیدن پاییز باید هوایی سرد داشته باشد. بنابراین حتما برای شب ماندن نیاز به پتو و وسایل گرمایشی دارید. تقریبا نیمی از ساحل دریاچه خالی از پوشش گیاهی است و نیمی دیگر با نیزار، خوشاب و چنگال آبی و درختان جنگلی پوشیده شده که محیط مناسبی برای زیست اردک ماهی است. بخش نیزار بخش مناسب تری برای اتراق شبانه است. محلی ها درختانی نظیر بید، چنار، تبریزی، سیب، آلبالو، گیلاس، سنجد، فندق و گردو را هم به مجموعه درختان خودرو این دریاچه اضافه کرده اند. این دریاچه برای شنا هم مناسب است و خیلی ها برای شنا کردن در روزهای گرم سراغ آن می روند. قایق سواری هم یکی دیگر از تفریحات ساحل نشینان اوان است که حسی از لذت و آرامش را هدیه می کند. در تابستان این دریاچه محل ماهیگیری، آب تنی و قایقرانی و در پاییز، مأمن پرندگان مهاجر مانند قو، غاز، مرغابی و در زمستان با توجه به برودت هوا و یخ زدن سطح آن قابل اسکی سواری است. ماهی گیر ها هم با صید قزل آلای رنگین کمانی، کپور و اردک ماهی دست خالی از این منطقه بیرون نمی روند.

 

پیچه بن

اگر 20 دقیقه ای از گرمارود به سمت قله پیش بروید كم كم به دشت بزرگی می رسید كه انتظارش را نداشتید. این گردنه حدوداً سه هزار متر ارتفاع داشته و بخشی از رشته كوه البرز غربی به شمار می رود. این منطقه حد طبیعی میان دو استان  قزوین و مازندران است. پیچه بن مكانی مسطح و صاف است كه بهترین محل برای اطراق گردشگران خارجی محسوب می شود. آنها كه قصد كرده اند به سنت قدیم با پای پیاده راهی این سفر سه روزه شوند در این مكان كمپ زده و شب را همین جا استراحت می كنند. در گرم ترین روز سال و در چله تیرماه زیبایی این منطقه شگفت انگیز است. چشمه ای كه از كوه سرازیر شده و گاو هایی كه برای خوردن گل های رنگارنگ و چمنزارها در دشت پخش شده اند، آدم را یاد انیمیشن هایدی و كوه های آلپ می اندازد. اگر با خودتان چادر مسافرتی و تجهیزات گرمایشی آورده باشید حتما این مكان را برای اطراق شبانه انتخاب كنید؛ مكانی مسطح در قله كوه و طبیعتی كه كمتر آن را تجربه خواهید كرد. از روستای پیچه بن كه بگذرید به آبشار گلالك می رسید كه كمی از جاده دور است، ولی می شود به تماشای آن نشست. در میانه راه به آبشار ها و چشمه سارهای زیادی می رسید كه زیبایی های آنها می توانند شما را ساعت ها به خود جلب كنند، اما ضمن تماشا حواس تان باشد كه زودتر حركت كنید تا به تاریكی نخورید.

 

روستای گرمارود

آخرین روستایی كه در پس پیچ و خم های جاده الموت شرقی به آن می رسید گرمارود است؛ روستایی كه ظاهرا جاده ای بن بست دارد. به نظر می رسد انتهای دنیا در دل این كوه هاست. گرمارود روستایی كوهستانی است كه كل خانه های آن در شیب تند كوهستان بنا شده و تقریبا راه همواری غیر از جاده اصلی در آن وجود ندارد. حتی باغ های محلی ها هم كه نیازمندی های  روستاییان در آن كشت می شود، در سینه كوه واقع شده است. این روستا، اهالی خوش قلب و ساده دلی دارد، به طوری كه مسافران را بدون هیچ هزینه ای به خانه های شان مهمان می كنند، اما اگر قصد اقامت در هتل را هم داشته باشید هتل نویذر گرمارود در خم یكی از پیچ های جاده مكان مناسبی است كه تقریبا هزینه  یك شب اقامت آن 200 هزار تومان خواهد شد.

گرمارود زادگاه دكتر اسدی گرمارودی هم هست كه اهالی به آن افتخار می كنند. اگر مراسم یا مناسبت خاصی باشد حتما دكتر در تنها مسجد محل سخنرانی خواهد كرد. گرمارود یك چشمه شیرین آب معدنی هم دارد كه اهالی از آب شیرین آن استفاده می كنند و مكان مناسبی برای گردشگران است. اهالی گرمارود اغلب باغدار هستند و میوه و خشكبار خودشان را در طول سال تامین می كنند. باغ های گردو، بادام، گیلاس و آلبالو و آلوچه این محل معروف است. جالب است بدانید كه اغلب اهالی این روستای سردسیر، دو وطنه هستند و به نوعی ییلاق و قشلاق دارند. این روستا در واقع؛ محل ییلاق اهالی محسوب می شود. آنها اغلب زمستان را به قصد قشلاق در آن سمت كوه و حوالی تنكابن ترك می كنند. از آن سمت كوه كه سرازیر شوید بعد از عبور از كاروانسرا به جنگل های دو هزار و سه هزار می رسید و بعد تك تك روستاها نمایان می شوند. اگر سری به محله خرم آباد تنكابن بزنید اغلب باغداران پرتقال را با نام های مشابه قورچی بیگی و گرمارودی خواهید دید!

 

قلعه الموت

بعد از روستای شترخان به روستای گازرخان می رسید که همان جا تابلوی قلعه الموت ایستاده است و شما را به بازدید از خود دعوت می  کند. از محل همین تابلو تا قلعه حسن صباح نیم ساعتی بیشتر راه نیست. قلعه ای که در دامنه کوه هودکان بنا شده در سال 486 هجری قمری به دست حسن ابن زید معروف به حسن صباح تصرف شد و به همین نام مشهور شد. طبق نظر حمدالله مستوفی این قلعه 200 سال قبل از آن؛ یعنی در زمان متوکل عباسی ساخته شده بود. عمده شهرت این دژ به خاطر فعالیت های نظامی و امنیتی حسن صباح بوده. این قلعه 20 هزار متر مربعی در ارتفاع 2163 متری از سطح دریا واقع شده و دسترسی به آن دشوار است. حسن صباح نزدیک به 35سال در این قلعه زندگی کرد و پیروانش را تعلیم می داد. حسن صباح فدائیانی داشت كه ترك لذت زندگی كرده بودند و در این قلعه خودشان را فدای صباح و فرقه اسماعیلیه كرده بودند. معروف است كه آنها حاضر بودند به خاطر او خودشان را از كوه پایین بیندازند. حالا این قلعه محلی شده برای بازدید عموم و با این كه كسی در بالای قلعه سرب و آتش روی سرمان نمی ریزد و پله ها حی و حاضر ما را به بالا هدایت می كند، صعود كاری طاقت فرساست.

 

کاروانسرا

از این به بعد مسیر شما سرازیری خواهد بود. در ادامه مسیر بعد از گذشت حدودا 3 كیلومتر به گردنه سلمبار و كاروانسرای پیچه بن می رسید. پیشنهاد می كنیم حتما توقفی در این منطقه داشته باشید و از نزدیك از كاروانسرا و مناظر اطرافش دیدن كنید. اگر در بالای گردنه بایستید با دریاچه زیبایی پوشیده از مه روبه رو می شوید. پس از رفع خستگی در ادامه مسیر به مراتع زیبایی می رسید كه در فصل تابستان محل گشت و گذار دامداران و زنبورداران است؛ زیرا دارای چمن های پرپشت و گل های شیرین است. در این منطقه می توانید با خرید عسل، ماست، پنیر و دوغ محلی از دامداران محلی حمایت كنید. بعد از این منطقه به روستای مران، درجان و سلمبار می رسید. حالا جاده دیگر از حالت پیچ و گردنه خارج شده و در حاشیه رودخانه در مسیری صاف تر از قبل ادامه پیدا می كند. كم كم پوشش گیاهی منطقه كوهستانی به پوشش جنگلی تغییر شكل می دهد و شما وارد منطقه سه هزار می شوید. در این بخش با مناطقی روبه رو خواهید شد كه بیشتر از هر چیزی شما را یاد فیلم سینمایی رنگ خدای مجیدی خواهد انداخت. صدای داركوب ها و آواز پرندگان در این منطقه فضای دل انگیزی برای شما ترسیم می كند.

 

جاده سه هزار

منطقه دوهزار دارای دو رودخانه است؛ یکی از سمت نوشا سرازیر می شود و دیگری از سمت قله سیالان و عسل محله که در قریه کلیشم به همدیگر می پیوندند. همین طور منطقه سه هزار دارای سه رود اصلی شلف رود، گرما رود و مرانرود است که به آن سه هراز می گفتند. با گذشت زمان با جابه جا شدن نقطه، هراز به هزار تبدیل شده است. رودخانه پرآب «سه هزار» تنکابن مجموعه زیستی و طبیعی و کم نظیری در ایران است. رودخانه سه هزار یکی از شاخه های اصلی رودخانه چشمه کیله است. حتی در اکثر نوشته ها و کتاب ها این رود را به اسم بزرگ ترین شاخه اش؛ یعنی سه هزار می شناسند. طول رودخانه سه هزار 57 کیلومتر است. این رود پس از عبور از مسیر کوهستان به سوی دریای خزر جریان داشته و ضمن آبیاری جلگه های حاصلخیز تنکابن در شمال شهر ساحلی شهسوار، وارد دریای خزر می شود. می توانید شب سوم اقامت خود را در همین جنگل های زیبا بمانید، اما اگر نه از طریق جنگل دوهزار راهی تنكابن شوید. با ادامه مسیر در منطقه دو هزار به منطقه چال دره می رسید كه منطقه ای زیباست و سوئیت های امن و زیبایی برای اقامت شبانه دارد. اگر نیازی برای رفتن به شهر و آبادی دارید سریع تر حركت كنید تا به تنكابن برسید. در كناره های مسیر در زمستان و تابستان پرتقال فروش هایی را می بینید كه در هر فصل سال پرتقال می فروشند.

 

آبگرم سه هزار

اگر می خواهید سفر شما دو روزه تمام شود كه هیچ اما اگر زمان برای شما مهم نیست و عجله ای ندارید حتما با یك شب اقامت در این مكان سفرتان را به سه روز افزایش دهید. بعد از كاروانسرا به روستای سلج انبار می رسید شما حالا به حوزه استانی مازندران وارد شده اید. ماشین را درجایی مطمئن پارك كنید. كوله و چادر و وسایل لازم را بردارید و 3 ساعتی پیاده روی كنید. پتو و وسایل گرمایی را فراموش نكنید؛ زیرا در تابستان هم اینجا سرد است و برای شب ماندن نیاز به وسایل گرمایشی هست. ضمن این كه وسایل و لباس آب تنی و حوله را هم باید در نظر بگیرید و همراه داشته باشید. فراموش نكنید این همه راه را به نیت آب تنی در آب گرم معدنی آمده اید! به سه راهی مران كه رسیدید طبق تابلوهای راهنما به سمت آبگرم حركت كنید. اگر خواهان دیدن طبیعتی زیبا ، بكر و دست نخورده هستید حتما این جاده را امتحان كنید. به خصوص كه جاده ماشین رو و تقریبا خبری هم از آشغال و زباله های غیر قابل بازیافت نیست.

 

قلعه گردن

روستای زیبای قلعه گردن اولین محله از تنكابن است كه بعد از سرازیر شدن از دوهزار به آن می رسید و اولین مكانی است كه آثار شهر و شهرنشینی در آن دیده می شود. در سال های اخیر به دلیل وجود مسافران زیاد تهرانی و خارجی این مكان آباد شده و هرآنچه را نیاز داشته باشید در آن می توانید پیدا كنید. خیلی ها به آن بهشت كوچك می گویند؛ زیرا در هر فصل سال طبیعت جدید و جالبی دارد. در بهار پر از بهار نارنج، در تابستان سرسبز و پرآب است. در زمستان و پاییز هم كه درخت ها همچنان سبز هستند اكثرا با چراغ های نارنجی تزئین شده اند. عطر پرتقال در فضای این منطقه همیشه به مشام می رسد. در مركز این روستا پل خشتی قرار گرفته كه در محل تقاطع دو جاده شمالی و جنوبی خرم آباد به قلعه گردن و جاده شرقی غربی قلعه گردن به محله سلطانی ساخته شده است. اگر 10 دقیقه ای به سمت شمال حركت كنید به دریا خواهید رسید. قلعه گردن از مناطقی است كه كوه و دریا را با فاصله كمی از هم یكجا باهم دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *