سفر بازاری!

این اصطلاح را شاید از مادر یا مادربزرگ تان شنیده باشید كه:« امروز می خوام برم بازار»  این بازار دو مفهوم دارد. یكی مفهوم كلی آن به معنی خرید و دیگری سر زدن به مثلا بازار بزرگ تهران. قلب تپنده یك شهر یا بهتر بگوییم  یك كشور كه رگ اقتصاد و كار و زندگی همه مردم به آن گره خورده است. بی دلیل نیست كه اعتصاب بازاریان در طول تاریخ در كشورهای مختلف یا حتی همین ایران خودمان،  اتفاقات تازه ای را رقم زده است. از آن طرف هرچه بازارهای مملكتی رونق بیشتری داشته باشند،  حال و روز مردم آن جامعه هم بهتر خواهد بود. شهرت بعضی از بازارها در بعضی از شهرها مانند اصفهان و استانبول به حدی است كه مردم برای دیدن آنها از سراسر جهان به این بازارها می آیند. این بار سری به بازار زده ایم  اما به کیف و پول نیازی نیست؛ غرفه های این بازار به گونه ای دیگر است!

 

صحنه ای برای فیلمبرداری

اینجا نه تنها قرن ها قلب تپنده تجارت در شهری قرار گرفته كه بین دو قاره کهن آسیا و اروپا بوده بلکه یادآور صحنه هایی به یادماندنی از آثار فیلمسازانی است که آنجا را برای برداشت هایی از فیلم های شان برگزیده اند. شکوه و جذابیت بازار بزرگ استانبول در فیلم هایی مانند اسکای فال و در مقابل دیوار به رخ کشیده شده و صحنه هایی ماندگار با حضور هنرپیشگانی مشهور در آن ثبت شده است. بخش هایی از بازار بزرگ استانبول و بازار ادویه های آن در سال 2012 برای فیلمبرداری بعضی از صحنه های فیلم اسکای فال بسته شده بود. در صحنه ای مهیج از این فیلم دانیل کریگ در نقش جیمز باند با موتورسیکلتش در میان بازار به تعقیب و گریز می پردازد. او از پله های قدیمی با موتورش می پرد و از لبه های دیوار و از زیر طاق های جناغی کهن این بازار سر در می آورد.

 

جاذبه گردشگری

هر شهر و روستایی با بازاری مشخص می شود  اما بعضی از این بازارها از شهرت بیشتری برخوردارند.

یکی از این بازارهای مشهور را در کشور تایلند و در شهر بانکوک می توان یافت. بازار چاتوچاک دارای 15 هزار واحد صنفی بوده و هر روز بیش از 200 هزار نفر از آن دیدن می کنند. این بازار یکی از مهم ترین جاذبه های گردشگری این شهر به حساب می آید. در این بازار که قدمتی بیش از 70 سال داشته انواع صنایع دستی تایلند از جمله مجسمه های چوبی و سنگی و پارچه های رنگین را می توان یافت. یکی از سازه های مشهور در این بازار که در واقع حكم نشان آن را پیدا كرده، برج ساعت مشهور آن است.

 

زیر بام

ماجراجویان و کوهنوردان جسور پس از آنکه کاتماندو را ترک کرده و به سوی فتح بام جهان می روند،  به بازارها هم سر می زنند. یكی از این بازارها، بازار کوچکی است که اگر کوهنوردی ابزار یا جنسی را فراموش کرده باشد بخرد، می تواند کمبودهایش را در اینجا پیش از فتح قله های سربرکشیده تامین كند. نمچه ، بازار روستایی کوچک در دامنه های هیمالیا در کشور نپال در ارتفاعی حدود 3500 متر از سطح دریا با کمتر از دو هزار سکنه از موقعیتی ویژه برخوردار است. در این بازار انواع خوراکی، پوشاک و لوازم کوهنوردی به چشم می خورد. این روستا دارای یک کافه اینترنتی، صرافی، نانوایی و حتی یک کافه ایرلندی است. حضور قابل توجه جهانگردان و کوهنوردان در این روستا و خرید از بازار آن باعث شده که همین روستای کوچک به یکی از پولدارترین مناطق کشور نپال تبدیل شده و قیمت ملک در آن نیز نسبت به سایر نقاط کشور بالا باشد.

 

هتل بازار

حال و هوای کوچه و پس کوچه های قدیمی خاورمیانه و شمال آفریقا حسی دوست داشتنی و غریب برای غربی ها داشته است. شرکت بازار در هلند اقدام به راه اندازی رستورانی در آمستردام و رستوران و هتلی در شهر روتردام با نام «بازار» كرده است. هتل بازار در مرکز شهر روتردام امکانات رفاهی بالایی در اختیار مسافران قرار داده و دستیابی آسان به محله های قدیمی و دیدنی شهر بر مزایای این هتل اضافه می كند. رستوران بازار در روتردام از سال 1997 به این طرف با ساختمانی زیبا و جذاب پذیرای مشتریان بوده است. میزها و تزئینات چوبی برگرفته از هنر و معماری اسلامی در کنار چینی  های منقوش به اسلیمی ها و نقش های اسلامی یكی از ویژگی های آن است. علاوه براینكه نورپردازی بدیع و خیره کننده و موسیقی شرقی، احساسی شیرین از حضور در شهری شرقی را در ذهن تداعی می كند. همین تزئینات و فضای رویایی را می توان در شعبه رستوران بازار در آمستردام نیز مشاهده کرد. در بخش هایی از این رستوران کاشیکاری های رنگی با جذابیتی بی نظیر نظر بیننده را به خود جلب می کند. از نکته های قابل توجه در رابطه با غذاهای این رستوران ها،  ذبح اسلامی و تهیه مواد اولیه به شیوه اسلامی و طبق موازین شرعی است.

 

در قاب نگاره

کوچه های تنگ و باریک، صحراهای خشک و کم آب، کاروان های شتر و بازارهای شلوغ و رنگارنگ شهرهای شرقی و خاورمیانه از موضوع های جذابی بود که جهانگردان غربی با دیدن آن احساسی دوگانه را تجربه می كردند؛  حس بیگانگی و در عین حال جذابیت. قرن  هفدهم تا نوزدهم دورانی بود که بسیاری از هنرمندان نقاشی غربی به این مناطق سفر کرده و حاصل تجربه ها و مشاهدات شان را بر بوم هایی کوچک و بزرگ ثبت می كردند. بسیاری از این نقاشی ها که صحنه هایی بکر از زندگی مردم خاورمیانه را به نمایش می گذاشت، اسنادی معتبر برای پژوهش در شیوه زندگی، معماری، نوع پوشش و سایر جزئیات زندگی آنها را در اختیار پژوهشگران قرار داده است. جان فردریک لوئیس ؛ خاورنگار مشهور انگلیسی که در سال 1840 مدتی در شهر قاهره زندگی می كرد، مشاهدات مستقیمش از زندگی مردم این شهر را در میانه قرن نوزدهم به زیبایی به تصویر کشید. لوئیس چندین نگاره از بخش های مختلف بازار شهر قاهره خلق كرد. در یکی از این نگاره ها عده ای از مشتریان بازار را که دور فروشنده ای دوره گرد جمع شده اند، می بینید. مرد فروشنده با اطمینان خاطر به تبلیغ کیفیت اعلای پارچه ای که در دست دارد پرداخته و زنی در حال برانداز کردن پارچه است. او در عین حال چند طاقه پارچه را بر دوش خود حمل می کند که دو زن در سویی دیگر در حال نگاه کردن به آنها هستند. مرد فروشنده در عین حال بشقابی بزرگ را نیز برای فروش زیر بغل گرفته است. جزئیات سازه های معماری این محل توسط نقاش به زیبایی تصویر شده و حتی نوشته های بالای طاقه نیز مشخص است .همه این عناصر فضایی مستند از بازار قرن نوزدهمی در شهر کهن قاهره را به تصویر می کشد.

 

با موسیقی در بازار پارسی!

آلبرت ویلیام کِتلبی (1959-1875) ؛ آهنگساز، رهبر ارکستر و نوازنده پیانوی انگلیسی بیشتر به دلیل ساخت قطعات سبُک ارکسترال از شهرت برخوردار است. این آهنگساز اهل بیرمنگام در کنار ساخت قطعات مستقل برای فیلم های صامت دوران خودش نیز آثاری را خلق كرد.

او در سال 1920 قطعه ای ارکسترال با عنوان «در یک بازار پارسی» ساخت که با اقبال فراوانی روبرو شده و تبدیل به یکی از آثار مشهور او شد. موسیقی با ضربی نشاط  آور و سرزنده آغاز شده و انگار صحنه ای از یک روز آفتابی شلوغ و پررفت و آمد در بازاری شرقی را به نمایش می گذارد. سپس گروه همخوانان فرازهایی را با همان ریتم ادامه می دهند که شاید اشاره ای به گفت و گوها و چانه زنی های بی پایان در این بازار پررفت و آمد دارد. آنگاه موسیقی از این سرعت و شدت افتاده و نوای مسحورکننده سازهای زهی و چنگ به اجرا درمی آید. موسیقی این بخش مانند صحنه های رویایی و شیرین داستان های هزارو یک شب و رباعیات حکیم عمر خیام است. همین نغمه های شیرین پس از رسیدن به شکوه و قدرتی بیشتر باز سرعت و سرزندگی پیشین خود را به دست آورده و در نهایت در آرامشی پایان ناپذیر به پایان می رسد. بعضی از منتقدان هنری ساخت این قطعه را در دورانی که استعمار انگلیس منطقه خاورمیانه را تحت تأثیر قرار داده بود تلاشی مثبت در تناقض با سیاست های مذکور از سوی یک هنرمند غربی قلمداد می کردند. از سویی دیگر عده ای دیگر بر این باور بودند که این اثر در پی آن بود تا اوضاع اجتماعی و زندگی روزمره مردم بومی در مناطق تحت استعمار را خوب و آرام توصیف کرده و از بار انتقادهای تند نسبت به سیاست های استعماری بکاهد.

 

بازار هنر

شهر جاکارتا پایتخت کشور اندونزی چند سالی  است که میزبان برگزاری بازار هنری سالانه ای است .این بازار هنری از بزرگ ترین نمونه های موجود در جنوب شرقی آسیاست. این بازار که از سال 2009 به این طرف برگزار می شود، در سال 2015 با شرکت 11 گالری خارجی و 21 گالری اندونزیایی موفق به جذب تعداد زیادی علاقه مند شد. بازار معروف جاكارتا در سالن هتل مجلل ریتس کارلتون و در نزدیکی مراکز خرید لوکس جاکارتا واقع شده است. از برنامه های جانبی و مفیدی که در این مركز هنری به چشم می خورد برپایی سخنرانی های تخصصی درباره آثار هنری با شرکت پژوهشگران و متخصصان بین المللی است. همچنین کارگاه هایی عملی برای آشنایی و سرگرمی گروه های مختلف سنی در حوزه هایی مانند نقاشی، طراحی، نقاشی دیواری و مجسمه سازی برگزار می شود.

 

شگفت ولی واقعی

این بار در خرید از یک بازار خوراکی نه تنها با یک شگفتی منحصر به فرد روبه رو خواهیم شد  بلکه باید مراقب باشیم تا چرخ های قطار در حال حرکت آسیبی به ما نزند.  با حدود یک ساعت رانندگی به سمت جنوب شرقی بانکوک به بازاری شگفت انگیز می رسیم که فروشندگان و مغازه داران میوه ها، سبزی های تازه و سایر محصولات شان را در مقابل مغازه های شان پهن کرده و سایه بان ها را نیز گسترده اند. در میان این گذر باریک یک خط راه آهن قرار دارد که روزی هشت بار قطار از آن گذر می کند. مغازه داران که اجناس شان را در مسیر راه پهن کرده اند از زمان گذر روزانه قطار آگاهی داشته و به موقع پیش از رسیدن قطار اجناس شان را از روی ریل خارج کرده و بلافاصله پس از عبور قطار دوباره بساط خود را پهن می کنند. این مسیر آنقدر باریک است که حتی مسافر قطار می تواند سبزی ها و میوه  های کنار ریل را لمس كند. ویژگی های جالب این بازار باعث جذب جهانگردان زیادی از سراسر دنیا به این منطقه شده است. بسیاری از این جهانگردان پیش از رسیدن قطار دوربین های شان را آماده می کنند تا هنگام عبور قطار از میان این بازار شگفت انگیز عكاسی كنند.

 

دریاگنج

دریاگنج منطقه ای  است در بخش قدیمی دهلی پایتخت هندوستان که درون حصارهای شهر قدیمی شاه جهان آباد قرار گرفته است. یکشنبه هر هفته این منطقه میزبان برگزاری یکی از بازارهای بزرگ فروش کتاب و مجلات است. این بازار بزرگ   حدود یک کیلومتر طول داشته و کتاب های نو و دست دوم به میزانی انبوه در کنار خیابان به فروش می رسد. حتی بعضی از کتاب ها کیلویی فروخته شده و بعضی دیگر نیز به صورت جمعی مثلاً دو کتاب به قیمت 100 روپیه. بازار چانه زنی در اینجا بسیار پررونق بوده و گاهی می توان یک کتاب ارزنده را با قیمتی نازل تهیه کرد، البته گاهی نیز عکس این عمل اتفاق می افتد! چندین مغازه در این محل به فروش آلات موسیقی همچون پیانو، گیتار و سازهای سنتی هندی مانند سیتار و وینا مشغول هستند. هر یکشنبه این مکان شلوغ میزبان تشنگان دانش و هنر از گروه های سنی مختلف از دانشجو گرفته تا خانه دار و دانش آموز است؛ مکانی که نامش بسیار درخور برگزاری این رخداد پربرکت است.

 

حفظ میراث فرهنگی

گردانندگان این بازار بر این باورند که تلاش آنها می تواند عاملی برای ماندگاری و حفظ بعضی از میراث های فرهنگی باشد که در خطر انقراض و فراموشی قرار گرفته اند. هنرمندان مختلفی آثارشان را از نقاط مختلف جهان به این نهاد فرهنگی و هنری ارسال کرده و خلاقیت ها و سنت های دیرین شان را با سایر ملل به اشتراک می گذارند. سیلائو والادز از بومیان قبیله ای در مکزیک آثار نقاشی سنتی با نخ دوزی را این بازار آورده تا سنت دیرین پیشینیانش را به تماشای عموم بگذارد. او تلاش می کند تا روند پرسرعتی را که زندگی مدرن برای نابودی آداب و رسوم سنتی قبیله او و سایر قبایل در پی گرفته با ارائه این آثار تا حدودی کند کرده و حداقل ردپایی از سنن بومی را برای آیندگان برجای بگذارد. بازار بقای فرهنگی در شهرهای مختلف ایالات متحده هم برگزار شده و هنرمندان مختلف آثارشان را ارائه می كنند. در این گونه بازارها بعضی از موسیقیدانان بومی از گوشه و کنار جهان موسیقی سنتی شان را به طور زنده روی صحنه اجرا می كنند.

 

فروش بز

در 140 کیلومتری مسقط پایتخت قدیمی کشور عمان شهر نِزوه با جمعیتی حدود 700 هزار نفر واقع شده است. این شهر کهن از دیرباز مرکز تجارت، امور مذهبی، تحصیل و هنر بود. این شهر در مسیر ارتباطی شهرهای عمان قرار گرفته است. دیوارهای قدیمی قلعه های کهن و طبیعت بکر و دست نخورده نزوه از جاذبه های مهم آن به شمار می آید. یکی از رخدادهایی که از دیرباز هر جمعه در این شهر برگزار می شود جمعه بازار است که در بخشی از آن بازار بزها قرار گرفته است. البته این بازار تنها به فروش بز اختصاص نداشته بلکه دام های دیگری همچون گاو و گوسفند نیز در آن به فروش می رسد. در این مکان پر جنب و جوش عمانی ها با پوشش های سنتی شان حاضر شده و فروشندگان دام های شان را افسار بر دست از میان جمعیت خریداران عبور داده و به چانه زنی درباره قیمت ها مشغولند. در این بازار نه تنها دام به فروش می رسد بلکه بعضی از جهانگردان کنجکاوی که از عمان بازدید می کنند، به اینجا آمده و این رویداد جالب را از نزدیک مشاهده می کنند.

 

خریدی در عصر کهن

در دوران دور و نزدیک شاهد برپایی بازارهایی کوچک و بزرگ، دائمی و فصلی در گوشه و کنار شهرهای گوناگون در طول تاریخ بوده ایم. در بعضی از تمدن های کهن مانند ایران، چین، مصر، یونان و روم این بازارها نه تنها مکانی برای تبادل اجناس بوده بلکه نقش مهمی در تبادل افکار و رشد دیدگاه های فرهنگی داشته اند. در سال 707 میلادی در کشور چین برگزاری بازار در خارج از محدوده های شهری ممنوع شد. این امر به خاطر فراهم آوردن امکانات بهتر برای مسئولان دولتی در راستای نظارت بر خرید و فروش و جلوگیری از بعضی از سوءاستفاده ها از سوی فروشنده ها بود. فروشندگان دام های اهلی موظف بودند تا گواهی فروش برای حیوانات صادر کنند که این امر باعث جلوگیری از فروش دام های معیوب و بیمار می شد. بزرگ ترین بازار چین در شهر چانگان قرار داشت که توسط خیابان ها به 9 بخش تقسیم می شد. هر بخش به فروش اجناس مشخصی اختصاص داشت. در مصر باستان هر شهر دارای یک بازار در خارج از شهر بود که مردم خریدهای روزانه شان را آنجا انجام می دادند. در این بازارها انواع اجناس از جمله گندم، جو، سبزی، میوه ، کتان، انواع دام و ظروف سفالی و جواهرآلات عرضه می شد. این معاملات پایاپای بود و خبری از پول نبود. اهالی شهر کالاهایی مانند کیک، لباس، زیرانداز و نان را به بازار آورده و در عوض مواد خام را از روستاییان می خریدند، برای مثال ممکن بود که یک زن در عوض عرضه یک اردک بتواند یک گردنبند دریافت كند.

 

روی آب

گاهی برای خرید کالاهای مورد نیاز به جای آنکه مغازه های کوچک و بزرگ یا راهروهای بازارها را زیر پا بگذاریم،  باید سری به قایق های معلق روی آب زده و پول مان را آنجا خرج كنیم. بازارهای روی آب بر پایه نیاز جغرافیایی بعضی از نقاط در طول تاریخ در مناطق گوناگونی وجود داشته اند. نمونه هایی از این بازارها را بیشتر در مناطق شرق و جنوب شرقی آسیا می توان یافت. بعضی از روستاهای کشور تایلند در کنار رودخانه ها ساخته شده اند که تا پیش از ظهور وسایل حمل و نقل مدرن بخش اصلی داد و ستد از طریق آنها انجام می شد. امروزه این بازارهای کنار رودخانه ای محدود شده اند و نمونه های چندی که از آنها باقی مانده به عنوان یکی از جاذبه های جهانگردی به حساب می آیند. در این قایق ها که در کنار ساحل رودخانه ها یا کانال های آب توقف کرده محصولات گوناگونی از انواع میوه ها و سبزی ها گرفته تا صنایع دستی و پوشاک عرضه می شود. چندین نمونه از این بازارهای آبی کوچک و بزرگ در اطراف بانکوک پایتخت تایلند وجود دارد که جهانگردان زیادی را به خود جذب می كند. بازدید از بعضی از این بازارهای رنگارنگ نیازمند آن است تا جهانگردان صبح زود بیدار شده و رهسپار آنجا شوند. در گوشه و کنار برخی از این بازارها حتی می توان در فضای کوچکی که دارای میز و صندلی بوده در کنار آب نشسته و غذای محلی را از فروشنده ای که آن  را در قایقش آماده کرده گرفته و نوش جان كرد.

 

یك مركز تجاری بزرگ

بزرگ ترین مرکز تجاری از نظر مساحت واحدهای تجاری در جهان در کشور چین و در شهر دونگوانگ واقع شده است. این بازار که از آن با عنوان «بازار جدید جنوبی چین» یاد می شود در سال 2005 میلادی افتتاح شد. از جمله تمهیدات جالبی که در طراحی معماری این مرکز صورت گرفته آن است که سازه به هفت بخش که الهام  گرفته از معماری هفت بنا و شهر مشهور جهان بوده تقسیم شده است. در بخشی از این مرکز با معماری مصر باستان و مجسمه هایی برگرفته از تندیس های عظیم الجثه این تمدن کهن مواجه می شویم. در قسمتی دیگر دروازه تریمف یا پیروزی در شهر پاریس بازسازی شده و در سایر بخش ها طرح هایی از شهرهایی مانند آمستردام، رم و ونیز را مشاهده می كنیم. فضای بزرگ و تمهیدات مزبور این مرکز با موفقیت روبه رو نشده و پس از گذشت بیش از یک دهه از شروع فعالیت آن همچنان بسیاری از واحدهای آن خالی و راهروهای آن تقریبا خلوت است. در بسیاری از گزارش ها از این مركز با عنوان یک مرکز تجاری بی روح و مرده یاد شده است. در سال 2015 تغییراتی در مدیریت و در راستای رونق بخشی به این بازار صورت گرفت و بارقه هایی از امید برای بهبود خرید و فروش و پیشرفت کمی و کیفی فعالیت های تجاری این بازار به وجود آمد.

 

گشتی در قاهره

کوچه پس کوچه های شهر قاهره در نزدیکی اهرام مصر پر از جنب و جوش بوده و میراثی از قرن ها تاریخ و رخدادهای تلخ و شیرین را به یاد می آورد.

بازار خان خلیلی در این شهر در ابتدا در حول و حوش کاروانسرایی به همین نام شکل گرفت و اکنون یکی از بازارهای قدیمی و مراکز جذب جهانگردان در این شهر به شمار می آید. گوشه و کنار این بازار دیوارها و طاق هایی قدیمی را می توان مشاهده کرد که نشانی از معماری اسلامی این شهر است. بعضی از این سازه ها در نقاشی هایی که قرن پیش غربی ها ترسیم کرده بودند، به ثبت رسیده است. بسیاری از مغازه های این بازار در حال حاضر مختص فروش جواهرات و کالاهای سنتی است. چند قهوه خانه و رستوران این بازار نیز از جمله مراکز شلوغ و پررفت و آمد این بازار به شمار می آید. ماجراهای «کوچه مدق» رمانی از نجیب محفوظ نویسنده مشهور مصری در این بازار رخ می دهد. در گوشه و کنار قاهره و در مراکز پرتردد آن بازار فروشندگان دوره گرد نیز داغ است. بعضی از این فروشندگان با گاری های شان اجناس گوناگون،خوراک و شربت را به فروش می رسانند. گاهی هنگام پیاده روی در خیابان ها عطر خوراکی هایی که توسط این فروشندگان تهیه شده عابران را مجبور به توقف و صرف غذایی سبک و خوشمزه می کند. در این میان می توان به سیب زمینی تنوری و پخته، ذرت بو داده و نوعی خوراک سنتی عربی به نام فول مدمس اشاره كرد. گاهی نیز می توان عطش را با نوشیدن لیوان چای یا شربتی از دبه های مخصوص و زیبایی که فروشندگان دوره گرد بر پشت خود بسته اند برطرف كرد.

 

بر فراز ابرها

گسترش تجارت جهانی همواره با بروز خلاقیت ها و راهکارهای نو در حوزه خرید و فروش محصولات گوناگون همراه بوده است. این امر نه تنها شامل فناوری های جدید دیجیتال و وابسته به شبکه جهانی اینترنت بوده بلکه در پاره ای از موارد کسب و کارهای معمولی و حتی سنتی را نیز دربر می گیرد. حدود یک سده از پرواز هواپیماها در آسمان می گذرد، موضوعی که در صنعت حمل و نقل انقلابی جهانی را به وجود آورد. اما در این میان خلاقیت های شرکت های هواپیمایی در تعامل با مشتریان به حوزه هایی کمتر آشنا رسیده است. شرکت هواپیمایی خصوصی ایرآسیا که دفتر مرکزی آن در کشور مالزی قرار دارد پروازهای ارزان قیمت را به نقاط دور و نزدیک انجام می دهد. یکی از تمهیدات جالب در پروازهای ایر آسیا که البته پیشتر نیز در پاره ای از خطوط دیگر تجربه شده بود فروش بعضی از کالاها در داخل هواپیما   حین پرواز است. مسافران این شرکت علاوه بر دریافت سرویس های رایج در سایر پروازها همچون خوردنی و نوشیدنی های مختلف دفترچه های راهنمایی حاوی عکس های رنگی از محصولات موجود در پرواز را دریافت کرده که مشخصات کالاهای مزبور و قیمت های شان را در اختیارشان قرار می دهند. از انواع کالاهای مزبور می توان به عطر و ادکلن، بدلیجات تزئینی، لوازم بهداشتی و آرایشی، ساعت، اسباب بازی و غیره اشاره كرد. مسافران ایرآسیا در این پروازها خرید از بازاری بر فراز ابرها را تجربه کرده و با فراغ خاطر می توانند کالای مورد نیاز خود و احیاناً هدیه ای را برای عزیزی که در مقصد در انتظارشان است خریداری كنند.

 

بازار جن ها

کریستینا روزتی؛ خواهر نقاش مشهور دانته گابریل روزتی از شاعران انگلیسی قرن نوزدهم بود كه به واسطه اشعار احساسی و کودکانه اش شهرت دارد. یکی از اشعار روایی مشهور روزتی «بازار جن ها» نام دارد که در سال 1859 سروده و سه سال بعد از آن منتشر شد. در این داستان دو خواهر به نام های لورا و لیزی با هم در خانه ای زندگی کرده و هر روز سطل های آب را از چشمه پر کرده و به خانه می آورند. در این چشمه عده ای جن زندگی کرده و در بازاری که به  راه انداخته اند میوه های پر زرق و برقی را به نمایش می گذارند. روزی لورا فریب جن ها را خورده و می خواهد از آنها میوه بخرد، ولی چون پول نداشته یک حلقه از موها و قطره اشکی مانند مروارید را به جای پول به جن ها می دهد. خوردن این میوه ها باعث می شود که لورا بیمار شده و به بستر بیماری و مرگ بیفتد. لیزی راه نجات خواهرش را خوردن مجدد آن میوه ها می داند. به همین دلیل سکه ای نقره ای را نزد جن ها برده و میوه درخواست می کند. جن ها که می فهمند او برای نجات خواهرش این كار را می كند، از فروش میوه به او پرهیز کرده و او را در گودالی پر از میوه  می اندازند تا هر روز از آن میوه ها به او بخورانند، ولی لیزی مقاومت کرده و دهانش را بسته نگاه می دارد تا میوه ها را نخورد. او فرار می کند و مقداری از باقیمانده میوه ها را که به بدنش چسبیده به خواهرش می دهد. فردا صبح خواهرش بیدار می شود. بسیاری از منتقدان ادبی در تفسیر این سروده به رگه هایی از ارتباط بین این داستان و ماجرای میوه ممنوعه در بهشت اشاره می كنند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *