نقش پوشاك و لباس در فرهنگ و هنر مردم

آنچه برتن می کنیم فقط پوششی برای محافظت از گرما و سرما یا زیبندگی نیست. با این كه پوشش امری بدیهی به نظر می رسد، اما در ارتباطی دوسویه با فرهنگ و هنر قرار دارد. اكنون می خواهیم ببینیم كه پارچه ، پوشاك لباس و هر آنچه با پوشش در ارتباط است ، چه نمودی در فرهنگ و تاریخ داشته است.

 

پیله و جاده

از سرزمین باستانی چین تا سواحل لاجوردین دریای مدیترانه مسیری طولانی است. این مسیر علاوه بر گذر مسافران و تاجران و همچنین لشکرهای کوچک و بزرگ نظامی در طول تاریخ راهی بوده تا محصولی نرم و لطیف به نام ابریشم از آن گذر کرده و از چین به سایر نقاط جهان برسد. اهمیت ابریشم به اندازه ای بوده که بعدها یعنی در سده نوزدهم میلادی این جاده باستانی را به این نام خوانده اند. در هر صورت همین جاده نه چندان نرم که در پاره ای از نقاط بسیار هم خشن و ناهموار بود، نقشی موثر در تجارت بین شرق و غرب بازی کرده است. باید به این نکته توجه داشت که جاده مذکور نه تنها به امر تجارت کالاهای اقتصادی یاری می رساند؛ بلکه نقش قابل توجهی در انتقال فرهنگ و هنر مناطق مختلف به سایر نقاط جهان بازی می کرد. ابریشم که خاستگاه اصلی  آن در کشور چین بود، کالای بسیار جذاب و کمیابی بود و هزینه بالای حمل و نقل آن در مسیر طولانی جاده ابریشم باعث می شد که در بسیاری از مناطق دوردست از چین به کالایی گرانبها همچون طلا تبدیل شود. داستان اسرارآمیز تبدیل کرم ابریشم به پیله و مسیری که این پارچه گرانبها از اول تا انتها می پیماید یکی از نکات قابل توجه هنرمندان و ادیبان سراسر جهان بوده است. یک ضرب المثل چینی می گوید: «یک کرم ابریشم تمام ابریشم خود را می تند تا بمیرد همان گونه که شمع تا آخرین قطره اش می گدازد.» پدر شعر نوی پارسی، نیمایوشیج در وصف خلوت گزینی و در خود فرورفتن کرم ابریشم سروده گرانسنگی دارد که با این عبارات آغاز می شود:

در پیله تا کی بر خویشتن تنی؟

پرسید کرم را مرغ از فروتنی

تا چند منزوی در کنج خلوتی؟

دربسته تا به کی در محبس تنی؟

 

از تن جانوران

استفاده از پوست حیوانات گوناگون از دوران کهن در نقاط مختلف جهان رایج بوده است. این موضوع در برخی مناطق همچون نواحی سرد قطبی راهکار بسیار مهمی برای زنده ماندن به ویژه در دورانی بوده که ساکنان این نواحی ارتباط چندانی با سایر مراکز پرتراکم بشری نداشته اند. به مرور در برخی از فرهنگ ها و در میان عده ای از مردم بهره گیری از پوشاک تهیه شده از پوست برخی از حیوانات کمیاب به نوعی ابزار تفاخر تبدیل شد. البته در این میان حرکت های مخالفی نیز از سوی عده ای از طرفداران حقوق حیوانات و حفظ حیات وحش صورت گرفته که همچنان به قوت خود باقی است. افرادی که در این گروه ها و نهادها فعالیت می كنند توانسته اند به موفقیت هایی در زمینه اعمال فشار بر اشخاص حقیقی و حقوقی دست یابند و تصویب قوانینی را سبب شوند که از شیوه های خشن در از بین بردن حیوانات و بهره گیری از پوست شان جلوگیری كند. انجمن حمایت از حیوانات کشور کانادا در سال 1969 میلادی تاسیس شد. یکی از هدف های بنیادین این انجمن جلوگیری از کشتار بی رویه فوک های دریایی سواحل کانادا به منظور بهره گیری از پوست شان بود. با این وجود، هنوز استفاده از پوست حیوانات در گوشه و کنار جهان رواج دارد و انواع پوشاک گرانبها از آن تولید می شود.

 

2.jpgاز میان پارچه هایی که بشر در طول تاریخ برای پوشش بدن یا محیط اطرافش استفاده کرده برخی از جایگاه و اهمیت بیشتری برخوردارند؛ ابریشم و حریر و تافته از این دسته اند. تافته نوعی پارچه لطیف و در عین حال محکم بوده که برای لباس های بلند و رسمی و همچنین پرده و پوشش های مختلف اتاق استفاده می شود

 

مالکان بی سرزمین

سرخپوستان آمریکا با فرهنگ غنی و رازآلودشان معمولا با پوشش هایی پوشیده از پر یا با کلاه هایی که آنها نیز با پر آراسته شده پیش  چشمان ما مجسم می گردند. پیش از آن که اشغالگران به سرزمین آباء  و اجدادی آنها یورش آورند، سرخپوستان آزادانه در گوشه و کنار قاره بزرگ آمریکای شمالی به شکل قبایل گوناگون زندگی آرامی داشتند و روزگار می گذراندند. زندگی در قبایل جداگانه، باعث می شد که نوع پوشش سرخپوستان از یک قبیله به قبیله دیگر تفاوت هایی داشته باشد، به طوری که چشمان تیزبین و آشنا با فرهنگ این مردمان می توانست، با نگاه به پوشش یک سرخپوست تعلق آن شخص به قبیله اجدادی اش را تشخیص دهد، اما این گوناگونی زیبا و منحصربه فرد، پس از دوران یورش غربی ها تحت تاثیرقرارگرفت و شکلی دیگر یافت. سرخپوستان قبایل گوناگون با زور و تهدید مجبور بودند در مناطقی مشخص همچون کمپ های پناهندگان امروزی به سربرده و به این ترتیب افراد از قبایل مختلف در کنار هم قرارگرفتند. این همجواری باعث شد که فرهنگ پوشش آنها نیز دستخوش تغییر شده و مواردی از یک قبیله به قبیله دیگر و بالعکس انتقال یافته و نوعی آشفتگی در وضعیت پوشش سنتی سرخپوستان پدید آید که با شیوه منحصربه فرد و مشخص گذشته تفاوت داشت. در فرهنگ قبایل سرخپوست سنت بهره گیری از نمادها و نشانه ها جایگاهی برجسته داشت به طوری که این رویکرد را می شد در نوع پوشش آنها نیز دید. وجود نماد یا نشانه ای خاص در پوشش یک مرد یا زن سرخپوست می توانست اطلاعاتی از قبیل وضعیت و جایگاه خانوادگی یا پیشه او ارائه دهد. مثلا تزئین لباس یک زن سرخپوست با دندان های گوزن به این معنی بود كه همسر آن زن یک شکارچی است.

 

 

همچون برف از دل خاک

غوزه های سفید پنبه از زمانی که بر تن کشتزار لباسی سفید همچون لباس عروس پوشانده تا زمانی که به شکل های گوناگون بر تن ما می نشینند، مسیری طولانی و پیچیده را می پیمایند. جالب است بدانید که واژه معادل پنبه در زبان انگلیسی نیز از معادل عربی آن یعنی« قُطن» گرفته شده و به این ترتیب در زبان مذکور کاتن نامیده می شود. الیاف پنبه هزاران سال است که توسط انسان به کار گرفته شده و از آن پارچه های گوناگونی برای مصارف مختلف که از همه مهم تر تولید پوشاک بوده تولید شده است. نشانه هایی از پوشاک تولید شده از این گیاه بومی مناطق گرمسیری و نیمه گرمسیری در مکزیک و هندوستان با قدمتی حدود 6000 سال پیش یافت شده است. در سرزمین کهن ایران نیز نشانه هایی از کاشت پنبه در مناطقی همچون مرو و ری به دست آمده است. در شاهنامه فردوسی نیز در دو جا به پنبه اشاره شده است. وابستگی جوامع بشری در طول تاریخ به پنبه و محصولات آن گاهی معادلات اقتصادی و سیاسی کلان را نیز تحت تاثیر قرارداده است؛ مثلا در میانه سده 19 میلادی در ایالات متحده از اصطلاحی با عنوان «شاه پنبه» استفاده می شد که اشاره به تولید بالای این گیاه در مناطق جنوبی و توانایی اعمال نفوذ سیاسی و اقتصادی بر رقبای شمالی و همچنین برخی از کشورهای اروپایی داشت.

پنبه در زندگی آدمی نه تنها به عنوان زیبنده تن بلکه در فرهنگ، هنر و ادب نیز بازتاب یافته است. جک  بتی نویسنده اهل شهر بیرمنگام از ایالت آلاباما در دوران حیات نه چندان طولانی اش چندین کتاب نوشت که آخرین آنها در سال 1928 با عنوان «پنبه»، به روایت داستان پسری می پردازد که پدرش مزرعه ای را اجاره کرده است. در این کتاب پسر تلاش فراوانی برای دستیابی به شیوه های نوین مبتنی بر دانش کشاورزی كرده تا محصول مزرعه خانوادگی اش را از نظر کیفیت و کمیت بهبود بخشد و به این ترتیب پیشرفتی قابل توجه در اقتصاد خانوادگی و آینده زندگی شخصی اش کسب كند. در نگاهی دیگر به اهمیت پنبه در فرهنگ و هنر، می توان به تاسیس موزه پنبه در سال 2006 در شهر ممفیس در ایالت تنسی اشاره كرد که در ساختمان مرکز قدیمی تجارت پنبه بنا شده است. در این موزه، اهمیت تاریخی  و اجتماعی پنبه در کنار نقش فرهنگی و هنری آن به شکل های مختلف در طول تاریخ به نمایش درآمده است.

 

كنج آرام

وقتی نام ون گوگ بر زبان می آید احتمالا بیش از سایر آثار به یاد گلدان هایی می افتیم که با گل های زرد آفتابگردان توسط او بر بوم نقش بسته اند. ونسان ون گوگ (1890-1853) نقاش مشهور هلندی در دوران حیات نه چندان طولانی خود آثاری ماندگار و تاثیرگذار خلق كرد. زندگی او که به خاطر شرایط ویژه روحی و شغلی دستمایه پژوهش های گوناگونی قرار گرفته نه تنها به شرایط درونی روحی بلکه به جایگاه شغلی و شرایط اجتماعی روزگار وابسته بود. ظهور انقلاب صنعتی، زندگی مردم را در شهرها و روستاها دستخوش تغییرات بزرگی کرده بود. همچنین ورود دستگاه های بافندگی تغییر مهمی در سرعت و کیفیت تولید پارچه و لباس ایجاد کرده بود. ون گوگ با  بی اعتنایی به این پیشرفت ها، کنجی خلوت و آرام را برای كار برگزید. در چند نقاشی او،  زنانی را می بینیم که سوزن به دست در کمال آرامش و صبر و حوصله به دوختن لباس مشغولند، آرامشی که از میان دنیای رنگ و خطوط بوم نقاشی هر بیننده ای را تحت تاثیر قرار می دهد و خاطره ای را از دورانی که ماشین های پرسروصدای دوخت و دوز به میان نیامده بودند در ذهن زنده می کند.

 

پوششی برای یک طعم خوب

در رستوران های درجه یک دنیا معیارهای مشخصی وجود دارد که تنها مربوط به طعم خوراک های لذیذ نیست، بلکه موازین دیگری از جمله چگونگی محل و ابزار و ادوات اشخاصی را که در امر تهیه غذا دخیل بوده نیز شامل می شود. یکی از این نکات، پوشش سفید رنگ آشپزها و کلاه بلندی است که بر سر می گذارند. تاریخچه استفاده از این کلاه های بلند به سده شانزدهم میلادی در غرب می رسد. در سده نوزدهم میلادی یک آشپز خلاق و مشهور فرانسوی به نام مری آنتوان کارم در کنار شیوه های نوین پخت و پز، از لباس سفید با کلاه یادشده استفاده و درواقع این شیوه پوشش را برای آشپزخانه های حرفه ای باب كرد. کت های دارای دو ردیف دگمه و شلوارهای سیاه و سفید نیز از شیوه های رایج در پوشش آشپزها بوده است. در رابطه با شکاف های موجود در کلاه بلند آشپزها این عقیده وجود دارد که در دوران گذشته بسیاری معتقد بودند که تعداد این شکاف ها نشان دهنده تعداد روش های پخت تخم مرغ بوده که یک آشپز قادر به انجام آن است؛ یعنی اگر کلاه مزبور دارای یکصد شکاف باشد مفهومش آن است که آشپز مزبور می تواند تخم مرغ را به صد شیوه مختلف بپزد. هرچند ممکن است این عدد تا حدودی اغراق آمیز به نظر برسد. از آنجایی كه نوع کار آشپزها با رعایت پاکی و بهداشت ارتباطی مستقیم دارد و از طرفی، رنگ سفید نماد پاكیزگی است ، این پوشش می تواند موضوع پاكی و تمیزی را به ذهن متبادر كند.

 

باتیک

کشور زیبا و سرسبز مالزی با فرهنگ غنی و هنرهای سنتی اش مکانی جذاب برای جهانگردان است. یکی از صنایع دستی این کشور چاپ روی پارچه یا اصطلاحا «باتیک» است که نه تنها سابقه ای طولانی در زندگی مصرفی مردمان این دیار داشته بلکه جهانگردان نیز اقبال خوبی به آن نشان داده و آن  را به عنوان یک یادگاری خریداری می کنند. تولید باتیک بیشتر در سواحل شرقی جزیره مالزی صورت می گیرد. شیوه اصلی چاپ نقش ها روی پارچه توسط دست و با کلیشه هایی حاوی نقش های آماده شده انجام می شود. الگوهای تکراری موجود روی این پارچه ها بیشتر از عناصر گیاهی همچون گل و برگ، پروانه، نقش های هندسی و انتزاعی تشکیل شده است. نقش های انسانی و حیوانی در این پارچه ها کمتر به کار می رود.

صنعت تولید باتیک در کشور اندونزی هم سابقه ای طولانی دارد، ولی در میان باتیک های تولیدی این دو کشور تفاوت هایی در زمینه نقش ها و رنگ ها به چشم می خورد؛ مثلاً در باتیک های مالزیایی معمولاً رنگ های درخشان تر و روشن تری نسبت به باتیک های اندونزیای دیده می شود. نهادهای فرهنگی و هنری مالزی از تولید این هنر دستی سنتی پشتیبانی قابل توجهی کرده و بسیاری از مالزیایی ها در مراسم رسمی از پارچه های باتیک برای پوشش های شان استفاده می کنند. در نمایشگاه بین المللی باتیک كه هر دو سال یک بار در شهر کوآلالامپور به مدت سه روز برگزار می شود ، آخرین طرح های باتیک به نمایش درمی آید.

 

پوشش چشمان

عینک های آفتابی با طرح ها و رنگ های مختلف گاهی به عنوان یک پوشش اساسی برای محافظت از چشم در شرایط ویژه و گاهی بیشتر برای زیبایی مورد توجه افراد گروه های مختلف سنی قرار داشته اند. برخی از پرتوهای خورشید همچون فرابنفش آسیب هایی را به چشم می رساند که گاهی بهره گیری از عینک های آفتابی در چنین شرایطی امری ضروری به نظر می رسد. سابقه استفاده به پوشش هایی شبیه این عینک ها در فرهنگ ها و میان ملل مختلف بسیار طولانی و در پاره ای از موارد جالب است. در کشور چین نزدیک به 800سال پیش از نوعی سنگ معدنی کوارتز به نام موریون، ورقه های نازکی تهیه می شد و همچون عینک های آفتابی امروزی از آنها استفاده می شد. امپراتور نه چندان خوش خلق روم باستان؛ نرون برای تماشای مسابقه های گلادیاتورها در میدان کلسئوم از یک قطعه زمرد سبز استفاده می کرد. اهالی مناطق سرد قطبی از دوران بسیار کهن ابزاری شبیه عینک ولی از جنس چوب یا عاج بر چشم می گذاشتند که دو طرف آن فقط یک شیار باریک افقی قرار داشت که از میان آنها نور به چشمان می رسید. در میانه سده هجدهم میلادی، یک عینک ساز انگلیسی به نام جیمز آیسکوگ نمونه هایی را که بعدها عینک های آفتابی کنونی از آن الهام گرفته شد به بازار عرضه کرد.  در سده بیستم به سرعت استفاده از عینک های آفتابی گسترش یافت و مردم از طبقات و مشاغل گوناگون به استفاده از آن روی آوردند. در این میان استفاده از برخی برندها یا طرح های خاص توسط هنرمندان، ورزشکاران و افراد مشهور به شهرت آن برند و اقبال عمومی نسبت به آن انجامیده  است. در فیلم مشهور «هشت و نیم» به کارگردانی فدریکو فلینی، بازیگر مشهور ایتالیایی، مارچلو ماسترویانی نه تنها به شهرت و ماندگاری این فیلم کمک شایانی کرد، بلکه برند و طرح عینک آفتابی مورد استفاده او در این فیلم جاودانه گردیده و به شهرتی بسزا رسید.

 

امواج ماندگار

هنرمندان نقاش چالش های گوناگونی را در مسیر هنری خویش پیش رو دارند. یکی از این چالش های مهم، ترسیم چین و چروک های پارچه و پرده بود که اجرای خوب و شایسته آن نشان از مهارت و تجربه کافی هنرمند دارد. نقاشان برای بازنمایی چین و چروک پارچه در مراحل مختلف کار از طراحی گرفته تا رنگ آمیز و اجرای سایه و روشن های گوناگون از تکنیک های گوناگونی بهره می گیرند که کسب هرکدام از این مهارت ها زمانی زیاد و تلاشی خستگی ناپذیر را طلب می کند. بسیاری از آثار نقاشی فاخر که دسترنج هنرمندان مشهور بوده و امروزه زینت بخش دیوارهای کلیساها، کاخ ها، موزه ها و نمایشگاه های مختلف در سراسر جهان است مکانی برای عرضه مهارت هنرمندان مذکور برای تجسم بخشیدن دوباره به چین و چروک ها و امواج پیچیده پارچه و پرده به شمار می آید. یکی دیگر از عرصه های هنرنمایی با توجه به چین و چروک پارچه ها، توسط هنرمندان مجسمه ساز در طول تاریخ شکل گرفته است. مجسمه سازان در تمدن های باستانی شرق و غرب از جمله یونان و مصر با گذشت زمان تکنیک های بازنمایی چین و چروک پارچه ها را بهبود بخشیده و شکوه و جلالی دیگر به پیکره های شان بخشیدند. درواقع بخش مهمی از عظمت و جاذبه ای که در برخی از پیکره ها وجود دارد از چین های مواج لباس پیکره ها که همچون امواجی لطیف در نسیم باد به حرکت درآمده حاصل شده است.

 

2.jpgنقاشان برای بازنمایی چین و چروک پارچه در مراحل مختلف کار از طراحی گرفته تا رنگ آمیز و اجرای سایه و روشن های گوناگون از تکنیک های گوناگونی بهره می گیرند که کسب هرکدام از این مهارت ها زمانی زیاد و تلاشی خستگی ناپذیر را طلب می کند

 

تافته جدا بافته

از میان پارچه هایی که بشر در طول تاریخ برای پوشش بدن یا محیط اطرافش استفاده کرده برخی از جایگاه و اهمیت بیشتری برخوردارند؛ نمونه هایی همچون ابریشم و حریر و تافته از این دسته اند. تافته نوعی پارچه لطیف و در عین حال محکم بوده که برای لباس های بلند و رسمی و همچنین پرده و پوشش های مختلف اتاق استفاده می شود. برادران مونت گولفیر در سال 1782 میلادی پس از انجام آزمایش های گوناگون برای ساخت بالون به این نتیجه رسیدند که از پارچه تافته برای ساختن بالون استفاده كنند. در یکی از صحنه های فیلم ترسناک فرانکشتاین جوان، الیزابت و فرانکشتاین هنگام خداحافظی اشاره ای به جنس پالتویی که بر تن الیزابت بوده و از جنس تافته ساخته شده می کنند. اگر به ویژگی های ممتاز این نوع پارچه گرانبها توجه كنیم شاید بهتر بتوانیم معنی اصطلاح «تافته جدا بافته» را دریابیم.

 

شنل

نیکلای گوگول (1859-1809) نویسنده روس یکی از سرشناس ترین نویسندگان روسیه به شمار می آید که در آثارش به وقایع دوران خویش با بیانی احساس برانگیز پرداخته است. «شنل» نام یکی از داستان های کوتاهی است که به تنهایی بیش از سایر آثارش برای او شهرت برجای گذاشته است. گوگول در این داستان به زندگی سخت پیرمردی که در اداره ای دولتی به کار نوشتن نامه و نسخه برداری دستی از متون مشغول است می پردازد. داستان حول موضوع شنل یا درواقع پالتویی است که پیرمرد می پوشد و به آن وابستگی زیادی دارد. پیرمرد که آکاکی نام دارد شنلی کهنه و مندرس بر تن کرده که هر روز مایه تمسخر او توسط همکارانش در اداره است. او به خیاطی به نام پتروویچ مراجعه می كند و از او می خواهد شنل را ترمیم كند، ولی پتروویچ به او می گوید که شنل مزبور بیش از اندازه کهنه و فرسوده شده و غیرقابل ترمیم است و او باید شنلی نو بخرد. آکاکی که درآمد اندک ماهانه اش كفاف برای خرید یک شنل نو را نمی دهد، به فکر فرورفته و روزها با خود کلنجار می رود. او بسیاری از مخارج روزمره اش را حذف کرده و با اضافه کاری و پس انداز پس از مدتی موفق می شود که پول لازم را برای خرید یک شنل نو فراهم آورد. پس از خرید شنل نو و در نخستین روزی که به اداره می رود، جو آنجا تحت تأثیر قرار گرفته و همه از شنل نوی او صحبت می کنند. چندی بعد رئیس اداره او را به یکی از مهمانی هایش دعوت می کند. جالب اینجاست كه پیش تر آکاکی به این نوع مهمانی ها دعوت نمی شد، اما سرنوشت گویی با او سر سازگاری نداشته و در حمله عده ای اوباش، این شنل گرانبها از او دزدیده می شود. ناراحتی بر او مستولی شده و درخواست کمک از یک افسر نظامی برای یافتن شنل راه به جایی نمی برد. او سرانجام در بستر مرگ افتاده و کابوس می بیند و در نهایت جان می دهد. داستان در ادامه به به شكلی خیالی ادامه پیدا می كند؛ به طوری که اهالی شهر روح سرگردانی را بر فراز شهر می بینند كه شنل ها را از تن مردم درمی آورد.

 

گردونه اسرارآمیز

حدود 1500 سال پیش در شبه  قاره هندوستان چرخ ریسندگی اختراع شد و مورد استفاده قرارگرفت. این گردونه اسرارآمیز نه تنها جایگزین دوک نخ ریسی شد و سرعت و کیفیت تولید پارچه را بهبود بخشید؛ بلکه به منبع الهامی برای تولیدات فرهنگی در حوزه های گوناگون ادبی و هنری بدل شد. در آثار نقاشی و نگارگری شرق و غرب از ژاپن و سرزمین های اسلامی گرفته تا اروپا، نمونه های فراوانی را در حوزه های یاد شده می توان یافت. حتی در پاره ای از آثار موسیقی نیز حضور چرخ نخ ریسی را می توان مشاهده كرد، به طور مثال، آهنگساز مشهور چک، آنتونین دوورژاک یک اثر موسیقایی برای ارکستر با عنوان «چرخ نخ ریسی طلایی» دارد که از یک داستان تخیلی گرفته شده است. نمونه مشهور دیگر در عالم موسیقی اثری است از آهنگساز مشهور اتریشی، فرانتس شوبرت با عنوان «گرتچن پشت چرخ نخ ریسی» که برای پیانو و آواز نگاشته شده است. در جهان سیاست، مشهورترین ارجاع به این ابزار را می توان در جریان استقلال کشور هندوستان دید. مهاتما گاندی پدر هندوستان نوین با تحریم پارچه و کالاهای انگلیسی، خودش پشت چرخ نخ ریسی نشست و پارچه بافت و به این ترتیب جمعیت انبوه این کشور را که درگیر نبرد برای رهایی از چنگال استعمار بودند، به استفاده از کالاهای بومی تشویق كرد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *