موزه جواهرات ملی ایران

پشت خط قرمزی که روی زمین کشیده شده می ایستیم. این خط با همه هشدارهای اطرافش، مرز ورود به سرزمینی است که تنها رد آن را می توان در افسانه هایی که شهرزاد هزار و یک شب برای نجات جان خود در گوش شهریار خوانده بود،  پیدا کرد. افسانه غاری پر از جواهر که با کلمه ای که گاهی گفتن اش به قیمت جان کسی تمام می شد درهایش باز می شد اما حالا آن سوی این خط مرزی نه اثری از شهریار است و نه افسانه هایش. اینجا نقطه صفر سرزمینی واقعی است؛ زیر زمین در قلب پایتخت با نام خزانه جواهرات ملی ایران.به شما قول می دهیم كه در عمرتان این اندازه جواهر ندیده اید؛جواهر هایی كه گذشته از زیبایی خیره كننده شان،برخی در شمار نایاب ترین جواهرات جهان قرار دارند.ورود به این گنجینه ملی كه نمی توان روی آن قیمتی گذاشت،حس شگفتی و اعجاب هر بازدید كننده ای را بر می انگیزد.بنابراین اگر دوست دارید از درخشش خیره كننده این جواهرات بهره ای ببرید برنامه ریزی كنید و روزی را برای بازدید از این درخشان های ملی در نظر بگیرید.

 

چگونه برویم؟

ورود به موزه جواهرات ملی آداب و آیین خاص خودش را دارد . سه روز میانه هفته از یکشنبه تا سه شنبه از ساعت ۲ تا ۴ بعد از ظهر درهای این موزه به روی بازدیدکنندگان باز است. بردن حتی یک برگ کاغذ به این مجموعه ممنوع است ؛ موبایل و دوربین که جای خودش را دارد. باید همه وسایل را به صندوق امانت سپرد تا اجازه گذر از دروازه ساختمان خزانه را پیدا کنید.

اما این موانع كوچك به هیچ روی نباید مانع دیدار شما از این گنجینه كم نظیر شود؛ گنجینه ای كه میراث تاریخ برای همه ما ایرانیان است

 

زیر قلب تهران

به خزانه جواهرات ملی ایران خوش آمدید. از این جا تا پایان بازدید از موزه همراه شما خواهیم شد تا با توضیحاتی مختصر شما را با گنجینه با ارزش و گرانبهایی که در این خزانه نگهداری می شود آشنا کنیم. همان طور که به حرف های راهنمای جوان و خوش اخلاقی که قرار است ما را در بازدید از موزه جواهرات ملی همراهی کند، گوش می کنیم نگاهی به سالن بزرگی که در مقابل مان قرار دارد می اندازیم. گروه های بازدید كننده ایرانی و غیر ایرانی دسته دسته، پا به پای راهنماها حرکت می کنند و با دقت به حرف های شان گوش می دهند. همه ما پا به یک گاو صندوق بزرگ گذاشته ایم. گاو صندوقی بزرگ زیر قلب تهران که  ویترین هایش زیر نور  کم جان چراغ های تنگستنی می درخشند. بالای سر ما قلب اقتصاد در بانک مرکزی در خیابان فردوسی در حال تپیدن است.  راهنمایی که همراه ما شده مرد جوانی است که  می گوید، سعی می کند در جریان توضیح این خزانه به سوالات مرتبط به آن هم پاسخ دهد . او  لحظه ای فرصت می دهد كه گروهی 12،10نفره جمع شوند تا حرکت به سمت خزینه ها را آغاز کنیم. از در چرخان بانک مرکزی رد می شویم و بعد از گذر از دروازه اول به لابی خزانه می رسیم.

 

گنج نادری

میراث مردم

«در موزه جواهرات ملی كه در حقیقت خزانه بانک مرکزی است نفیس ترین سنگ ها و جواهرات ملی که روزگاری پشتوانه پول ایران بودند و هم اكنون متعلق به همه مردم ایران است، نگهداری می شوند.» با گفتن این جمله راهنمای موزه پشت به ویترینی که پر از قلیان های جواهرنشان است، می ایستد و با اشاره ای به موزه می گوید:« اشیایی که در این موزه نگهداری می شوند جواهرات و سنگ های قیمتی است که در طول ۴۰۰ سال گذشته توسط سلسله های حکومتی ایران جمع آوری و گردهم آمده اند. هرچند این جواهرات بسیار ارزشمند هستند اما اهمیت آثار موجود خزانه جواهرات ملی به ارزش اقتصادی آنها محدود نمی شود و نشان از  ذوق و سلیقه صنعتگران  و هنرمندان ایران در دوره های مختلف تاریخ دارد.» وقتی راهنما از گردآمدن این همه شیء گرانبها در کنار هم می گوید، بی اختیار به این فکر می کنیم که هیچ کدام از بزرگان و شاهانی که دست به جمع آوری این جواهرات زدند، نمی دانستند آنچه در صندوق های شان پنهان می كنند، روزگاری بخشی از گنجینه ای خواهد شد که هیچ کارشناسی نتوانسته تاكنون قیمت دقیقی برای آن  تعیین کند؛ از بزرگ ترین مروارید صید شده در ایران گرفته تا انفیه دان زمرد و بزرگ ترین قطعه الماس صورتی جهان که زیر این سقف در کنار هم قرار گرفته اند.

راهنما از سهم شاهان صفوی و قاجار برای جمع آوری خزانه می گوید و این كه رد دو تن از آنها در این گنجینه پررنگ تر است. یکی نادر که در جنگ با هند گنجینه هایی را که از ایران برده شده بود بازگرداند و دیگری؛ ناصرالدین شاه که به خاطر علاقه ای که به اشیای تزئینی داشت، دستور ساخت بعضی از این زیورآلات را داد.

راهنمای موزه می گوید:«اطلاعات دقیقی در مورد کمیت و کیفیت گنجینه جواهرات ملی تا قبل از دوران صفویه در دست نیست.»آنطور که راهنما توضیح می دهد؛ همین عدم اطلاعات باعث شده تاریخچه جواهرات ایران از زمان پادشاهان صفوی آغاز شود:«پیش از صفویان، جواهرات در خزانه دولتی وجود داشت اما این که چه جواهراتی در این گنجینه بود، سوالی است که خیلی راحت نمی شود به آن پاسخ داد. جهانگردان فرنگی مثل  تاورنیه، شاردن، برادران شرلی، وارنیگ در خاطرات شان از گنجینه های افسانه ای و جواهرهایی که بعضی از شاهان صفوی جمع آوری کردند، گفته اند. به گفته شاردن پادشاهان صفویه علاقه زیادی به جمع آوری نفیس ترین جواهرهای روزگارشان داشتند و کسانی را برای  خرید این جواهرات  به بازارهای هند، عثمانی و کشورهای اروپایی مانند فرانسه و ایتالیا روانه کردند. سپس این جواهرات را  به اصفهان آوردند و در خزانه سلطنتی نگه داشتند؛ جواهراتی که شرح بعضی از آنها در کتاب های تاریخی آمده و تا زمان سقوط دولت شاه سلطان حسین به دست محمود افغان در خزانه باقی ماند.»

 

كوه نور روی تاج ملكه انگلستان

از این جای داستان، كم كم می توانیم جواهراتی را که می شناسیم، در تاریخ ببینیم و به خاطر بیاوریم:«نادر بعد از به قدرت رسیدن برای باز پس گرفتن آن قسمت از جواهراتی که در هندوستان بودند، نامه هایی به دربار هند نوشت اما جواب نامساعد شنید. پس از لشكرکشی نادر به هند محمد شاه مبالغی نقدینه، جواهر و اسلحه تسلیم نادرکرد. بخشی از اموال و خزاینی که نادر از هندوستان به دست آورده بود، به ایران نرسید و در راه بازگشت به ایران از میان رفت. از این میان نام دو قطعه جواهر یعنی کوه نور و دریای نور در تاریخ ماندگار شد. نادر پس از بازگشت به ایران، بخشی  از جواهرات شاخص  را به رسم ارمغان برای امراء، حاكمان و شاهان ممالک همسایه فرستاد.

مقداری از اشیای نفیس و مرصع را به آستان حضرت امام رضا(ع) تقدیم و بخشی را نیز میان سپاه خود تقسیم کرد. در سال 1160 پس از قتل نادر، احمد بیک افغان ابدالی از سرداران نادر، دست به غارت جواهرات نادر زد. از جمله این گوهرها که از ایران خارج شد و هرگز بازنگشت، الماس معروف به کوه نور بود.

این الماس بعدها به دربار انگلستان رفت و روی تاج اصلی ملکه انگلستان قرار گرفت. با این حال، بخش مهمی از این گنجینه در ایران ماند و باعث شکل گرفتن این گنجینه شد.»

 

در موزه جواهرات ملی كه در حقیقت خزانه بانک مرکزی است نفیس ترین سنگ ها و جواهرات ملی که روزگاری پشتوانه پول ایران بودند و هم اكنون متعلق به همه مردم ایران است، نگهداری می شوند

 

لعل بدخشان، یاقوت درخشان

نور ویترین هایی که سنگ های قیمتی پیاده ای کف آن ها را پر کرده، چشم را به سمت خود می کشانند. راهنما به این سنگ ها اشاره می کند و می گوید، لعل و یاقوت هستند. مهم ترین وجه تفاوت میان لعل و یاقوت به  درجه خلوص سنگ بر می گردد. لعل از یاقوت نرم تر و قابل انعطاف تر است و همین باعث شده تا ارزش آن کمتر از یاقوت باشد اما تنوع رنگ و شفافیت این سنگ تزئینی باعث شده تا مورد توجه قرار گیرد. زیباترین رنگ لعل قرمز است؛ رنگی که در ویترین زیاد به چشم می خورد. درشت ترین لعل جهان که در همین ویترین قرار دارد،- آن طور که راهنما توضیح می دهد- به نام لعل سامری شناخته شده و ۵۰۰ قیراط وزن دارد این لعل كه رنگ بی نظیری دارد، گفته شده روی پیشانی گوساله سامری قرارداشته و دست به دست چرخیده تا به موزه جواهرات ایران رسیده است.

در هر حال،یاقوت که دومین سنگ این مجموعه است خوشرنگ تر ، سخت تر و گران تر از لعل است. سرخ، سبز و کبود سه رنگ اصلی یاقوت هستند. درشت ترین یاقوتی که در این مجموعه  دیده می شود روی یک ظرف کوچک قرار گرفته و ۱۰۰ قیراط وزن دارد . این یاقوت در کنار قداره ای با دهانه و غلاف زرین  و یاقوت های برمه ای آرام گرفته است.

درست پشت این ویترین، ویترین دیگری قرار دارد که زمردهای سبزرنگ آن برق می زنند. زمرد هم مانند یاقوت سنگی بسیار گرانبهاست که در این مجموعه با تراش های مختلف می توان آن را دید. در میان اشیای زمردی موزه جواهرات ملی، راهنما ما را به سمت شی ای می برد که در نوع خود یکی از اشیای ممتاز این مجموعه است؛ انفیه دانی با قطعاتی از زمرد که به زیبایی در کنار هم چیده شده اند. راهنما توجه ما را به آینه ای جلب می كند که زیر این انفیه دان قرار گرفته است. آینه ای که زمردهای یک دست زیر آن به نمایش گذاشته شده  تا بی قیمت بودن این قوطی کوچک را به رخ بکشد. رنگ سبز خوشرنگ زمردهای مجموعه با آبی ویترین فیروزه  تصویری شگفت آور را در برابر چشم قرار می دهد. فیروزه های این ویترین از مهم ترین و خالص ترین معدن فیروزه جهان یعنی معدن فیروزه نیشابور استخراج شده اند. یكه ترین شیء این ویترین گردنبندی با فیروزه های تراش داده شده به شکل چهره ناصرالدین شاه قاجار است .این گردنبند در میان فیروزه هایی با اندازه های متفاوت خودنمایی می کند.

 

برای مردم

در تاریخ می خوانیم كه این قاجارها بودند كه مجموعه جواهرات را جمع کردند و بخشی از جواهرات نفیس را روی برخی از اشیایی که زیر همین سقف هستند مثل تاج کیانی، تخت نادری، کره جواهرنشان و تخت طاووس نصب کردند.آن گونه كه راهنما می گوید، به جز سنگ های قیمتی که در خزانه بود، دو سنگ ارزشمند؛ یکی فیروزه از معادن نیشابور و دیگر؛ مروارید از بحرین و خلیج فارس صید شد و به این مجموعه افزوده شدند؛ مجموعه ای که جنبش مشروطه قانون و قاعده اش را تغییر داد و مالکیتش را از دست شاه به همه مردم منتقل کرد.  در  ۲۵ آبان ۱۳۱۶ قانونی به تصویب مجلس شورای ملی رسید كه بر اساس آن، خزانه بانک مرکزی که در آن زمان در دست بانک ملی بود ، تاسیس و جواهرات سلطنتی به بانک ملی ایران منتقل شد تا به عنوان پشتوانه اسکناس و بعدا وثیقه اسناد بدهی دولت به بانک قرار گیرد. حالا از لابه لای حرف های راهنما متوجه می شویم كه این گنجینه سال هاست دیگر پشتوانه پول ملی نیست و فقط ثروتی است که متعلق به همه مردم است که در بانک مرکزی نگهداری می شود.لازم به توضیح است كه مقدمات تشكیل بانک مركزی در سال ۱۳۳۴ برای چاپ و نشر اسکناس و ضرب سکه همزمان با آغاز ساخت این مخزن، آغاز شد و در سال ۱۳۳۹ کنار شعبه اصلی بانک ملی که در بخشی از خانه باغ  سردار اسعد در خیابان فردوسی کارش را آغاز کرد.

 

قلیان فتحعلی شاهی، بشقاب ناصری

«اشیایی که در این ویترین قراردارند بیشتر ظرف ها و قلیان هایی هستند که در دوران قاجار به دستور شاهان قاجار ساخته شدند. بیشتر اشیایی که اینجا می بینید قلیان ها و سرقلیان ها، سرپوش های غذا و گلدان هستند. چند شی ء خاص دیگر چون آیینه و قوطی کوچک را هم می بینید که به دستور شاهان قاجار با سنگ های قیمتی تزیین شده اند. » این بخش از توضیحات راهنما که تمام می شود به یکی از ویترین ها اشاره می کند و از چند شیء منحصر به فردی که به گفته او تنها جواهرات روی آن ارزشمند نیست و میناکاری های شان نیز آنها را گرانبها کرده  نام می برد. او به شی دایره شکلی شبیه به دستبندی کوچک اشاره می کند و می پرسد: می دانید این حلقه ها چه کاربردی داشته است؟ هر کسی چیزی می گوید؛ یکی می گوید دستنبد بچگانه است و یکی دیگر آن را وسیله بازی می داند.پاسخ راهنما چیز دیگری است : گوی زرینی که به دم اسب ناصرالدین شاه وصل می شده. در کنار این گوی زرین  ، سرقلیان ها و کوزه های جواهرنشانی  برق می زنند که همراه با انفیه دان های مرصع حالا در موزه قابل دیدن هستند. یکی از این قوطی ها براساس نوشته زیرآن، هدیه پادشاه ایتالیا، اومبرتو به ناصرالدین شاه است . دهنه این قوطی كه در کنار قلیان مخصوص فتحعلی شاه قرار دارد،  شبیه سر اژدها است و آن طورکه راهنما می گوید، در مراسم رسمی مثل سلام عید نوروز برای شاه آماده می شد. این قلیان مانند دو شمعدان طلا آراسته به زمزد ، لعل و یاقوتی که در ویترین ایستاده، در میان سالن قرار دارد. از این قلیان برای مراسم رسمی استفاده می شد. می توان تصور کرد که این شمعدانی ها سالی یک بار از خزانه شاه بیرون می آمدند و می شدند بخشی از تزیین سفره هفت سین شاهانه تا  کنار آیینه نقره ای که در ویترین دیگری به نمایش در آمده بالای مجلس دو طرف تخت طاووس قرار بگیرند. اكنون به ویترینی می رسیم که یک کوزه قلیان سفید رنگ درست در مرکز آن توجه همه ما را جلب می کند؛ کوزه ای با نقش های ریز و در هم که حاصل حکاکی دقیق هنرمندی ایرانی روی تخم شترمرغ است. طرح های روی این کوزه قلیان آن قدر دقیق و ریز است که نمی شود از آن دل کند و می شود ساعت ها در مقابل آن ایستاد و آن را ستود، البته به اندازه قلیان  زرین سفری کوچک و جواهرکاری شده ای که کنارش قرار دارد.

 

قاتلان زیبا

كمی جلوتر ویترین های باریک تری هستند که در آنها ابزارهای جنگی قرار دارد. راهنما توضیح می دهد که این ویترین ها با پوشش سرخ رنگ شان اصلا برای همین سلاح ها طراحی شده اند. سلاح های قاتلی که بدنه شان پر شده از سنگ های ظریف گرانبها. یک سوال اینجاست كه این سلاح ها با این همه جواهر چطور مورد استفاده قرار می گرفته؟ در واقع؛ این همه ذوق و هنر برای تزئین یک سلاح حرفه ای خیلی عجیب است. راهنمای موزه در پاسخ به این پرسش می گوید؛ این تزئینات متعلق به وقتی است که سلاح از کار می افتد و به اصطلاح بازنشسته می شود،در مواردی هم مربوط به سلاح هایی است که هدیه داده شده است مثل شمشیری که از سوی مصطفی کمال آتاتورک در زمان پهلوی دوم به ایران هدیه شد. راهنما توضیح می دهد که جواهرکاری این سلاح ها کار جواهرسازان زبده ایرانی است؛ جواهرسازهایی گمنام که در گذر سال ها هنرشان مانده و نامشان را کسی نمی داند.

 

جقه همایونی

از ویترین سلاح ها به ویترین های بعدی می رسیم؛ ویترین هایی که جقه های همایونی در آنها به چشم می خورند؛ همان قطعات زیبایی است که شاهان در مقابل کلاهخود می زدند. معروف ترین این جقه ها، جقه فتحعلی شاه است که البته زیباترین جقه  این مجموعه هم هست. بیشتر جقه های این مجموعه متعلق به ناصرالدین شاه است. جقه های زیبایی كه می توان آنها را در تصاویری که از چهارمین شاه قاجار به جای مانده به یاد آورد.

تا اینجا یك سوال ذهن مان را مشغول كرده است:چرا بیشتر اشیایی که در این ویترین ها هست مربوطه به مردان است و سهم زنان كه اتفاقا بیشتر به جواهرات علاقه دارند، کمتر است. جواب سرراست راهنما به این پرسش این است كه :« زنان در مراسم  رسمی در دوران قاجار شرکت نمی کردند و برای همین جواهرات شان با این همه هنر تزیین نمی شد.» البته این، جواب قانع كننده ای نیست. زنان ناصرالدین شاه بخصوص انیس الدوله در مراسم رسمی همیشه جواهرات زیادی را به خود آویزان می کردند. در خاطرات کارلاسرنا  آمده که در جشن تولد ناصرالدین شاه، انیس الدوله

آن قدر به خودش جواهر آویزان کرده بود که چشم همه خیره مانده بود. چون پیش سینه ای که در یکی از ویترین ها قراردارد ، متعلق به مهدعلیا ، مادر ناصرالدین شاه است .مهد علیا این جواهر را جلوی روسری اش وصل می كرد. با این همه جای گردنبندها و دستبندهای زنانه و گوشواره هایی با نگین های گرانبها خالی است.

 

راز درخشندگی یك الماس

برخلاف زنان قاجار، زنان پهلوی بخصوص آخرین همسر پهلوی دوم تا بخواهید در این مجموعه تاج و نیم تاج و جواهر دارد؛ تاج هایی که در ویترین بعدی قرار گرفته اند. زیباترین تاج این مجموعه تاجی است که با زمرد برای فرح پهلوی ساخته شده و به همراه گردنبندی با همان نگین ها در مرکز ویترین قرار گرفته است. این تاج برای یکی از مراسم  رسمی  و توسط هنرمندی فرانسوی ساخته شده است. نیم تاج دیگری در این مجموعه هست که بی تردید بعد از تاج همسر پهلوی دوم كه در جشن تاج گذاری از آن استفاده می شد، مهم ترین تاج زنانه موزه به شمار می رود.  آن چه این نیم تاج را منحصر به فرد می کند قطعه الماس درخشانی است که در مرکز آن قرار دارد. این الماس یکی از جواهرات سلطنتی بود که زمانی که قرار شد این نیم تاج پلاتینی ساخته شود،  در کنار ۳۲۳ قطعه الماس درشت و ریز برای آن در نظر گرفته شد. الماسی ناشناس که رنگ آن چشم خیلی ها را گرفته بود و رازش را تاورینه فرانسوی که یکی از جواهرشناسان مشهور بود، کشف کرد. او که برای مطالعه درخصوص جواهرات ملی ایران، بارها به كشور ما آمده بود، متوجه راز درخشندگی  این الماس كه به نورالعین معروف بود، شد. این الماس بخشی از الماس دریای نور بود که به گفته این جواهر شناس به دلیل نامشخصی از آن جدا شده و با تراش برلیان تغییر شکل داده بود. نورالعین به گفته بسیاری از کارشناسان درشت ترین برلیان پشت گلی سندگذاری شده جهان است و ۶۰ قیراط وزن دارد.  در کنار این تاج، تاج  و نیم تاج های کوچک دختران پهلوی دوم قرار دارند و آن سوتر تاج های خواهران پهلوی دوم.

یکی از زیباترین اشیای ویترین، گردنبندی است که تراش دستی الماس هایش منحصر به فرد است. راهنما با اشاره به این که الماس مهم ترین و گرانبهاترین سنگ معدنی است، می گوید ؛آن چه این سنگ معدنی را ممتاز می کند نوع تراشی است که روی آن می خورد. براساس این تراش است که نام الماس ها تغییر می کند. زیباترین و دقیق ترین تراش، تراش برلیانت و برلیان است.

 

میناهای طلایی

با این كه نمی شود از تلالوی این همه الماس و یاقوت و زمرد گذشت اما راهنما ما را به سمت هنر منحصر به فرد دیگری می برد که جز به دست استادکاران ایرانی خلق آنها بسیار سخت و ناممکن است. هنری که میناکاری نام دارد. برخلاف تصوری که از میناکاری وجود دارد آن طور که راهنما می گوید، این هنر دقیق و بسیار مشکلی است که در جواهرات سلطنتی و با استفاده از طراحی روی طلا و نقره با رنگ های زیبا شکل گرفته است. در ویترین های مختلف از سر قلیان ها و سینی ها گرفته تا قوطی های زیبا و آیینه ها می توان این هنر را دید. روی بعضی از مدال ها در حاشیه میناکاری تصاویر نقاشی شده یا عکس های شاهان قاجار بخصوص ناصرالدین شاه دیده می شود. این مدال ها هدیه سران کشورهای دیگر به شاهان ایرانی است.  در یکی از این ویترین ها شی ای کنار قوطی های میناکاری قرار دارد که شباهت زیادی به یک ناخنگیر دارد اما برخلاف تصور ناخن گیر نیست و عینک کوچک مطالعه یادگار یکی از سفرهای فرنگ ناصرالدین شاه است . پشت سر این مجموعه، مجموعه دیگری از سکه های طلا با تصاویر شاهان کشورهای مختلف به نمایش در آمده است. هدایایی كه یادگار بازدید شاهان از ضرابخانه های کشورهای دیگر است.

 

از دل خلیج فارس

در کنار همه سنگ های گرانبهای این مجموعه اما مجموعه ای از ممتازترین مرواریدهای جهان در ویترین بعدی قرار گرفته است. مرواریدهایی در اندازه های مختلف که از بهترین صدف ها در دل خلیج فارس صید شده اند. همه این مرواریدها اصل بوده و با دقت زیادی روی جواهرات نصب شده اند. سه قطعه از بزرگ ترین مرواریدهای جهان در میان این مجموعه قرار دارد؛ سه قطعه ای مروارید نامنظمی که روی تزیین سنجاق سینه نصب شده اند. یکی از این گل سینه ها كه سفید رنگ است، نمی شود به راحتی از دیدن آن گذشت. در کنار این مرواریدهای منحصر به فرد شرابه هایی از مروارید ریز روی هم قرار گرفته اند. شرابه هایی که به گفته راهنما، حدود یک میلیون مروارید ریز با دقت سوراخ شده و در کنار هم قرار گرفته اند. این شرابه ها آن طور که او می گوید، با دقت آماده شده تا بالای تخت شاه نصب شوند. وزن این شرابه ها حدود ۱۶ کیلوگرم است و بخشی از آن در ویترین دیگری قرار دارد كه به گفته راهنما، نفیس ترین جواهرات ملی در آنها قرار گرفته است. این صندوق در کنار شنل تاجگذاری پهلوی اول قرار گرفته است. شنلی دست دوز از ترمه ابریشمی زمینه سفید و بته جقه  که در حاشیه آن به پهنای ۶ سانتی متر، مروارید دوزی شده است. این شنل كه به دستور پهلوی اول و توسط هنرمندان ایرانی طراحی و دوخته شده بود، برای تاجگذاری پهلوی دوم در سال ۴۶ نیز مورد استفاده قرار گرفت. زیر این شنل شمشیری با غلاف مخمل آبی و با الماس هایی که در حاشیه آن«وان یکاد» نصب شده قرار دارد. این شمشیر هدیه تاجگذاری پهلوی اول از سوی شیخ خزعل است؛ خان جنوب که چند سال بعد به تلافی این خوش خدمتی به زندان قصر افتاد و کشته شد.  در کنار این شنل چهار کیلویی و شمشیر، عصای تشریفاتی حاجب الدوله قاجاریه قرار گرفته است. عصایی زرین و مارپیچ ۱۳۳ سانتی و با تزییناتی از مینای سرخ و لاجوردی همراه با الماس های فلامک که قطعه ای زمرد بر سر آن نصب شده است . این عصا كنار آیینه ای با قاب طلای مینا کاری شده  قرار دارد و تصویر جوانی ناصرالدین شاه در جوانی بر بالای آن جای گرفته است. شمشیر فتحعلی شاه که در دیدار با گریبایدوف به کمرش بسته بود، آخرین شی ای است که کنار لباس های رسمی مظفرالدین شاه در این ویترین قرار گرفته است.

 

سالن اصلی موزه جواهرات ملی با یکی از ممتازترین سنگ های قیمتی جهان به پایان می رسد:«الماس دریای نور» قطعه درخشان ۱۸۲ قیراطی صورتی رنگی که همتایی در جهان ندارد و بزرگ ترین الماس صورتی جهان است و البته بیشترین افسانه ها را هم به خود اختصاص داده است

 

ردای وزارت و کلاه نایب السطنه

تصویر کلاهی که در ویترین بعدی در کنار ردای طلایی رنگ بلند اطلس قرار گرفته خیلی آشناست. یادگاری  از دو چهره متفاوت دوران قاجار . کلاه عباس میرزا نایب السلطنه اصلاح طلب در کنار ردایی که به اسم امیرکبیر گره خورده است و ردای وزارتی بود. این کلاه با حاشیه منجوق و مروارید دوزی روی مخمل قرمز است. عباس میرزا در مراسم رسمی این کلاه بلند را بر سر می گذاشت و پشت شاه می ایستاد. ردای اطلس وزارت هم ردایی بود که بیشتر در مراسم رسمی به تن صدراعظم می رفت. معروف ترین صدراعظمی که این ردا را برتن کرده میرزا تقی خان فراهانی است که در تاریخ به امیرکبیر می شناسیم. ردایی که به هیچکدام از مردانی که بر تن داشتند، وفا نکرد. در کنار این ردا، دو لباس رسمی  سرداری ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه هم قرار گرفته که در مقابل این کلاه و ردا کمتر به چشم می خورند.

 

 

شمشیر جهانگشا

راهنما در مقابل یکی از ویترین ها می ایستد و می خواهد که همه جمع شوند. در ویترین بزرگی که در مرکز سالن ایستاده یک شمشیر مرصع قرار گرفته است؛ شمشیری که بی تردید جهانگشاترین شمشیر تاریخ ایران است. بله! درست حدس زدید این شمشیر  از آن نادر است؛ شمشیری که از مورچه خورت تا دهلی در مهمترین جنگ ها همراه جهانگشا بود و در زمانی که نادر مشاعرش را از دست داده بود، نتوانست در گردش چرخ نیلوفری از او حفاظت کند.جالب است كه بدانید روی غلاف این شمشیر ۱۸۶۹ قطعه الماس فلامک به دستور فتحعلی شاه نصب شد. شمشیر جهانگشای نادر هم مانند سپرش وقتی بازنشسته شد، به گفته راهنما، به احترام نادر و دلاوری هایش با جواهر تزیین شد .روی دسته  شمشیر با تصویری از شاه دوم قاجار دو مصرع با خط نستعلیق چنین آمده:« این تیغ جهانگشا که کان گوهر است / گردون قتال را هلال ظفر است.» این شمشیر را عبدالله نقاش و میناساز دربار فتحعلی شاه تزیین کرده و هفت پادشاه آخر تاریخ ایران هنگام تاج گذاری آن را به خود حمایل کرده اند. در کنار این شمشیر چند برلیان با رنگ های سیاه ، قرمز و زرد و گلبهی قرار دارد که از نمونه های نایاب جهان در نوع خودشان  به شمار می روند.

 

دریایی از نور

سالن اصلی موزه جواهرات ملی اما با یکی از ممتازترین سنگ های قیمتی جهان به پایان می رسد:«الماس دریای نور» قطعه درخشان ۱۸۲ قیراطی صورتی رنگی که همتایی در جهان ندارد و بزرگ ترین الماس صورتی جهان است و البته بیشترین افسانه ها را هم به خود اختصاص داده است.

افسانه هایی که به گفته راهنمای موزه آن را مرموزتر می کند. تا همین چند سال پیش خیال می کردند این الماس از غنیمت های جنگ دهلی است که بعد از شکست شاه شجاع به همراه خواهرش؛ کوه نور به دست نادر افتاد اما خاطرات تاورنیه از الماس صورتی رنگ ۲۴۲ که در دربار شاه عباس دید، این نظریه را مردود شمرد. تنها نكته مبهم وزن کمتر این الماس بود که البته وقتی جواهر شناس کانادایی متوجه شد نورالعین تکه ای از آن است، این ابهام برطرف و مشخص شد که این بخشی است از جواهراتی که توسط محمود افغان به هند برده شد و نادر برای پس گرفتن آن به دهلی رفت. راهنما می گوید که  این نظر ناصرالدین شاه را که معتقد بود دریای نور روی تاج کوروش نصب بوده تقویت می کند. هرچند کسی آن را ثابت نکرده است. دریای نور به همراه کوه نور بعد از مرگ نادر برای مدتی گم شد. کوه نور که کوچک تر بود  بعد از چند سال از دربار انگلستان سر در آورد و دریای نور به ایران بازگشت و به دست شاهان زندیه افتاد. این الماس همراه لطفعلی خان زند بود تا وقتی كه چشمانش برای همیشه به جهان بسته شد و بعد از او به دست آقامحمدخان و جانشینانش رسید. گفته می شود زمانی که فتحعلی شاه قابی دور این الماس کشید نور العین از آن جدا شد. خدا می داند اما در تصاویری که از ناصرالدین شاه به دست آمده آن را روی کلاهش می توان دید.

 

جام جمشید

در راهروی مرکزی موزه ، معروف ترین جواهرات ملی قرار دارند که در میان آنها کره جواهر نشان ناصری بیشتر از تاج های سلطنتی به چشم می خورد؛ کره ای که تصویرش در عکس های ناصرالدین شاه دیده می شود و در سال ۱۲۹۱ به دستور آن توسط گروهی از جواهرسازان ایران به سرپرستی ابراهیم مسیحی طراحی و ساخته شد و 51366 قطعه سنگ پیاده خزانه سلطنتی روی آن سوار شد.

ناصرالدین شاه این کره را برای نمایش شکوه دربارش به فرنگی ها ساخت و در اتاق دیدارهای رسمی اش گذاشت. این کره که از طلای ناب ساخته شده ۳۴ کیلو وزن دارد. راهنما می گوید؛ با وجود این که پیدا کردن کشورهای مختلف در میان برق سنگ های گوهرهای كره کار مشکلی است اما یافتن ایران  و انگلستان به این دلیل که با  الماس، هندوستان با یاقوت روشن و آفریقای مرکزی و جنوبی با یاقوت کبود مشخص شده اند، سخت نیست.

خط استوا و سایر خطوط جغرافیایی هم با الماس نشان داده شده اند. قطر کره تقریباً 66 سانتیمتر است و روی پایه ای که تماماً از طلای آراسته به جواهرات است، قرار دارد.

 

قطعه زیبا

سه قطعه شی زیبایی که در ویترین های خزانه قرار دارند تاج هایی که به قول راهنما، دو تا از آن سه تا مردانه و دیگری زنانه است. دو تاج این مجموعه روی سر هشت پادشاه آخر تاریخ ایران رفته است. معروفترین تاج این مجموعه تاج کیانی است که به دستور فتحعلی شاه ساخته شد و تاج قاجارها بود. روی این تاج قطعاتی از  الماس، زمرد، یاقوت و مروارید روی کلاهی از نمد سرخ رنگ نصب شده است. این تاج در زمان فتحعلی شاه ساخته شد و مورد استفاده سلاطین قاجاریه قرار گرفت اما پهلوی اول تصمیم گرفت این تاج را به سر نگذارد  تاج دیگری را به جواهر سازان ایرانی به سرپرستی سراج الدین جواهری سفارش داد. این تاج از طلا و نقره با طراحی شبیه تاج های هخامنشی طراحی شده و کلاه تاج از مخمل قرمز رنگ است و یک تخمه زمرد در بالای آن قرار دارد. الماس زرد رنگ در میان یک پر قو قرار گرفته است. 3380 قطعه الماس به وزن 1144 قیراط، 5 قطعه زمرد به وزن 199 قیراط  و 2 آنه، 2 قطعه یاقوت کبود به وزن 19 قیراط و 368 حبه مروارید غلتان جور سنگ های گرانبهایی است که روی این تاج قرار گرفته اند. در کنار این تاج ها عصاها و گوی های سلطنتی قراردارند اما آخرین تاجی که در تاریخ ایران ساخته شد تاجی بود که برای فرح آخرین همسر شاه مخلوع طراحی شد. تاجی با کلاه سبزرنگ با طراحی فن کلیف و آریلز که به گفته راهنما، در خارج از ایران طراحی و بدنه آن ساخته شد و جواهرات سلطنتی آن در ایران روی آن نصب شد. به گفته راهنما قاب تاج از طلای سفید ساخته شده و دارای ۳۶ زمرد سبز، ۱۰۵ مروارید، ۳۴ یاقوت سرخ، ۲ اسپینل و ۱۴۶۹ قطعه الماس است. بزرگترین زمرد سبز در مرکز جلوی تاج با وزن تقریبی ۹۲ قیراط قرار دارد. دو قطعه اسپینل حدود ۸۳ قیراط و بزرگ ترین مروارید حدود ۲۲ میلیمتر طول دارد. این تاج مانند سایر جواهرات سلطنتی بعد از مراسم تاجگذاری به خزانه منتقل می شد و برای استفاده از آن باید هفت نفر شامل وزیر دارایی، وزیر اقتصاد، رئیس بانک مرکزی و رئیس مجلس در کنار هم قرار می گرفتند و ضمانت می کردند تا از خزانه خارج شود و مورد استفاده قرار گیرد.

 

تخت قاجاری نادر!

اكنون به ویترین بزرگی می رسیم که یکی از اشیای ممتاز زینتی جهان در آن قرار دارد؛ تخت نادری. تختی که فقط نامش را از نادر گرفته و فتحعلی شاه دستور ساخت آن را با ۲۳۷۳۳ قطعه جواهر داده بود. این تخت که از 12 قطعه جداگانه و قابل حمل تشكیل شده با ورقه های طلای میناکاری روی چوب ساخته شده و آن طور که گفته می شود، فتحعلی شاه قاجار برای نشان دادن اقتدارش به مهمان های خارجی و ایرانی ها، آن را همراه خود این سو و آن سو می برد. همان تختی که در فیلم کمال الملک یک قطعه از جواهرات منحصربه فردش گم می شود و گناهش به گردن نقاش نازک دل می افتد.

 

در راهروی مرکزی موزه ، معروف ترین جواهرات ملی قرار دارند که در میان آنها کره جواهر نشان ناصری بیشتر از تاج های سلطنتی به چشم می خورد؛ کره ای که تصویرش در عکس های ناصرالدین شاه دیده می شود

 

تختی برای تاج الدوله

اكنون موزه جواهرات ملی تقریبا به پایان خود رسیده و به همان نقطه مرزی باید بازگشت؛ نقطه ای که آخرین شیء موزه یعنی تخت طاووس پشت یک دیوار بزرگ به نمایش در آمده است.این تخت در تصاویری که از شاهان قاجار بر جای مانده غالبا در پشت سرشان دیده می شود.  راهنما ساخت این تخت را به دوران فتحعلی شاه می رساند و می گوید به غلط گفته شده این همان تختی است که تاورنیه در دربار شاه عباس دیده است. فتحعلی شاه برای ازدواج با همسر محبوبش، تاج الدوله طاووس خانم دستور ساخت تخت خورشید را به نظام الدوله داد؛ تختی که به نام طاووس خانم نامیده و با ورقه هایی از طلا روی چوب تزیین شد. این تخت تا سال ۶۰ در کاخ گلستان بود اما به گفته راهنمای موزه به خاطر ارزشی که داشت به موزه جواهرات ملی منتقل شد تا در کنار خزانه جواهرات ملی قرار گیرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *