موزه ملی ایران

از سال ۱۲۹۵ خورشیدی كه نخستین موزه ایران در مدرسه دارالفنون راه اندازی شد تا همین حالا یعنی بهار ۱۳۹۶ خورشیدی ۱۰۱ سال گذشته و در طول این سال ها بیش از شش هزار موزه با كاربری و شكل متفاوت در تهران و شهرهای مختلف راه اندازی شده است  اما در این ۱۰۱ سال و از میان بیش از شش هزار موزه كشور تنها یك موزه است كه به عنوان موزه مادر ایران و جهان شناخته می شود؛  «موزه ملی ایران». موزه ای در فضایی به وسعت حدود ۹ هزار مترمربع كه در همین روزهایی كه این روزنامه را می خوانید؛ یعنی بهار ۱۳۹۶ خورشیدی در قلب تاریخی پایتخت 80 ساله می شود و نفیس ترین یادگارهای بیش از ۱۲ هزار سال تاریخ فلات ایران را در ویترین ها و مخزن هایش حفظ و حراست می كند. به موازات بخش پارینه سنگی كه سال گذشته به موزه ملی افزوده  شد، بخش اسلامی موزه هم پس از  11 سال بازگشایی شد. به همین انگیزه و در هشتادمین زاد روز موزه ملی ایران می خواهیم در پیچ و خم راهروها و سالن های موزه پرسه بزنیم و تاریخ ایران را از عصر پارینه سنگی تا دوران معاصر به تماشا بنشینیم.

 

راه های رسیدن به موزه

 

راه رسیدن به این موزه با توجه به قرار گرفتن آن در مركزی ترین نقطه تهران بسیار راحت است. نشانی موزه، میدان امام خمینی ابتدای خیابان سی تیر است. اگر اهل مترو گردی باشید هر جای تهران باشید می توانید با خط یك یا همان خط قرمز رنگ و خط دو یا خط آبی پررنگ تا ایستگاه مركزی مترو یعنی ایستگاه میدان امام بیایید و بعد از خارج شدن از خروجی شمالی آن به سمت خیابان امام خمینی (سپه سابق) بروید و بعد از گذشتن از مقابل شعبه مركزی بانك سپه، موزه پست، سردر باغ ملی و پارك ایران باستان در ابتدای خیابان سی تیر به سمت موزه ملی بروید. از داخل خیابان زیبای ملل متحد یا میدان مشق قدیم هم كه پشت دروازه باغ ملی قرار دارد، می توان به موزه ملی رسید. البته ایستگاه حسن آباد در خط ۲ مترو نیز برای كسانی كه از جنوب شرقی تهران می آیند و حوصله ازدحام ایستگاه مركزی را ندارند به موزه نزدیك است و پیاده چند دقیقه ای بیشتر راه نیست.

 

همسایگان قدیمی

 

پیش از آنكه وارد موزه ملی بشویم شاید برای تان جالب باشد كه بدانید موزه ملی با توجه به قرار گرفتن در ابتدای خیابان سی تیر در یكی از بافت های تاریخی تهران واقع شده و همسایه بسیاری از مهم ترین و قدیمی ترین بناهای پایتخت است. نزدیك ترین همسایه این موزه بیمارستان سینا است؛ نخستین بیمارستان تهران كه در دوره ناصرالدین شاه یعنی حدود ۱۵۰ سال پیش با عنوان شفاخانه مباركه ساخته شد. بیمارستانی كه با وجود آنكه از گذشته تاریخی خود هیچ یادگاری را به روزگار ما نیاورده اما هنوز هم از مهم ترین بیمارستان های تهران است. كمی بالاتر از این بیمارستان نیز هنرستان فنی تهران قرار دارد كه نخستین هنرستان تهران بود كه توسط آلمانی ها ساخته شد. در قسمت شمالی موزه ملی نیز ساختمان قدیمی كتابخانه ملی قرار دارد كه تا حدود ۱۰ سال پیش كه ساختمان جدید كتابخانه در تپه های عباس آباد افتتاح شود، پذیرای دانشجویان و پژوهشگران بود. این ساختمان دو وجه مشترك با موزه ملی دارد: اول اینكه همزمان با آن افتتاح شده و دوم اینكه معمار هر دو ساختمان یك نفر بوده است. در بخش شرقی موزه نیز مجموعه تاریخی میدان مشق و مجموعه ساختمان های وزارت امور خارجه، موزه ملك، موزه پست و در نهایت دانشگاه هنر به چشم می خورد. همه این مجموعه در كنار موزه ملی در بخشی از خیابان سی تیر قرار گرفته است؛ خیابانی كه همجواری پیروان چهار دین مسیح، اسلام، یهود و زرتشت، آن را به خیابان ادیان آسمانی ملقب كرده است.

 

همشهری 80 ساله

ایده راه اندازی موزه عمومی در تهران برای نخستین بار به ذهن مرتضی  قلی خان هدایت (صنیع الدوله)رسید. او كه داماد مظفرالدین شاه و مدیر مدرسه مباركه دارالفنون بود، بعد از آنكه ناصرالدین شاه بخشی از كاخ گلستان را به شیوه فرنگی ها تبدیل به موزه كرد، تصمیم گرفت تا ایده خود را همگانی كند. او پیش از این به فرنگ رفته بود و با دیدن آثار مربوط به ایران پشت ویترین های شیشه ای موزه های آنها احساس غرور كرده بود؛ اشیایی كه باستان شناسان اروپایی از دل سرزمین ایران كشف و با پرداخت حق اندكی به خارج از ایران برده بودند. صنیع الدوله با همراهی وزارت معارف در یكی از اتاق های طبقه دوم مدرسه دارالفنون موزه ای با ۲۷۰ شیء تاریخی راه اندازی كرد. هنوز درهای اتاق موزه به روی مردم باز نشده بود كه صنیع الدوله درگذشت و مدرسه و موزه به مرتضی قلی خان ممتاز الملك رسید تا در سال ۱۲۹۵ برای بازدید عموم باز شود، اما با توجه به دایر بودن مدرسه دارالفنون و حضور دانش آموزان تصمیم گرفته شد موزه به مكان دیگری منتقل شود. این مكان تالار آینه خانه مسعود میرزا ظل السلطان یعنی عمارت مسعودیه بود كه بعد از مرگ شازده توسط ورثه اش به وزارت معارف فروخته شده بود. همزمان با این جابه جایی بود كه وزارت معارف قانونی را تصویب كرد كه باستان شناسان خارجی دیگر اجازه خروج آثار تاریخی را ندارند. همزمان قانون حفظ عتیقه جات در ۱۲ آبان ۱۳۰۹ شمسی به تصویب مجلس شورای ملی رسید و آیین نامه آن در جلسه ۲۸ آبان ۱۳۱۱ از تصویب هیأت وزیران گذشت. طبق ماده اول این قانون تمام آثار صنعتی، بناها و مكان هایی كه تا پایان دوره زندیه در كشور ایران احداث شده  بودند، اعم از منقول و غیرمنقول جزو آثار ملی ایران محسوب شدند و تحت حفاظت و نظارت دولت قرار گرفت. به موازات این مساله، اداره باستان شناسی كه به مدیریت معمار باستان شناس فرانسوی، آندره گدار بود، مامور شد تا فهرستی از آثار منقول مادی و معنوی آثار تاریخی مشمول قانون عتیقات تهیه كند.

گدار كه فارغ التحصیل رشته باستان شناسی و معماری از دانشكده هنر پاریس بود، چند سالی بود كه به همراه باستان شناسان فرانسوی دیگر چون ژاك دمرگان استخدام شده بود تا در كنار كاوش های باستان شناسی در دانشسرای عالی تدریس كند. با تصویب قانون منع خروج آثار باستانی از ایران تعداد اشیای گرانبهای تاریخی كه از مناطق مختلف توسط باستان شناسان كشف و به اداره حفظ عتیقات برده می شد هر روز بیشتر می شد و تالار آینه مسعودیه دیگر گنجایش نمایش آنها را نداشت. پس طرح اولیه ساخت موزه ملی توسط وزارت معارف و صنایع مستظرفه مطرح و گدار مأمور راه اندازی آن شد. او زمینی را كه میان میدان مشق و بیمارستان سینا قرار داشت برای ساخت موزه انتخاب كرد و در اردیبهشت ۱۳۱۳ كلنگ ساخت موزه با حضور وزیر معارف در همین مكان به زمین خورد. گدار خودش طراحی ساختمان موزه را برعهده گرفت. او كه سال های زیادی درباره معماری ایرانی مطالعه كرده بود، طرح طاق كسری را به عنوان آخرین شاهكار دوره ساسانی مناسب موزه دید و در طراحی آن به كار گرفت تا با آجرهای سرخرنگ ساخته شود.  حاج عباسعلی معمار باشی  و استاد  مراد تبریزی  با نظارت مستقیم گدار این طرح را در   مدت سه سال آماده كردند. همزمان ویترین های موزه سفارش داده شد و گدار به همراه همكارانش در اداره باستان شناسی اشیایی را كه قرار بود در موزه به نمایش در آیند انتخاب كردند. موزه با زیر بنایی حدود  ۱۱  هزار  مترمربع در سه طبقه شامل مخزن زیر زمین و سالن های نمایش آثار در ۱۳۱۶ با مدیریت آندره گدار رسما گشایش یافت و نام موزه ایران باستان را روی آن گذاشتند. در سال ۱۳۲۳ طبقه دوم موزه به آثار دوره اسلامی اختصاص پیدا كرد. در همان زمان قرار شد تا این بخش از بخش پیش از تاریخ و ایران باستان جدا و در ساختمان دیگری مستقر شود؛ ساختمانی كه البته چهار دهه بعد یعنی در سال ۱۳۷۵ آماده و افتتاح شد.

 

گنجی زیر پای آیندگان

 

پروفسور گیرشمن، باستان شناس شناخته شده فرانسوی روزی كه داشت ایران را برای همیشه ترك می كرد در پای هواپیمایی كه او را به فرانسه می برد، خطاب به مدیران اداره باستان شناسی گفت: «زیر پای شما گنجی بزرگ و منحصر به فرد از یادگارهای گذشتگان تان قرار دارد كه كافی است قدرشان را بدانید.» او باستان شناسی بود كه سه فصل روی تپه باستانی سیلك حفاری كرده   و آثار ارزشمندی را از زیر خاك بیرون كشیده بود كه سیر زندگی مردم را در نخستین تمدن شهرنشینی در مركز ایران به نمایش می گذارد  اما او نه در تپه باستانی سیلك كه در تهران از گنجی زیر پای آیندگان صحبت كرد. گنجی كه همین جا وقتی دارید از پله های سنگی و گرد موزه ملی به سمت سردر 80 ساله آن می روید می توانید تصور كنید كه زیر پا و پیش روی تان قرار گرفته است. زمانی كه موزه ملی توسط آندره گدار آماده طراحی موزه شد لابه لای ویترین ها و ساختمان یك موضوع برای او و كسانی كه برای ساخت این موزه سرمایه گذاری كرده بودند، اهمیت داشت و آن هم ساخت مخزنی برای نگهداری اشیای تاریخی بود كه هر روز رو به اضافه شدن بود. این مخزن چند سال بعد با تصویب وزارت فرهنگ گسترش پیدا كرد و محلی شد برای جمع آوری همه  یافته های باستان شناسی كه توسط گروه های مختلف در مناطق گوناگون ایران به دست می آمد. از آن جایی كه فضای موزه محدود بود و امكاناتی برای نگهداری برخی از آثار نفیس در داخل آن وجود نداشت این مخزن تبدیل به جایی برای نگهداری این آثار شد.بر پایه آخرین آماری كه از موزه ملی منتشر شده بیش از 550 هزار شیء تاریخی در مخزن ملی نگهداری می شود كه تنها 10درصد آن در ویترین های موزه ملی نگهداری می شود و بقیه در مخزن محافظت می شود؛ مخزنی كه نفیس ترین آثار پیدا شده در محدوده فلات ایران از جام مارلیك تا جام حسنلو و ریتون تمام طلای هخامنشی را در خود جای داده است. پس حالا كه قرار است گردش را در موزه ملی آغاز كنید از یاد نبرید كه نه پیش روی تان كه زیر پای تان هم گنجی بزرگ پنهان شده است.

 

سنگ همه كاره

 

گشت و گذار در موزه ملی از طبقه دوم موزه ایران باستان یا همان ساختمان ۸۰ ساله گدار آغاز می شود. این طبقه كه بعد از انتقال موزه ایران اسلامی به ساختمان دوم موزه ملی چند سالی خالی بود، در نوروز ۹۵ با طراحی تازه با عنوان بخش پیش از تاریخ افتتاح شد. نخستین شیء تاریخی و به نوعی نخستین شیء دست ساز در فلات ایران، آغازگر سفر تاریخی ما در دل این ساختمان كهنسال است. این قدیمی ترین شیء دست ساز، قطعه سنگ سفید رنگی است كه در توضیح آن نوشته شده سنگ مادر و در منطقه كشف رود خراسان پیدا شده  است. سنگی با قدمت نزدیك به 200 هزار سال كه متعلق به دوره پارینه سنگی است. این سنگ نخستین ابزار بشر بوده كه هم برای دفاع و هم شكار بود. از سالن اول كه به سالن دوم برسیم، به تدریج سنگ های مادر كاربرد تازه ای پیدا می كنند. یكی از این كاربردها در دوره میانه سنگی خیلی اتفاقی توسط انسان های نئاندرتال كشف شد و انقلابی در زندگی بشر به وجود آورد؛ كشف آتش. حالا سنگ ها هم كار كارد و چاقو را می كنند و هم آتش می افروزند.وجود سنگ های مادر در غارهای باستانی ایران نشان می دهد كه فلات ایران از 200 هزار سال پیش سكونتگاه مردمان گوناگون بوده  است.

 

شكارچی غار

 

جورج كامرون، زبانشناس انگلیسی كه توانست رمز كتیبه بیستون را كشف كند، در سال ۱۳۲۷ زمانی كه در حال یادداشت برداری از كتیبه داریوش بود، بالای سر مجسمه هركول در بیستون چشمش به غاری كوچك خورد. او این ماجرا را با كارلتن كوون انسان شناس معروف در میان  گذاشت. كوون با شنیدن این خبر خودش را به كرمانشاه  رساند، اما سفرش به كرمانشاه همزمان با فصل زمستان بود.بنابراین كوون در تابستان ۱۳۲۸ به مدت دو هفته به كاوش در این غار مشغول شد و تا ۵/۶ متری زمین رفت و توانست هزاران ابزار سنگی مربوط به فرهنگ پارینه سنگی و بقایای استخوان حیوانات شكار شده ای چون گوزن و اسب وحشی را بیابد. استخوان های یافت  شده بین ۷۰ تا ۴۰ هزار سال قدمت داشتند. در میان استخوان هایی كه پیدا شده  بود، استخوان ساعد و یك دندان پیشین بود كه با بقیه فرق داشت.بررسی ها و آزمایش های بیشتر نشان دادند كه كوون توانسته بقایای انسانی نئاندرتال را در این غار هم پیدا كند. این استخوان ها باعث شدند تا او عمق حفاری خود را بیشتر كند و در لایه های پایین تر به بخشی از استخوان ران برسد كه لابه لای رسوبات باقی مانده بود. این شكارچی 70 هزار ساله همراه با بخشی دیگر از آثار غار شكارچی، به موزه پنسیلوانیا رفت  اما بخشی از آثار به دست آمده از این غار ازجمله استخوان های نوعی خرس منقرض شده، دندان های متعلق به كفتار و تكه استخوان آهو در ایران ماندند تا در موزه ملی و در كنار سنگ های مادر در بخش پیش از تاریخ قرار بگیرند.

 

راز 9 هزار ساله

 

ویترین های موزه را كه به سمت جلوتر بیایید شكل سنگ ها از كلوخ های سنگی كم كم به سنگ های صیقلی می رسد.اینجاست كه همراه با رشد عقلی و خلاقیت انسان های اولیه به آغاز تمدن نزدیك می شوید و همراه این اشیا از غار شكارچی به تپه گنج دره نزدیك به كرمانشاه می رسید. گنج دره در كنار شهر سوخته و سیلك و تل باكون قدیمی ترین جایی است كه شواهدی از رام كردن بز را در حدود ۱۰ هزار پیش در خود نگاه داشته  است. این بزنگاه تاریخی رسیدن به تمدن است. در این دوره انسان كم كم ساخت ظرف های سفالی را آغاز كرد و با استفاده از آتش گوشت شكار را می پخت. در كنار تكه های سفالی كه بیشتر از منطقه كرمانشاه و گنج دره به دست آمده جمجمه تقریبا سالمی به چشم می خورد؛ جمجمه ای تقریبا سالم كه براساس نوشته كنار آن؛ متعلق به زنی حدود 20 تا 30 ساله بوده و نزدیك به 9 هزار سال پیش در تپه عبدالحسین لرستان زندگی می كرد. زنی كه رازی عجیب را در پیشانی خود پنهان كرده است. در جمجمه او كه توسط «جودیت پولار»؛ باستان شناس پیدا شد، تغییر شكلی عمدی به چشم می خورد. به نظر می رسد كه پیشانی زن در دوران كودكی با دو بانداژ پهن بسته شده و تغییر شكل داده است. این رازی است كه باستان شناسان و انسان شناسان نتوانستند به آن پی ببرند و حدس می زنند شاید این نشانه گروه خاصی از جامعه بوده   یا به لحاظ زیبایی شناسی چنین شكنجه ای به این زن عهد نوسنگی داده شده است. كسی چه می داند شاید هم این زن دچار نقصی مادرزاد بوده است!

 

سفال هایی كه نقش می گیرند

 

از نیمه دوران نوسنگی به دامنه های زاگرس و كرمانشاه باز می گردیم و به تپه سراب می رسیم؛ یكی از تپه های مهم باستانی كه بیشتر آن را با پیكره كوچك زنی می شناسیم كه به ونوس تپه سراب مشهور است و البته جدا از زیبایی به خاطر اهمیت و نفیس بودنش در بخش تاریخی موزه نگهداری می شود. به جز این پیكره منحصر به فرد مهره های گلی در این بخش موزه دیده  می شوند كه باستان شناسان از آنها به عنوان یكی از قدیمی ترین ژتون های جهان یاد می كنند. به نظر می رسد این مهره ها كاربرد اقتصادی داشتند.ضمن اینكه مهم ترین نشانه گذر از جامعه دامداری به جامعه كشاورزی هستند. با كمی دقت می شود سیر تكامل این ژتون ها را در این ویترین ها دید. در ابتدا هیچ نقشی روی آنها نیست، اما رفته رفته مهره هایی را یافت كه روی آنها نقش های متفاوتی دیده می شود. این نشان از شكل گیری نهادهای اقتصادی و سیاستگذاری در آن دوره دارد.پس از این مهره ها به سرزمین سفال ها می رسیم. از نخستین سفال های بدون لعاب گرفته تا سفال های سرخرنگ قزوین، تپه حسن آباد قم، تل باكون فارس، سفال های نخودی سیلك كاشان و اسماعیل آباد تهران؛ جایی كه حالا فرودگاه بین المللی پایتخت را روی آن ساخته اند. این سفال ها از سبوی كوچك آبخوری تا خمره بزرگ نگهداری غلات در كنار هم ردیف شده اند. در اینجا می توان محو تماشای سفال های كوچك و بزرگی كه تصویرهای منحصر به فردی روی آنها نقش بسته، شد. تصویرهای جانورانی چون: ماهی، مار، قورباغه، شغال، گاو و همچنین تصویرهای انسانی. یكی از این تصویرها كه روی ظرفی از سفال نخودی رنگ حك شده در تل باكون فارس در نزدیكی تخت جمشید پیدا شده است؛ تصویری از موجود عجیب و غریبی شبیه موجودات فضایی با چشمانی بزرگ كه یك دست خود را بالا و دست دیگر را پایین آورده است. كمی آن سو تر از این كوزه، تكه ای سفال به نمایش گذاشته شده كه بر آن تصویر جانوری شبیه كفتار یا سگ نقش شده كه در بالا و كنار پوزه اش تصویری شبیه گردونه مهر یا همان صلیب شكسته وجود دارد. نمادی كه متعلق به تموز خدای كشاورزی بین النهرین است و برخلاف آنچه در تاریخ به علامت نازی های آلمانی مشهور شده نشان چهار عامل اصلی جهان؛ یعنی آب، آتش، خاك و هواست. قدمت این تكه سفال كه به هزاره پنجم پیش از میلاد؛ یعنی دوره عیلام میانه می رسد، حكایت از این دارد كه این نشان توسط مردمی كه پیش از ورود آریایی ها به این سرزمین مورد استفاده قرار می گرفت.

از این بخش كه بگذریم وارد محوطه سفال های متعلق به تمدن سیلك می شویم؛ تمدنی كه حدود هفت هزار سال پیشینه تاریخی دارد و روی تپه ای قرار گرفته كه شباهت زیادی به زیگورات دارد ؛و درست در كنار باغ فین كاشان. پیدا شدن دوك های نخ ریسی و كوره های پخت سفال و البته چرخ كوزه گری نشان می دهد كه این شهر هفت هزار سال پیش در مسیر پیشرفت قدم برداشته و البته با گذر از عصر سنگ به عصر فلز پا گذاشته  بود. طرح های ظرف های سفالی به دست آمده از سیلك ظرافت بیشتری به نسبت ظرف های یافت شده در مناطق دیگر مانند حسن آباد قم و اسماعیل آباد تهران دارد. مهم ترین ویژگی این سفال ها رنگ آنها است. سفال های نخودی رنگی كه هر چه به سمت تپه حصار دامغان برویم، به رنگ سرخ مایل می شوند و طرح های حیوانی شان به طرح های گیاهی تغییر پیدا می كند.

در پایان این مسیر كه انتهای بخش پیش از تاریخ یا دوران اختراع خط است، چرخ سفالگری را می توانید ببینید. از كنار این چرخ سفالگری و بعد مولاژ یك گورستان تاریخی در شهر شوش كه گذشتید، می توانید از پله ها پایین بروید و وارد سرزمین دوران تاریخی موزه ایران باستان شوید؛ قدیمی ترین بخش موزه ملی ایران كه بسیاری از اشیای آن از 80 سال پیش تا امروز در آن جای گرفته است.

 

نخستین انیمیشن!

 

با آن شاخ های بلند روی دو پا می پرد و برگی از درخت مقابلش جدا می كند و می خورد و به جای خود باز می گردد و باز این كار را تكرار می كند. این بز كوچك پنج هزار سال است كه این حركت را روی بدنه ظرفی سفالی تكرار می كند تا نه تنها نشانی از قدیمی ترین انیمیشن جهان را بسازد كه نمایشی مقتدرانه از همزیستی مردمان ساكن در فلات ایران را با بز به تصویر بكشد. پیشتر از این گفتیم انسان اولیه با رام كردن بز در حدود 10 هزار سال پیش، از غار به دشت آمد و نخستین قدم را به سمت تمدن برداشت. از آن زمان تا میانه عهد باستان بز به عنوان نزدیك ترین حیوان به انسان، نقش ماندگار خود را روی سفال های تاریخی بر جای گذاشت و به نماد تمدن باستانی ایران تبدیل شد شاید در میان همه بزهای به یادگار مانده از گذشته تاریخی، بز متحرك شهر سوخته كه در نخستین ویترین طبقه اول موزه ملی قرار گرفته شاخص تر و شناخته شده تر باشد. انیمیشن چند ثانیه ای كه از روی این جام 10سانتی ساخته شده به عنوان نماد انجمن بین المللی فیلمسازان انیمیشن به اسم ایران ثبت شده است. این ظرف سفالی در حفاری های كه ایتالیایی ها در شهر سوخته انجام دادند، پیدا شد و تا سال 83 كمتر كسی از آن خبر داشت. در موزه ایران باستان هم ویترینی كه این ظرف در آن قرار گرفته با استقبال زیادی روبه رو است. با گذر از كنار بز شهر سوخته وارد مرحله دیگری از تاریخ می شویم: دوره فلز كه با عصر مفرغ؛ سه هزار سال پیش از میلاد در جیرفت و شهداد آغاز شد.

 

وزنه مفرغی جیرفت

 

حدود 16- 15سال پیش كشاورزانی كه در منطقه جیرفت كار می كردند به طور اتفاقی اشیایی پیدا كردند كه خیلی زود فهمیدند عتیقه هستند؛ عتیقه هایی كه هر روز بر تعدادشان افزوده می شد. تا سازمان میراث فرهنگی بفهمد چه اتفاقی در جیرفت در حال رخ دادن است، دلال ها و دزدهای آثار باستانی رد بعضی از این آثار را زدند و بخشی از آنها وارد بازار قاچاق عتیقه شدند. اشیایی كه با شكایت نهادهای میر اث فرهنگی ایرانی خیلی زود به جایی كه باید باشند بازگشتند تا خبر از كشف تمدنی جدید را در كویر مركزی ایران یعنی استان كرمان بدهند. تمدنی كه امتداد همان تمدنی بود كه سال ها قبل توسط باستان شناسانی چون دكتر مجیدزاده در میان گرمای سوزان كلوت های شهداد با كشف قدیمی ترین پرچم ایران زمین یعنی درفش شهداد كشف شده بود و هنوز كسی از پیشینه دقیق آن خبر ندارد. این درفش هم اكنون جزو اشیایی است كه در مخزن ملی نگهداری می شود، اما به جای آن چند شی مفرغی با نقش ها و طرح های جانوری به چشم می خورند كه متعلق به جیرفت و شهداد است. در طرح های جانوری تمدن جیرفت خبری از بز نیست و حیوانات كویر روی آنها نقش بسته اند. شیر، عقاب و مار سه حیوان شاخص این تمدن هستند. شاخص ترین اثر این مجموعه، شیء فلزی شبیه وزنه است كه كاربرد دقیق آن را كمتر كسی می داند. تصویری از عقابی با بال های گشوده كه شاخصه تمدن جیرفت و كویر مركزی است، روی این شیء به چشم می خورد. در كنار این شیء ظرفی مفرغی قرار دارد كه یادگار مردمان اهل شهداد است. از اینجا كم كم دامنه تمدن از مركز ایران به سمت شرق و غرب می گسترد و پیكره های سفالی، سنگی، مفرغی و همچنین ظرف های مختلف به دست آمده از شهر سوخته تا لرستان را می توان در ویترین ها دید.  در كنار این ظرف های فلزی، قطعه موزاییكی رنگی قرار گرفته كه می توان آن را در نوع خود قدیمی ترین موزاییك رنگی دانست. این شیء از گوری در شهداد خارج شد و براساس آزمایش هایی كه بر آن صورت گرفت، قدمتش به ۲۵۰۰ سال پیش از میلاد مسیح می رسد. این موزاییك تقریبا به شكل مكعب مربع و از گل حرارت دیده و با قطعات بسیار كوچك سنگ به رنگ های سفید، سبز، آبی و قرمز و نقش های هندسی منحنی و چند ضلعی آراسته شده است.

 

نگهبان معبد كهن

 

«من، اونتاش گال، پسر هومبان نومنا، شاه انشان (Anshan) و شوش، یك گاو نر از گل پخته لعابدار، آنچه شاهان قدیم نكرده اند، من آن را ساختم و در این مكان مقدس (به سان یك نگهبان) قرار بدادم، برای خدای اینشوشیناك، كه به این مكان مقدس اقتدار معنوی داد، آن را اهدا كردم، تا زندگی طولانی به دست آورم، تندرستی كسب كنم، … به تبارم واگذارم. » این هدیه به معبد بزرگ اینشوشیناك در چغازنبیل هرچند عمر جاودانه به اونتاش گال نداد، اما برای گاو نرش جاودانگی آورد. گاوی از گل لعابدار پخته شده كه حالا در مركز سالن اول موزه ایران باستان قرار گرفته و نگهبان آثار ارزشمندی شده كه در این موزه به نمایش درآمده اند.آثاری مانند سر پیكره تپه حسنلوی آذربایجان، پیكرك نوازنده شوشی كه از گل پخته ساخته شده یا آن پیكرك سنگی نماد باروی تپه حصار سمنان. این گاو اما یك ویژگی مهم دیگر هم دارد و آن هم این است كه در چهارراه ورود به دوره تمدن های آریایی یعنی مادها و هخامنشیان قرار گرفته است. شاخص ترین اشیای مربوط به دوره مادها در موزه ایران باستان از همدان، زیویه و حسنلو به دست آمده است. یكی از این اشیا تصویری از مردی است كه با دو دست دو حیوان را از پا گرفته و در میان یك لوتوس قرار دارد. آن سوی این ویترین چرخ ارابه ای كه احتمالا متعلق به دوره هخامنشیان است قرار دارد؛ چرخی كه تصویرش را می توان در ارابه هایی كه در كتیبه های هخامنشیان نقش بسته، دید. این چرخ- هر چند اثری از ارابه اش نیست- اما سالم ترین چرخی است كه از گذشته تا امروز به جای مانده است.

 

مردی در میانه معدن

 

این داستان تكراری را حتما شنیدید كه كارگران معدن نمك چهرآباد زنجان در سال 72در زمان استخراج نمك به سر و بقایای استخوان های ساعد و پای مردی برخوردند كه به همراه اشیایی زیر كوهی از نمك دفن شده بود. این جسد دارای ریش و موی بلند و حلقهٔ گوشواره ای از جنس طلا در گوش چپ است.در كنار این مرد سه قبضه چاقو، شلوارك، یك شیء نقره ای، قلاب سنگ، قطعات طناب چرمی، سنگ ساب، یك عدد گردو، قطعات سفال و چند تكه پارچه منقوش و قطعات خردشده استخوان پیدا شده كه باستان شناسان حدس می زنند كه او شاهزاده ای بود. خیلی زود معلوم شد كه این مرد در حدود 400سال پیش از میلاد مسیح در این معدن دفن شده است. این پیكر خیلی زود به مرد نمكی معروف شد. مرد نمكی حالا به همراه لباس ها، كیف دستی، چكمه و حتی گردویش در پیچ ویترینی قرار دارد كه در مقابل آن بخشی از كتیبه بارعام تخت جمشید قرار دارد. كتیبه ای كه یكی از سالم ترین بخش های جدا شده از تخت جمشید است كه در آن تصویرخشایارشاه كه روی صندلی نشسته و ولیعهدش در پشت او ایستاده و مانند پدر لوتوس(گل نیلوفر) در دست دارد، به چشم می خورد. پشت سر این دو، یك سرباز مادی، یك سرباز هخامنشی و یكی از سربازان سپاه جاویدان ایستاده اند و در مقابل آنها مردی را می بینیم كه درحالی كه دهانش را گرفته حین ادای احترام است و پشت سرش دو سرباز سپاه جاویدان به چشم می خورند.

 

داریوش مصری

 

بخش هخامنشی موزه ملی مانند بسیاری از موزه های دیگر جهان بیشتر با اشیا و قطعاتی تجهیز شده كه از قصرهای سلطنتی شاهان این سلسله در تخت جمشید و شوش به دست آمده اند. كتیبه ها، ستون های بلند تخت جمشید و بخشی از پلكان كاخ تچر یا كاخ داریوش را می توان دید. یكی از شاخص ترین آثاری كه در این بخش موزه قرار دارد و بازدید كنندگان را به خود جلب می كند پیكره تمام قد داریوش اول است كه توسط باستان شناسان فرانسوی در سال 1350در محوطه یكی از كاخ های سلطنتی شوش به دست آمد. مجسمه ای كه با ارتفاع دو متر و 36سانت با لباس رسمی شاهان هخامنشی و خنجری در شال كمر، درحالی كه یك دست را به سینه برده و دست دیگر را مشت كرده در حال قدم زدن است. این مجسمه زمانی ساخته شد كه داریوش قلمرو خود را به مصر گسترش و دستور حفر كانال سوئز را داده بود.

 

بانوی سوگوار

 

در سال 1314شمسی یكی از اعضای گروه باستان شناسی دانشگاه شیكاگو زیرنظر پروفسور اشمیت حین كاوش در خزانه اصلی تخت جمشید در راهروی 31خزانه، به تندیسی برخورد كردند. شكل و جنس این تندیس از همان ابتدا با آثار دیگر خزانه های تخت جمشید تفاوت داشت؛ تندیسی كه خیلی زود مشخص شد یكی از پنه لوپه هایی است كه در آتن تراشیده می شد. پنه لوپه همسر عزادار و منتظر اولیس یا اودیسه، سردار یونانی جنگ تروا بود؛ زنی كه سال ها در انتظار بازگشت همسرش روزها می بافت و شب ها بافته هایش را می شكافت تا خواستگارانش را رد كند. زنی كه در چشم یونانی ها نماد صلح بود و به همین دلیل هم تندیس آن به شاه ایران هدیه شد و شاه آن را در كاخ نصب كرد.  چند روز بعد از پیدا شدن این مجسمه بود كه در تالار ستون دار 38دست این مجسمه پیدا شد و باستان شناسان گروه متوجه شدند كه این مكان جایی بوده كه مجسمه نصب شده بود. حالا پنه لوپه تخت جمشید در حد فاصل میان آثار تمدنی هخامنشیان و سلوكیان؛ درست در جایی كه سگ سیاه رنگ نگهبان كاخ شاه ایستاده جای گرفته است.

 

مادر آب ها

 

بخش اشكانی موزه به نسبت دوره ساسانی اشیای كمتری دارد و یادگارهای این دوره محدود به ریتون ها و تندیس ها، سكه هاست. یكی از این ریتون ها ریتونی دو طرفه است كه از كاوش های باستان شناسی دماوند پیدا شده است. با این همه یكی از زیباترین تندیس هایی كه از دوران كهن به دست آمده مجسمه بی سر منسوب به آناهیتا مادر آب هاست كه از سنگ مرمر یك دست تراشیده شده است. برخلاف دوره اشكانی، دوران ساسانیان حضور پررنگی در آخرین بخش از موزه ایران باستان دارد.ساسانیان برخلاف اشكانیان به شكوه و جلال دربارشان اهمیت می دادند؛ خصلتی كه در آثار معماری و تندیس های این دوران به خوبی قابل تشخیص است. قصرهای سلطنتی در بیشاپور و ایوان مدائن كه كاخ اصلی ساسانیان در تیسفون بود و معماری موزه ملی نیز از آن برگرفته شده است دلیلی خوبی بر این فلسفه در معماری است. اما شاید قسمت عمده ای شكوه و جلال ساسانیان در ظروف به جای مانده از آن هاست. ظروف زرین و سیمین با تصاویری از شاهان بزرگی چون شاپور اول و خسرو انوشیروان در حال شكار را می توان در آخرین ویترین های موزه ایران باستان دید و خود را آماده حضور اسلام در سرزمین ایران كرد.

 

۱۴ قرن هنر زیر سقف ساسانی

هرچند فاصله میان دوران باستان و ورود اسلام به ایران پیوستگی نزدیكی وجود دارد، اما چند قدمی میان ساختمان قدیمی موزه ایران باستان تا موزه دوران اسلامی راه است. موزه ای كه الهام گرفته از معماری كاخ ساسانی بیشاپور به صورت چلیپایی هشت ضلعی در مساحتی نزدیك به ۴۰۰۰ متر در سه طبقه در فاصله تالار كتیبه های موزه ملی و بخش اداری آن ساخته شده است. ایده راه اندازی موزه دوران اسلامی از همان زمان آندره گدار مطرح بود. او بخشی از طبقه دوم موزه را برای اشیای دوران اسلامی آماده سازی  كرد، اما از همان زمان هم قرار بود موزه اسلامی از موزه ایران باستان جدا شود. طرح موزه اسلامی در سال ۱۳۲۳ آماده شد، اما شرایط سیاسی و اتفاقات بعد از آن راه اندازی موزه را حدود ۴۰ سال به تاخیر انداخت و موزه در نهایت در سال ۷۵ با حضور رئیس دولت وقت رسما افتتاح شد. موزه دوران اسلامی از همان روزهای اول افتتاح با مشكلات زیادی مواجه بود و همین مشكلات باعث شد تا در دهمین سالگرد راه اندازی اش برای پاره ای تعمیرات تعطیل شود. تعطیلی تغییرات مدیریتی موزه، بازگشایی آن را ۹ سال به تأخیر انداخت و موزه بالاخره در سال ۹۴ با چیدمانی تازه افتتاح شد. گردش در موزه دوره اسلامی هم مانند موزه ایران باستان از طبقه دوم آغاز می شود.

 

معماری خط

 

اولین نكته ای كه در ورود به سالن موزه اسلامی چشم مخاطب را به سمت خود جلب می كند، حذف تصویرهایی است كه در دوران ساسانی ویژگی اصلی هنری آن دوران به شمار می رفت و جایگزینی آن با خط. این اتفاق ناشی از حرمت تصویرگری و تصویرسازی دراسلام است. آیات قرآن در اولویت اصلی كاتبان قرار داشتند. در این دوران سفالگری هنر شاخص هنرمندان ایرانی به شمار می رفت. یكی از دیدنی ترین آثاری كه از سفالگری این دوران در هنگام ورود نظر را به خود جلب می كند، ظرف سفالی با ۱۹ بخش مجزا از لعاب پاشیده است كه در قرن های نخستین ورود مسلمان به ایران در نیشابور ساخته شده بود. نیشابور یكی از مهم ترین مراكز سفال در ایران به شمار می آمد.  با به قدرت رسیدن طاهریان به رهبری طاهر ذوالیمینین در خراسان حكومت های نیمه مستقل و مستقل ایرانی توانستند بدون دخالت خلیفه اداره سرزمین های فلات ایران را به دست بگیرند. از اینجا بود كه برخی از سلسله ها سعی  كردند برخی از هنرهای دوره ساسانی را زنده كنند. هنر فلزكاری این زمینه را به خوبی به دست هنرمندان می داد، اما همزمان رقابتی را میان هنرمندان رشته های دیگر نیز به وجود می آورد.این گونه بود كه پارچه بافان پارچه های زربفت و سفالگران سفالینه های زرین فام را ساختند. در یكی از ویترین ها نخستین سالن بشقابی زرین فام قرار دارد كه متعلق به سده های نخست تاریخ اسلام است و هنر هنرمندان اهل نیشابور. میراث آل بویه اما در موزه دوران اسلامی از ظرف فراتر رفته است. سكه های ضرب شده این سلسله بخشی از تاریخ صدر اسلام را به دوران های بعد یعنی غزنویان و سلجوقیان متصل می كنند. از آن جایی كه آل بویه در ری حكومت مستقلی را اداره می كردند، بیشترین اشیا و ظرف هایی كه از این دوران بر جای مانده در این شهر پیدا شده است. از یاد نبریم كه این دوره از تاریخ ایران دورانی است كه هنر و دانش اسلامی خاص فلات ایران بود و روی شانه دانشمندان ایرانی حركت می كرد. اسطرلاب ها، كتاب های علمی و وسایل پزشكی كه در این بخش از موزه قرار دارند، شاهد خوبی بر این موضوع می توانند بود.

 

بازگشت به شكوه ساسانی

 

درست است كه از زمان به قدرت رسیدن طاهر ذوالیمینین در خراسان حكومت های ایرانی به دنبال بازگرداندن شكوه ساسانی بودند، اما این غزنویان و سلجوقیان ترك تبار بودند كه با كنار زدن رقیبان داخلی، ایران را به دوران ساسانی باز گرداندند. سلجوقیان حتی از نظر هنر به ویژه سعی كردند به ساسانیان نزدیك باشند و همین عامل معماری سلجوقی را شاخص می كرد. یكی از آثار بسیار مهم این بخش از موزه گچبری مدوری است كه كتیبه ای به خط كوفی بنایی دارد و از ری به موزه آمده است. تكه ای از نقاشی روی گچ نیز در این بخش دیده می شود كه در مدرسه ای در نیشابور پیدا شده است. در این بخش از موزه چند محراب گچی یافت می شود كه متعلق به مساجدی در اصفهان و ری است. سلجوقیان در هنر فلزكاری هم شاخص بودند. سازی  مفرغی به شكل پرنده ای نشسته در این بخش دیده می شود.این ساز در خراسان سلجوقی ساخته شده است. در دوران سلجوقیان بار دیگر ریتون هایی از سفال ساخته شدند كه یكی از آنها با لعاب آبی رنگ به شكل گاو در این موزه قرار دارد. شیء شاخصی كه در این بخش قرار دارد مجسمه ای سفالین از لاجورد است كه به شكل فیل ساخته و در ری كشف شده است.

 

كاشی های زرین فام

 

درست است كه نام مغولان در تاریخ با خرابی و ویرانی همراه است، اما هنرمندان ایرانی با مقاومتی كه مقابل این دشمن انجام دادند، نگذاشتند هنر ایرانی از دست برود. شاخصه هنر دوران ایلخانی كاشی های زرین فام و زر اندوده ای است كه در كاشان و سلطان آباد ساخته شده اند. كاشی هایی كه هنر دیگری را هم به ایران باز می گرداند؛ یعنی مینیاتور. یكی از این كاشی ها پیكره زنی است كه شبیه مینیاتورهای چینی است. كاشی هایی با تصویرهای مینیاتوری كه در ویترین های موزه اسلامی جا خوش كرده اند، جلوه ای زیبا به این بخش موزه بخشیده اند. هنر دوره تیموری بیشتر متمركز بر تذهیب، معماری و كاشی كاری بود. كاشیكاران این دوره هنرشان را با طلا و نقره در هم می  آمیختند. هنر كتابت هم در دوران تیموری با حضور سلطان محمد نقاش قدرت می گیرد. شاخص این هنر تصویر سازی  بی نظیر كتاب المسالك و ممالك است كه در آن دریای پارسی درست همان جایی است كه در همه تاریخ به اسم خلیج فارس شناخته می شود. این كتاب نقطه پایان بخش اول هنر اسلامی است.

 

چینی های چینی خانه بقعه شیخ

 

ظرف های چینی بزرگ و كوچكی كه در ویترین ها از دور دیده می شوند، شاهد خوبی هستند برای آغاز دورانی تازه. هرچند میان این چینی ها و دوران صفویه ۱۰۰ سالی راه است، اما این چینی ها، چینی خانه بقعه شیخ صفی را به دوران صفویه متصل می كنند. لباس فتح و پیروزی شاه عباس كه از پارچه ای دو رو و زربفت است، یكی از آثار شاخص دوران صفوی در موزه ملی به شمار می آید. هنر قلمزنی و شیشه گری شاخص ترین هنرهای این دوره هستند كه نشان از چیره دستی صفویان در این هنر دارند. دراینجا هم مجموعه كاشی های زربفت همراه با مینیاتورهایی از دوران گذر به سبك تبریز واقعا دیدنی هستند. در این بخش از موزه بیشتر اشیا، كتاب ها و تصویرها هستند كه با مخاطب حرف می زنند. از شاهنامه گرفته تا نسخه های خطی كتاب های گوناگون با خط و تصویرگری رضا عباسی. با این همه، نمی شود از یادگارهای تاریخی دوران صفویه گفت و از هنر قالیبافی در این دوران یاد نكرد كه چند نمونه از آن در موزه دوران اسلامی قرار دارد. پیش از رسیدن به دوران معاصر كه گذر از دوران صفویه ، افشاریه و زندیه به دوران قاجار است باید از دو بخش مهم موزه گذشت؛ یكی تالار قرآن های تذهیب و خطاطی شده و دیگری كتاب های دست نویس و نسخه های خطی موزه.

 

فتحعلی شاه در میدان جنگ!

 

هنر افشاریه ادامه هنر صفویه است و هنر زندیه ادامه هنر افشاریه و هنر قاجاریه كامل كننده و پایان دهنده این دوره های هنری. پس ویژگی های این چهار دوره تاریخی باعث شده در موزه ملی با پیچ های كوچكی به هم متصل باشند. قاجارها هم سعی كردند در بین همه هنرها نقاشی و تصویرگری را انتخاب كنند. در آخرین بخش موزه نمی شود از تصویر منحصر به فرد منسوب به امیركبیر یاد نكرد كه یكی از شاخص ترین آثار از دوران قاجار در موزه ملی است.البته در این بین آثار دیگری هم از دوره قاجاریه به چشم می خورند مانند دو آیینه قرینه با نام ناصرالدین شاه قاجار و یكی دو اثر از صنیع  الدوله. آخرین بخش موزه ملی زمانی است كه به در ورودی آن می رسید و با تصویر با شكوه جنگ ایران و روس روی پرده مواجه می شوید. پرده ای كه برخلاف تاریخ، شكست روس ها را نشان می دهد. فتحعلی شاه كه در طول عمرش پایش به جنگ كشیده نشده بود، در مركز این نقاشی قرار دارد و همچنین عباس میرزا كه او را پوشش می دهد. در كنار این تابلوی بزرگ یكی از نقاشی های قهوه خانه ای منحصر به فرد از محمد مدبر؛ نقاش شاخص مكتب قهوه خانه ای به چشم می خورد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *