موزه فرش ایران

کندل» برای زرد، قرمزدانه» برای لاکی، روناس» برای قرمز. دست های مردانه رنگ گرفته تا آرنج، فرو می رود در خمره نیلی و لاجوردی. بادها و آبها می تازند روی ابریشم و پشم رنگ گرفته از مایعی که تا کمرکش خمره ها بالا آمده. دار قالی خیلی وقت است علم شده؛ گوشه دنج خانه های آذربایجان، اصفهان، کاشان، قم، خراسان، کردستان، کرمان، فارس و کنج چادرهای ایلیاتی عشایر ایران. کمردرد بی بی پای دار قالی، کهنه می شود اما باز از روی غیرت می نشیند و می خواند؛ «… سه تا سبز زنگاری، سه تا شیرشکری، یکی خودرنگ…»فرش هایی که به جای پهن شدن روی زمین، تمام قد در مقابل بازدیدکنندگان موزه فرش ایران ایستاده اند،پشت گره ها ورج های شان هزارهزار خاطره از این تصویرها دارند. حالا از هر نقطه ایران که آمده باشند قاب به قاب در تالار اصلی موزه فرش، داستان گل و مرغ و بیشه را برای بینندگان تعریف می کنند. گاهی هم شمایل بزرگان روزگار را میان پیچش ساقه های مینیاتوری و برگ های ظریف قاب می گیرند. گزارش موزه گردی این هفته ما گردشی در میان دست بافته های هنرمندان ایرانی در موزه فرش ایران است. موزه ای که آثارش تاریخ، فرهنگ، هنر و تمدن ایران را با گره های نشسته بر پود قالی ها به تصویر کشیده است.

 

کشفیات از تار و پود فرش ها تا ابد ادامه می یابد

پله های عریض و کم ارتفاع سنگی می سرند سمت ساختمانی که به دار قالی می ماند و در میان سروها و بیدهای مجنون شمال بوستان لاله آرام گرفته است. می گویند تلنگر پا گرفتن این بنا را شمایل یک سیاه چادر افراشته زده. عبدالعزیز فرمانفرماییان؛ معمار ایرانی تحصیل کرده در فرنگ،برای طرح بنای موزه فرش از همین منبع الهام گرفته و بنای بتونی عین دار قالی بالا رفته است. در همین روزهای پایانی بهمن ماه از موزه نامیدن ساختمانی که فرمانفرماییان نقشه اش را کشید، 38 سال می گذرد. البته این ساختمان در ابتدا قرار بود به گالری فرش تبدیل شود اما در نهایت در بهمن ماه سال 56 نام موزه فرش را به خود گرفت و با نمایش بیش از 270 قالی در فضای موزه کار خود را آغاز کرد. حالا که سی و چند سال از پا گرفتن موزه فرش ایران می گذرد هنوز هم تصویر گره نامتقارنی که به عنوان نماد این موزه انتخاب شده، بیننده را وسوسه می کند برای موشکافی ماجراهایی که در میان دست بافته های ارزشمند ایران نهفته، تا یک وجبی این گنجینه های هنری پیش برود. حتی اگر برای بار چندم پا به موزه فرش ایران گذاشته باشد.

 

شایسته آویختن بر دیوارها

اینجا موزه فرش است؛ محلی واقع در تقاطع خیابان های دکتر فاطمی و کارگر شمالی. موزه ای در همسایگی موزه هنرهای معاصر در محله امیرآباد تهران. نام موزه با فرش هایی گره خورده که فقط در خیال آدم ها می توانند روی زمین پهن شده باشند. حالا با وجود آنکه این فرش ها درون قاب های سفیدرنگ تالار آویخته شده اند باز هم بازدیدکنندگان به رعایت نکته هایی برای قدم گذاشتن در تالار فرش ها دعوت می شوند. نخستین نکته بعد از گذر از تالار ورودی حوضچه دار موزه فرش، پوشاندن کفش های بازدیدکنندگان با کاورهایی است که هنگام تهیه بلیت در اختیار آنها قرار می گیرد.

استفاده از این کاورهای پلاستیکی در تمام مدت بازدید از تالار فرش ضروری است چرا که به گفته راهنمایان این موزه گرد و غبار حاصل از تردد با کفش روی موکت تالار باعث آسیب دیدن فرش های موجود در این محل می شوند. علاوه بر این، بازدیدکنندگان از موزه فرش باید از دست زدن به فرش های تالار خودداری کنند تا احیانا لکه ای روی فرش های موزه ایجاد نشود.

 

رنگ کردن با یک خمره حشره!

لوح فلزی آستانه تالار فرش، نقشه ای عظیم از کشورمان را در بر گرفته که مراکز مهم قالیبافی را با نقطه ها و خط چین های تیره و روشن برای بیننده مشخص می کند. ویترین شیشه ای که پهلو به پهلوی نقشه فلزی تالار موزه داده است گلوله های پشمی و ابریشمی رنگ شده ای را در بر گرفته که یک گوشه از ویترین جمع شده اند و دارند کاسه هایی را نگاه می کنند که حاوی گیاهان رنگی روزگار دور قالی بافی ایران است.

کندل، پوست انار، اسپرک، غوره، نیل، پوست گردو، در کاسه هایی اندازه کف دست کنار هم ردیف شده اند. قارا و زاج سفید هم هست اما آنطور که راهنمایان موزه می گویند از این مواد برای تثبیت رنگ و گاهی برای رنگ بری استفاده می شد. قرمز دانه که اصلا نوعی حشره شبیه به کنه بوده یک نوع آفت مزرعه به حساب می آمد اما ایرانیان، ذوق به خرج می دادند و از آن برای رنگ کردن نخ قالی استفاده می کردند؛ نتیجه حضور این حشره، تولید یک رنگ لاکی کم نظیر بوده است.

 

آوای فرشبافی از زبان ابزارها

بعد از محل دارهایی که معلوم است چوب روشن شان جلای سابق را ندارد و تن خشک آنها در ابتدای ورودی تالار، خستگی در می کند ویترینی از وسایل فرش بافی سرپا ایستاده که پشت چهارگوش شیشه هایش همه جور ابزار فرش بافی پیدا می شود. قیچی، قلاب، کارد، شانه های فلزی که دندانه هایش کج و معوج مانده اند ،هر کدام گوشه ای از سقف بلند تالار را نشانه رفته اند. قیچی پشم چینی با تیغه های اسطقس دار و ضخیم و ابزاری به نام «قاشین» که به کار بیرون کشیدن پشم های اضافه از رج های فرش می آمده، کنار هم آرام گرفته اند. اما حتی تماشای آرامش آنها هم آواز فرشباف ها را یاد آدم می آورد و «گامب گامب» خفه شانه کوبیدن روی گره های قالی را. البته در کنار تصویر دست های پینه بسته ای که هر از گاهی، پینه ها را با تیغه نازک قیچی یا تیزی ناخنگیر می چیند.

 

کپی قالی پازیریک

جانداران بالدار و سوارکاران نشسته بر قدیمی ترین قالی جهان را هنرمندان ایرانی نقش زده اند. امروز قالی دو هزار و 500 ساله پازیریک در موزه «ارمیتاژ» سن پترزبورگ در روسیه نگهداری می شود اما کپی این فرش در آستانه تالار بزرگ موزه فرش ایران آویخته شده است. این قالی در دوره معاصر بافته شده و از نظر طرح و اندازه، مشابه قالی پازیریک 200 در 180 سانتی متری است. هرچند به گفته راهنمایان موزه فرش ایران در به کارگیری رنگ های قالی موجود در موزه فرش، مقداری تفاوت با نمونه اصلی وجود دارد.

 

وقتی هنر آذربایجان به دل قالی ها می نشیند

تالار بزرگ موزه فرش در طبقه نخست، برای نگهداری و نمایش فرش های هر منطقه از کشور، محل جداگانه ای در نظر گرفته است. فرش های ریزبافت و ابریشمین آذربایجان آغازکننده نمایشگاه دائمی موزه هستند. رنگ هایی که قصد دارند بینندگان را جادو کنند بر نرمای ابریشم قالی های تبریز، مراغه، مرند، خوی، ارومیه، هریس، گراوان و فرش های محلی روستایی شاهسون، عشایر ارسباران و عشایر افشار آذربایجان نشسته اند. در بافت این فرش ها از گره های متقارن ترکی بهره گرفته شده و بالا و پایین فرش را گلیم بافی کرده اند. این قالی ها در گذشته با استفاده از پودهای ضخیم بافته می شوند و شیرازه بافی آنها همزمان با بافت فرش انجام می شد. اما امروز از شیوه منفصل استفاده می شود که در آن شیرازه بعد از بافت به فرش ملحق می شود.

 

جمع بزرگان و دیدنی های ایران در قالی تبریز

قالی های موزه فرش که نام منطقه آذربایجان را برخود دارند، متعلق به 100 تا 150 سال پیش هستند و در آنها طرح های لچک- ترنج، محرابی، قاب قابی و ترنج- چلیپا به کار رفته است. در دست بافته های آذربایجان شرقی می توان طرحی را یافت که نمایی از باغ ایرانی را به تصویر کشیده و در قاب بعد، طرح محرابی چهارفصل کره زمین را نظاره کرد که زمان بافت آن به 80 سال پیش و محل آن به تبریز برمی گردد. این قالی، چهار بنای تاریخی «مسجد کبود» تبریز، «کاخ آپادانا» در شیراز، «گنبد سلطانیه» زنجان و «کاخ تیسفون» ایوان مدائن را با جزئیات به تصویر کشیده است. مرکز فرش اما شامل مدالیونی است که نماد ماه های سال به حساب می آیند. تصویر چهار پیامبر از آدم گرفته تا حضرت ابراهیم، موسی و عیسی در چهار گوشه فرش بافته شده اند. حاشیه های این قالی تصاویر فردوسی، سعدی، باباطاهر و حافظ را نقش کرده است.

 

قالی 300ساله در حوضچه نیلی

موکت نرم و نیلی رنگ حوضچه های موزه را برای فرش کردن تکه ای از تالار با فرش های قدمت دار تدارک دیده اند. برای دیدن فرش این حوضچه ها باید میله های فلزی دور را رد کرد و از چند پله کوتاه پایین رفت تا گل و برگ هایی را که در زمینه قالی پرپر شده اند از فاصله ای نزدیک تر دید. نخستین حوضچه، قالی «پولونز» را در میان گرفته. تخته فرشی که از دوران صفویه به جا مانده و بافت آن با تاروپود ابریشم و نقره انجام شده است. گل های شاه عباسی قالی در میان گلبهی ملیح فرش و اطراف ترنج، پیچ و تاب خورده اند. راهنمایان موزه می گویند فرش های لهستانی به سفارش دربار لهستان در قرن یازدهم هجری، در کارگاه های سلطنتی ایران بافته می شد، اما انتخاب طرح و رنگ به سلیقه لهستانی ها بوده است. از آنجا که اوج هنر فرشبافی به دوره صفویه برمی گرددکارگاه های پذیرنده بافت این فرش ها با حضور بافندگان و رنگرزهای ماهر، شکوفایی هنر فرش در دوره صفویه را در بافت این فرش ها نیز به رخ می کشیدند.

 

قالی اسرارآمیز اصفهان

طرح های اسلیمی در زمینه قالی پیش می روند و برگرد نقطه ای پیچ می خورند. خطوط اسلیمی و منحنی های منظم و آگاهانه، از خاصیت دست بافته های اصفهان است. در زمینه این قالی ها روناسی و رنگ های گرم دیگر به پختگی می رسند. اما شاید دیدنی ترین دست بافته اصفهان در موزه فرش ایران، قالی لچک ترنج اسلیمی جانوری باشد که گل ها و جانداران نشسته بر زمینه اش با برجستگی منحصر به فردشان مشخص می شوند. در نگاه اول به نظر می رسد که گل ها بعد از بافت فرش اضافه شده اند اما روش بافت این فرش با چله کشی مضاعف، دست بافنده فرش را برای بافتن گل های برجسته همزمان با بافت قالی باز گذاشته است. تکنیک بافت این فرش از سوی طراح و بافنده آن ارائه نشده و جزو اسرار به حساب می آید. تاریخچه فرش می گوید از سالی که نخستین گره این قالی به پود خورده تا زمانی که ریشه هایش را از دار جدا کنند، هفت سال زمان طی شده است. تکنیک قیچی زنی این فرش به نحوی انجام شده که حیوانات پراکنده در متن قالی، کاملا برجسته از کار درآمده اند.

 

قالی هایی که داستان محلی تعریف می کنند

دیدنی ترین دست بافته قم از پشت یک قد، شیشه شفاف پیداست. طرح قاب قابی آن را به گچ بری های دوره صفوی نسبت داده اند. هرچند چارچوب این قاب ها به خاطر به کارگیری نخ ابریشم، به طلایی می زند اما می گویند برای پودکشی قالی از نخ نقره استفاده شده است. قالی های کاشان در همسایگی دست بافت های قم، با رنگ غالب لاکی هنر بافندگان شان را به رخ می کشند. در میان قالی ها هم می توان طرح محرابی درخت با تصویر «بهرام گور» را یافت و هم شمایل ملکه ارمنستان را درست در جایی که ترنج قالی آنجا می نشسته. بافندگان قالی های کاشان از پیاده کردن نقاشی های قهوه خانه ای بر قالی ها غافل نمانده اند. نام «فروزبانو»، کشته شدن دیو به دست«ارچنگ» و تصاویری از پهلوانان بر قالی 200 ساله کاشان نقش بسته است. اما در میان فرش های موزه ای کاشان می توان «سوفبافی» را هم پیدا کرد. این قالی که زمینه آن تار و پود گلیم را تصویر می کند، در نقوش گل و بوته ای پرزدار می شود.

 

قالی های درباری

در میان دستباف های هنرمندان ایران شاید تنوع طرح در قالی های خراسانی موزه بیشتر از سایر فرش ها باشد. قالی هایی که از طرح قاب قابی مرغی کاخ گلستان با رنگ کرم و گلی شروع می شود و به طرح قاب قابی گلفرنگ درخش می رسد که گل هایش ترکیبی از گل های طبیعت و خلاقیت استاد طراح هستند. ترنج شیخ صفی بیرجند اما از لحاظ بافت آنقدر ظرافت دارد که هیچ کدام از قالی های خراسانی موزه به پایش نمی رسند. آنطور که راهنمایان موزه می گویند این قالی ها در تالارهای دربار پادشاهان پهن می شد. از آن سو طرح راه راه بته دار «محرمات» که جزو قدیمی ترین نقوش قالی ایرانی است در میان دستباف های خراسان یافت می شود.

 

مدرن های قدیمی

دستباف های غرب کشور، آشیانه چلچله ها و طرح گلفرنگ را با سبز نجیبی به تصویر کشیده اند. نقش های جان گرفته بر قالی های کردستان مدرن تر از باقی طرح های نشسته بر قالی های موزه به نظر می رسند و در میان آنها طرح های لچک-ترنج هندسی و زاویه دار، نقش گلفرنگ و همین طور نقش ماهی درهم با تصویر ماهی ها در اطراف یک گل هشت پر، از اقبال خاصی در منطقه «سنه» استان کردستان برخوردار است.

 

قالی هایی که در جان بخشی به تصویر سنگ تمام گذاشتند

تصویر «شاه عباس صفوی» در میان گل و بوته هایی که دور تا دور فرش پیچ خورده اند آرام گرفته است. قدری نزدیکتر مردمک چشم ها، خم ابروها و تارهای سبیل پادشاه صفوی را هم می توان تشخیص داد.

دست باف های کرمانی از نظر جان بخشی به تصاویر بسیار قدرتمند عمل کرده اند. آنطور که راهنمایان موزه می گویند کرمان صد سال پیش، زبانزد بافندگی و طراحی فرش بوده است. به همین خاطر از نقاط مختلف دنیا به بافندگان این منطقه سفارش بافت فرش می داده اند. طرح «ملیت» یکی از دیدنی ترین قالی های کرمانی موزه است که انواع پرندگان را بر درخت زندگی تصویر کرده و در حاشیه این فرش از ملیت های مختلف دنیا نام برده شده است. نام استاد فرصت شیرازی به عنوان طراح و نام ابوالقاسم کرمانی در جایگاه بافنده قالی زیر نام سفارش دهنده فرش بافته شده است.

 

درشت بافت های آرام

بیشه های قالی های قشقایی زمینه آرامتری دارند. چون هنرمندان و فرشباف های عشایری بیشتر به دنبال پیاده کردن طرح های هندسی درشت در زمینه قالی های شان بوده اند. رج شمار این قالی ها نسبت به فرش های بافته شده در سایر نقاط ایران پایین تر است و تا 35 رج نیز کاهش یافته است.

 

 

وقتی تمایز فرش و پارچه سخت می شود

در دستباف های کرمان رنگ لاکی و لاجوردی بر رنگ های دیگر غالب است. آبی هایی که مختص نقطه کویری ایران بوده در قالی هایی با رج شمار بالا نقش شده است. طرح بته و سرو را در میان قالی های کرمان بیش از سایر طرح ها می توان یافت. اما در میان قالی ها تصاویری برگرفته از ابیات نظامی هم به چشم می خورد. بافنده این قالی ها با تسلط بر داستان های نظامی، سه گنبد از هفت گنبد داستان های نظامی را در تار و پود فرش آورده است. زیر طاقی یکی از این گنبدها بهرام گور در حال شنیدن داستان از زبان یک قصه گوست. قالی های کرمان حتی به داستان های به جا مانده از تابلوهای ونیز هم توجه کرده اند و تصاویری از این تابلوها را در قالی های ریز بافت شان آورده اند. حاشیه این قالی ها تا حد زیادی شبیه به پارچه های کرمان بافته شده است. سرچشمه بافت این حاشیه ها هنر شالبافی استان کرمان بوده است. در زمینه نمد 400ساله کرمانی، اما از این ریزبافتی خبری نیست. در عوض این دست بافته دوره صفویه طرح محرابی جانمازی اش را با حاشیه چینی نام 12 امام و کتیبه لااله الا  الله از پشت ویترین شیشه ای به نمایش گذاشته است.

 

غوغای رنگ ها در هنر دست زاگرس نشینان

فرش هایی که هنر دست دامنه نشینان زاگرس هستند به بختیاری های اصیل ایران در دوره قبل از صفویه و طوایف لر کوچک و بزرگ نسبت داده می شود. طرح این قالی ها به خاطر همسایگی با استان اصفهان از منحنی ها و ظرافت های خاصی بهره برده اما به دلیل ریشه روستایی منطقه به طرح های شکسته روستایی هم بها داده است. دستباف های مرغوب این منطقه بیشتر به بی بی بافت یا خانم بافت مشهور شده اند؛ عنوانی که قالی های بختیاری را دستباف مادربزرگ ها معرفی می کند. طرح های قاب قابی و خشتی در کنار طرح های ترنج دار، گل مینا، محرابی، سروی و گل پتویی مورد توجه بافندگان بختیاری قرار گرفته است. اما تعداد قالی های بختیاری به طور غریبی محدود است و در میان آنها قالیچه به ندرت یافت می شود. لاکی سیر و روشن، نارنجی، سورمه ای، کرم و سبز سیر در زمینه این قالی ها غوغا می کنند.

 

زیر و بم نگهداری فرش های موزه ای

قالی های موزه ای اغلب در حال آویخته به معرض نمایش در می آیند. به همین خاطر بعد از گذشت مدت زمان زیادی از آویخته شدن این قالی ها، باید روال بازگرداندن قالی ها به حالت اولیه طی شود. کارشناسان موزه فرش ایران هر از گاهی برای بررسی وضعیت فرش های موزه، آنها را مورد بازبینی قرار می دهند. فرش های آویخته به مدت طولانی، بعد از این بازبینی از نمایشگاه دائمی خارج می شوند تا مرحله «خستگی گرفتن» در مورد آنها اجرا شود. جای خالی فرش های این چنینی با قالی های هم ارزش موجود در مخزن موزه پر می شود. برای جلوگیری از آسیب دیدن فرش های نمایشگاه دائمی و قالی های موجود در مخزن موزه، کل محوطه موزه به تناوب سمپاشی می شود تا از حضور حشره بید در تاروپود فرش ها جلوگیری به عمل آید. به کار بردن مواد محافظتی همچون نفتالین، تنظیم دما بین 18تا 22درجه سانتی گراد، فراهم کردن رطوبت 50 درصد در فضای نمایشگاهی موزه و نگهداری فرش ها به دور از گرد و غبار از دیگر راهکارهای محافظتی موزه فرش ایران برای نگهداری این گنجینه ارزشمند است.

 

 

قالی 400 ساله شاهزاده لهستانی

حوضچه مرکزی موزه فرش ایران پذیرای قدیمی ترین فرش موجود در موزه فرش است. این قالی لچک- ترنج که دستباف هنرمندان کاشان است در فاصله ای دورتر از سایر آثار موزه نسبت به بازدیدکنندگان روی سکوی حوضچه مرکزی پهن شده است. پیشینه این قالی را به «رومن سنگشکو»؛ شاهزاده لهستانی می رسانند و به سبب همین تعلق، نام فرش سنگشکو را بر آن گذاشته اند. شاهزاده لهستانی 400 سال پیش، صاحب قالی طرح شکار هشت اسب سوار می شود. در نقش مرکزی این قالی اسب سوارهای در حال شکار دیده می شوند اما حاشیه فرش هم از طرح شکار و گرفت و گیر برخوردار است. با این تفاوت که در حاشیه ها شکار یک حیوان توسط یک حیوان دیگر تصویر شده است. با وجود نقش کردن این درگیری ها، تصویر درخت زندگی و دو انسان در مقابل یکدیگر در حاشیه های این فرش بافته شده اند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *